
فاش نیوز - به نام خدا و با سلام؛ سؤالی که در اذهان مطرح است که چرا ایران اینترنشنال اینقدر دربارهاش صحبت میشود و این که چرا بهعنوان یک شبکه تلویزیونی مطرح ضد جمهوری اسلامی از آن یاد میشود. یک نکته ظریفی هست. معمولاً تکرار آن چه که بهعنوان ضدتبلیغ مطرح میشود خودش تبلیغ است. یعنی وقتی هم که دائم در رسانههای ایران، چه در فضای مجازی، چه در صداوسیما از ایران اینترنشنال از آن نام برده میشود و تلاش در پاسخ دادن به مطالب آن میشود، این خودش بهنوعی کنجکاوی ایجاد میکند که کسانی هم که اسمش را هم نشنیده بودند یا ندیده بودند، مطالبش را پیگیر باشند، جستجو بکنند و ببینند که خب چه هست که اینهمه دارد از آن صحبت میشود؛ از آن طرف کسانی هم که دارند استفاده میکنند، بهنوعی خوشحالتر باشند از رسانهای دارند استفاده میکنند که خیلی تحملش برای این نظام و این سیستم سخت است.
اما بهتر است که یک ابعاد دیگری از چگونگی و چرایی گسترده بودن استفاده از این شبکه ماهوارهای را بهعنوان رسانه شاخص ضد جمهوری اسلامی مرور کنیم.
به لحاظ فنی خب این شبکه در ماهوارههای متعددی که از ده درجه غربی تا ۶۴ درجه شرقی ماهوارههایی که توسط همین دیشها یا آنتنهای خانگی میتواند دریافت بشود، در تعداد قابلتوجهی از اینها وجود دارد و این که خودبهخود کسانی که با هر دلیل انگیزه و بهانهای چه بهعنوان حتی این که بعضیها بگویند ما داریم برای یادگیری زبان از ماهواره استفاده میکنیم، چه آنهایی که بگویند برای مثلاً دیدن فرهنگهای مختلف، چه آنهایی که بحث مربوط به تفریح و سرگرمی و مثلاً نداشتن برنامه خوب صداوسیما جمهوری اسلامی را مطرح میکنند، چه آنهایی که حتی از ماهواره بدر یا عربست بهعنوان دریافت شبکههای استانی دارند حتی در مناطق محروم استفاده میکنند، این شبکه در این ماهوارهها وجود دارد؛ یعنی حتی کسی هم که دارد شبکههای استانی را میگیرد و نمیتواند با آنتن زمینی این تصاویر را دریافت بکند، با یک جستجوی کوچک میتواند آن شبکهها را هم در کنار شبکههای دیگر داشته باشد.
پس گستردگی ارسالش باعث میشود که به نسبت ماهوارههای دیگر و به نسبت شبکههای ماهوارهای دیگری که به موازاتش وجود دارد، در حقیقت بتواند خودش را تبلیغ بکند که البته این هم مستلزم صرف هزینه زیاد است؛ یعنی برای پخش از هر ماهواره قطعاً سرمایه زیادی لازم است که حالا این سرمایه را ابتدا مطرح شد که عربستان سعودی یکی از بنیانگذاران این شبکه و حامی آن است که بعد آنها در مقاطعی انکار کردند؛ ولی بعدها مشخص شد که اصلاً بخش مهمی از سرمایه این شبکه از طریق آن لابیهای صهیونیستی و آن بودجهای که امریکا برای مقابله با انقلاب اسلامی و اسلامهراسی که ادعا میکنند، تأمین میشود. بحث وابسته بودن این شبکه به صهیونیسم هم توسط مجریان خود این شبکه به شکل مستقیم و غیرمستقیم مطرح شده که گاهی مثلاً گفتهاند میایند میگویند به اسرائیل ما اگر حمله بشود....
