تاریخ : 1404,دوشنبه 27 بهمن14:13
کد خبر : 123833 - سرویس خبری : سیاسی

یک یادداشت جامانده

دیدم نامردی‌ست سید را تنها بگذارم!


دیدم نامردی‌ست سید را تنها بگذارم!

خدایا جا دارد دوباره وحی کنی به آدم که امروز شیطان فهمید چرا باید پای آدم سجده کند. دل بقیة‌الله شاد. دل رسول‌الله شاد. امروز روز همه‌ی ملت است. غایب‌ها هم دل پاکشان اینجا بود....

حسین قدیانی

فاش نیوز - حق؛ من از سال هزار و چهارصد در راهپیمایی بیست و دوی بهمن شرکت نکردم. خوب یا بد من یک سال زودتر از سال زن زندگی آزادی زبانم به اعتراض علیه نظام باز شد. حسم این بود که جمهوری اسلامی دارد به نظام محبوب مصباحیستها تبدیل می‌شود؛ پس راهپیمایی بیست و دوی بهمن به من چه؟ نانوشته نگذارم که سال‌های قبلترش عاشق یوم‌الله بودم. از صبح زود شال و کلاه می‌کردم و خودم را به میدان آزادی می‌رساندم. اصرار هم داشتم که شیکترین لباسم تنم باشد. حتمم این بود که چشم دنیا به یوم‌الله تماشایی ماست. آن فرشته‌هایی بودند که چشم داور را بستند تا گل دست خدا را هند نگیرد؛ در فکرم این جور می‌گذشت که میدان آزادی پاتوق همه‌ی آن فرشته‌هاست و دیگوی بزرگ هم چشمش به حضور ملت ماست. از آدم تا نوح و از ابراهیم تا موسی و از عیسی تا محمد، همه‌ی پیامبران و همه‌ی امامان چشمشان به قدوم ملت ایران است.

برای من راهپیمایی بیست و دوی بهمن مناسک انسانیت بود و روز مرگ شیطان بود و من یک سال منتظر می‌ماندم که کی بیست و دوم بهمن می‌شود. غروب بیست و دوی بهمن هزار و چهارصد یکی از تلخ‌ترین غروب‌های زندگی‌م بود. بعد از عمری حضور، غیبت کرده بودم در مراسم یوم‌الله با بهانه‌هایی موجه یا غیر موجه و الان یک‌آن دو به شک شدم که نکند موجح درست باشد. نه. همان موجه درست است. هایده بود، کی بود که از عالم مستی حرف می‌زد؟ اعتراف می‌کنم الساعة مستم. مست مست و راست است که گفته‌اند مستی و راستی. هر چه باداباد.

به همین باران قسم می‌خورم که بنا دارم بعد از چند سال فردا باز در راهپیمایی بیست و دوم بهمن شرکت کنم. فکر می‌کنم از اصالت به دور است که در دوگانه‌ی ترامپ- خامنه‌ای خامنه‌ای را تنها بگذارم. این یعنی تنها گذاشتن وطن. فردا روز بچه‌بازی نیست. فردا صدای حسین است و میدان آزادی. کیست مرا یاری کند؟ من نصیری نیستم که از کانادا برای سیدعلی خط و نشان بکشم. همین جا اعتراض می‌کنم به خامنه‌ای ولی فردا یک‌سو خامنه‌ای است و سوی دیگر نتانیاهو. نامردی است سید را تنها بگذارم در این جنگ. فردا اعلام وفا نسبت به جمهوری اسلامی در حکم وفاداری نسبت به خون چمران است و چمران هم اهل بچه‌بازی نبود. هر اختلافی هست، فردا یوم‌الله حضور است. فردا روز بهشتی و مطهری است. فردا عطر طالقانی و بازرگان دارد. فردا حتی چشم مارادونای ضد سلطه هم به ملت ماست، چشم چ و چشم امام موسی و چشم همه‌ی مبارزان و چشم یعقوب هم فردا دنبال یوسف در میدان آزادی می‌گردد. حلقه‌ی وصل اسماعیل به اسحاق و من بنا دارم از همین امروز نفسم را قربانی کنم. کاری که آرش کرد. من می‌آیم...

ما از خیابان رازی وارد خیابان انقلاب شدیم. تراکم جمعیت به حدی بود که سخت می‌شد پل حافظ را دید. قدبلندی که کردم و آن شکوه جمعیت را بالای پل دیدم، حتم کردم این راهپیمایی متفاوتی است. نیم‌ساعت طول کشید به چهارراه ولیعصر برسیم. مسیر یک دقیقه‌ای. اشکی شدم و در دلم سوره‌ی فتح را خواندم. سنگ تمام ملت برای ولایت؛ از علی تا سیدعلی و از آدم تا خاتم. روز یأس شیطان.

به‌سختی توانستیم جمع شویم و عکس بگیریم. گمان نکنم دوربینی بتواند این حجم از حضور را در لنزش جا کند. خدا خودش باید دست بجنباند. روز بی‌نظیری شد در تاریخ بشریت. ملت ایران بار همه‌ی انسانیت را به دوش کشید. حالا همه ایرانی‌تر شده‌ایم. کورش‌تر. باکری‌تر. همت‌تر. دارند اذان ظهر می‌دهند.

حالا بهتر می‌فهمم و درک می‌کنم معنا و عظمت الله اکبر را. معنا و عظمت لا اله الا الله را. بعد از چند سال غیبت حسابی چسبید این یوم‌الله. تقویم زمستان، هوا بهاری. در زمستان بهاران آمد.

خدایا جا دارد دوباره وحی کنی به آدم که امروز شیطان فهمید چرا باید پای آدم سجده کند. دل بقیة‌الله شاد. دل رسول‌الله شاد. امروز روز همه‌ی ملت است. غایب‌ها هم دل پاکشان اینجا بود.

|| حسین قدیانی(۲۱بهمن ۱۴۰۴)