
فاش نیوز - در راهپیمایی ۲۲ بهمن، خیابان از صبح زود پر شده بود؛ آسفالت خیس، هوا سرد، نفسها بخار میشد، وانتهای حامل بلندگو آرام جلو میرفتند، طبلها ریتم میدادند، پرچمها بالای سر جمعیت موج میخوردند و میان شلوغی، بادکنکها به دست بچهها میرقصیدند.
زنها کنار هم راه میرفتند؛ یکی با چادر مشکی که لبهاش را جمع کرده بود تا تندتر قدم بردارد، یکی با روسری گلدار و لبخند پهن، یکی با شال روشن که چند تار موی بلوندش شیطنتکنان از زیر روسری بیرون زده بود.
لیلا خندید و گفت دخترها حواستونه، داریم تاریخ میسازیم!
مریم جواب داد، با کفش راحت و صدای بلند.
زن چادری گفت «و بدون ترس».
جمع که ایستاد، صدای بلندگو مکث کرد، لیلا گفت: آمادهاین؟
لیلا با صدایی که اول کمی میلرزید اما زود صاف و محکم شد، نفس گرفت و شاد و جسور فریاد زد:
ترامپ، فکر نکنی ما زنیم،
توی دهنت میزنیم
صدایش مثل جرقهای در هوا پرید، زنها یک لحظه خندیدند و بعد صداهایشان روی هم افتاد؛ زن چادری با صدای گرم، زن روسریگلدار با خنده، زنی که چند تار موی بلوندش از زیر روسری بیرون بود با هیجان، شعار را کشیدند و بلندتر کردند. خنده و هیجان ترکید و خیابان پر شد از صدای زنانه.
دور سوم شعار از زبان زنها موشک شده بود. یکهو مردها با صدای بم و حمایتی شعار را تکرار کردند: ترامپ فکر نکنی ما زنیم، تو دهنت میزنیم!
خیابان پر شد از صدا. پرچمها تندتر تکان خورد، جمعیت بهشوق آمد، و در آن هیاهوی گرم و زنده، معلوم شد زنها، با هر پوششی، چادر یا روسری یا شال، نهتنها وسط میداناند، بلکه ضربآهنگ شجاعت این خیابان را هم خودشان تعیین میکنند. در آن موج صدا و خنده، زنها دوشادوش مردان، وسط جامعهاند، با صدایی که شنیده میشود.
|| جعفری، عضو مسجد امام زینالعابدین(ع) کوی انقلاب اهواز