نکتۀ دوم، قدرت ارسال است؛ یعنی آن طولموجی که این شبکه برای ارسال دارد بهقدری از قدرت بالا برخوردار است که با کوچکترین اندازههای این آنتنهای ماهوارهای هم قابلدریافت است؛ یعنی دیگر نهایتان مثلاً با یک دیش یا بشقاب یا آنتن شصتسانتی یا حتی پنجاهسانتی هم اگر کسی بخواهد به شکلی استفاده بکند که دیده نشود این قابلدریافت است و این هم بههرحال مستلزم امکانات فنی بالاست.
مورد سوم، کیفیت ارسال است. تصاویری که توسط این شبکه دارد پخش میشود باکیفیت فولاچدی و با شفافیت و وضوح بسیار بالا دارد پخش میشود و حتی اگر کسی از تلویزیون عادی هم میخواهد استفاده بکند؛ ولی آن رسیور یا گیرندهاش قابلیت دریافت فولاچدی را داشته باشد میتواند با بهترین کیفیت از این شبکه استفاده بکند.
یکی از نکتههای خاصی که در این مدت و در ایام اعتراضات و آشوبها این شبکه اضافه کرده بود، بهنوعی استفاده از چتهای مخاطبین بود؛ یعنی آنهایی که حالا خارج از کشور بودند میتوانستند پیام را بفرستند و آنهایی که داخل هستند ببینند و حالا اگر آنهایی که داخل بودند بهنوعی دسترسی مستقیم نداشتند اگر از طریقی میتوانستند پیامشان را بنویسند، این پیام در صفحه این رسانه منتشر میشد و افراد میتوانستند بهنوعی پیامهایشان را ببینند.
بعد جالبش اینجاست که به لحاظ کارکرد، این شبکه منبع مورد استفاده رسانههای بیگانه یا رسانههای غربی قرار میگیرد. در یک اقدام هماهنگ خب وقتی که مثلاً این رسانه میگوید تعداد کشتهها مثلا اینقدر است، بلافاصله همه به همین شبکه استناد میکنند، به کسی که در این شبکه صحبت کرده استناد میکنند و آنها هم این مطلب را بیان میکنند و نکته جالبش این است که در حقیقت آنچه که توسط این شبکه اتفاق میافتد بهنوعی ابتدا یک القایی است، بعد تکرار و بعد آن تکرار در حقیقت یک بازخوردی از رسانههای دیگر را اینها مجدداً میگیرند و با سیستم القایی آن را پخش میکنند. مثلاً وقتی که در اعلام اول اعلام میکنند 12 هزار نفر کشته شدند، بلافاصله در یک اقدام هماهنگ به همه اعلام میشود، یک مثلاً منبع مستندی اعلام کرد که دوازده هزار نفر در اغتشاشات کشته شدند. بعد آنها خیلیهایشان به نقل از این که منبع مستند از ایران گفته که دوازده هزار نفر کشته شدند را مجدداً آن رسانهها اعلام میکنند و ایران اینترنشنال دوباره همین را به نقل از آن رسانهها برمیگرداند منعکس میکند؛ یعنی یکچرخهای را این وسط ایجاد کردند که سطح تلقینش و موردقبول واقعشدنش خیلی اثرگذار باشد و ...
حالا برویم سر این که اصلاً بانیان این شبکه چه کسانی هستند. خب یک فردی بهنام محمود عنایت، مدیر این شبکه است که این سالها در حقیقت با عنوان یک چهره شاخص مخالف جمهوری اسلامی بوده و فرد دیگری هم بهنام حسین رسام، مدیر تأمین برنامههای این شبکه است؛ ولی شاخصترین کسی که در این شبکه فعالیت میکند و مخاطب را میشناسد، سردبیر خبر این نشریه است(علیاصغر رمضانپور). وی از سال 76 تا 79 مشاور معاون فرهنگی و از سال 79 تا 82 معاون فرهنگی آقای احمد مسجدجامعی، وزیر ارشاد آقای خاتمی(دولت اصلاحات) بوده که این آقای رمضانپور فارغالتحصیل علوم سیاسی دانشگاه تهران است و سمتهایی هم که داشته در طی سالها کارشناس اقوام و اقلیتها در وزارت کشور بوده و در دفتر سیاسی وزارت کشور فعالیت داشته و مهمتر از آن، در مرکز مطالعات استراتژیک ریاستجمهوری فعالیت داشته و همچنین در مرکز مطالعات بنیادی وزارت ارشاد؛ که خب بعد از دولت اصلاحات و تمامشدن دوره آن فعالیتها، از ایران خارج میشود و از سال ۸۷ تا ۹۰ بهعنوان یک چهره شاخص رسانهای که از ایران آمده و اطلاعات خاصی هم دارد، کارمند BBC فارسی میشود و بعد دیگر با VOA (صدای امریکا) ارتباطش را ادامه میدهد و تحلیلگر آنجا میشود و در نهایت هم میشود سردبیر خبر ایران اینترنشنال و بعد جهتگیری و فعالیتهایش باعث شد که این شبکه ایران اینترنشنال با عنوان اولین شبکهای که بعد از آن انفجار و حادثه تروریستی که در اهواز به وجود آمده بود، گفت و گویی با سخنگوی تروریستهای «الاهوازیه» انجام میدهد که بهنوعی رسمیت میدهد به این که بله این توسط یک گروهی انجام شده که ما با آنها مصاحبه میکنیم و اینها خودشان شرح وقایع را میگویند...
و یا مثلاً یکی از افتخارات! این شبکه این بود که تنها شبکهای بود که بهاصطلاح با بنیامین نتانیاهو مصاحبه کرد و در جریان این جنگ دوازدهروزه هم کاملاً حمایت خودش را در حقیقت از اقدامات اسرائیل اعلام میکرد که در اغتشاشات اخیر هم همین ماهیت خودش را نشان داد و این آقای سردبیر باز هم یکی از افتخاراتش این بود که با مثلاً پژاک بهعنوان یک جریان کرد مخالف جمهوری اسلامی مصاحبه کردند. در این جریانات خیلی پیشقدم هستند بعد جالب است به لحاظ القای رسانهای خب بعد از آن پنجشنبه و جمعهای که اتفاقات خیلی تلخی پیش آمد و تعداد زیادی از هموطنان بهخاطر توطئهای که در حقیقت طراحی شده بود به شهادت رسیدند، این عددی که یک نفر در غسالخانۀ بهشتزهرا دیده بود(12هزار)، خب این را سریع اعلام کردند که آقا من دیدم مثلاً تا الان 12 هزار نفر را اینها شمردن و عددش را ثبت کردهاند... روز سهشنبه بعد از آن اتفاقات که ساعت مثلاً سه بعدازظهر این اعلام شد، بلافاصله در تمام تجمعاتی که در ایران یا خارج از کشور و شهرهای دیگر داشتند بلافاصله منعکس شد که آقا ایران اینترنشنال اعلام کرد مثلاً 12 هزار نفر را کشتهاند. در گام بعدی این آقای رمضانپور در مصاحبهای حدود یک هفته بعدش اعلام میکند؛ مثلاً 36هزار و 500 و بعد حالا عدد دوباره میرسد به حدود مثلاً پنجاههزار...
این سبکی که ایران اینترنشنال برای القاء خبر دارد، خب از همان اصطلاحات مجعول و مجهول استفاده میکند؛ «شنیدهها حاکی است» یا «یک مقام آگاه که نخواست نامش فاش شود» یا مثلاً یک پزشک یک پرستار یک مثلاً نیروی خاص اینها به این شکل بهعنوان منابعی که اگر بخواهد افشا بشود؛ مثلاً جانشان در خطر است، نام میبرند و بعد کسانی که با این شبکه تماس میگیرند، یک کدی را برای گفتههایشان دارند، بهخاطر این که هرطوری شده حرفشان را باورپذیر کنند که آن کدشان این است که آقا «من خودم دیدم» یا «من خودم شنیدم» یا بعد مثلاً دوستم این را دیده یا شنیده و بعد انواعواقسام موارد را مطرح میکردند؛ مثلاً دخترخانمی زنگزده که من خودم شنیدم کسانی که داشتند بهطرف مردم تیراندازی میکردند عربی حرف میزدند؛ مثلاً اینها ایرانی نبودند، نیروهای مثلاً حشدالشعبی یا مثلاً برای یمن و جای دیگر بودند و آن یکی دیگر میگفت که من دوستم دید که وقتی مردم داشتند فرار میکردند، این بسیجیها همهشان را به رگبار مثلاً مسلسل بستند یا آن یکی میگوید من خودم شنیدم که میگفتند آنهایی که در بازار رشت رفته بودند پناه گرفته بودند شنیدم که این بسیجیها گفتند برویم آتش بزنیم همهشان را بسوزانیم و رفتند بازار رشت را آتش زدند.
به شکلی این القائات مطرح میشود که مردم هم باور بکنند. بر اساس همان اصل «دروغ هر چه بزرگتر باشد باورش راحتتر است»، اینها هم از این روش القایی استفاده میکنند برای این که باتوجهبه مغشوشبودن اطلاعات، باتوجهبه ضعفی که در اطلاعرسانیها هست، باتوجهبه شایعاتی که به طور گسترده پخش میشود، اینها همه میتواند باورپذیر شود. حالا جدای از این که بحث مربوط به تحریف و جعل فراوانی اتفاق میافتد در عکس در فیلم در خبر و غیره. حالا موارد حاشیهای دیگری هم بود که وقتی بحث آمار مطرح شد، یکدفعه آمدند بیان کردند که نه اگر جمهوری اسلامی هم بخواهد آمار را اعلام بکند، این آمار واقعی نیست؛ بهخاطر این که خیلی از ترس این که مثلاً فاش نشود بچهشان چطوری بوده یا جنازهاش به دست کسی نیفتد، در فضای سبز و یا باغچه خانههایشان و مجتمعهایشان اینها را خاک کردهاند، یا مثلاً یک کسی مطرح کرده که من دیدم خودم که آمدند و کامیونهای سردخانهدار آمدند این جنازهها را از مثلاً کهریزک که پیگیری کردند میبردند اینها را در بیابانها مثلاً در گروههای دستهجمعی دفن میکردند.
اما وقتی هم این موارد که بههرحال طبیعی است در این شرایط بخواهد اینها موردقبول واقع بشود، به هر صورت مجموعه این عوامل باعث شده که این شبکه بهعنوان شبکه شاخصی در مقابل در این حوادث مطرح بشود و خب در حقیقت آن قسمت هم که تکمیل شد برای این شبکه که مثلاً رضا پهلوی را بهعنوان فرد شاخص رهبریکننده یا هدایتکننده یک جماعتی که میخواهند تغییر رژیم ایجاد بکنند آن را بیاورد مطرح بکند و با آن مصاحبه بکند، تریبون در اختیارش قرار بدهد و موارد اینچنینی که حالا جالب است که الان باتوجهبه تغییراتی که در تمام این اطلاعات و مسائل پیشآمده، حالا دنبال این هستند که بهنوعی توجیه بکنند آنچه که اینها خیلی مشتاق بودند اتفاق بیفتد و لحظهبهلحظه پیامهای ترامپ را ترجمه میکردند و در صحبتهایشان میگذاشتند، حالا به دنبال این هستند که بهنوعی بتوانند این قضیه را باز هم توجیه بکنند تا از اصطلاحاً آن قافلهای که دارند در مسیرش میروند جا نمانند....
|| دکتر سیدمحمود میرسلیمی