تاریخ : 1404,سه شنبه 12 اسفند14:39
کد خبر : 124061 - سرویس خبری : شهدا

حضرت ماه!


حضرت ماه!

حسین قدیانی

فاش نیوز - سال هشتاد و هشت. دیدار مردم نوشهر و چالوس با رهبر انقلاب. در هوای بارانی. باران که شدت گرفت، خامنه‌ای گفت من تا کی شما را زیر باران نگه دارم؟ مردم شعار دادند باران رحمت آمد، رهبر ما خوش آمد. آقا بغض کردند و با همان بغض گفتند اینکه من زیر سقف باشم و شما زیر باران برای من سخت است. شاید حتی چشم‌شان هم اشکی شد. رحمت به این همه خاطره‌ی خوب که از رهبر حکیم‌مان داریم.

شهادت آنهم به دست شقی‌ترین فراعنه‌ی دوران مدال افتخاری بر گردن سید شد. سیدی که همیشه از ما سربازانش جلوتر بود. از خواندن رمان چغر و بدبدن دن آرام شولوخوف بگیر تا شهادت. خامنه‌ای همیشه جلوی ما بود. جلودار ما بود. مردی که برای فهمش باید متن نوشت. از سویی بسیجی‌ها را دعوت به فرمان آتش به اختیار می‌کرد و از سویی همیشه دستور می‌داد که کارها بر مناط انضباط باشد. نه این از سر محافظه‌کاری‌ش بود، نه آن از سر شجاعت آلوده به بی‌مبالاتی.

سیدعلی جمع اضداد بود. همان هشتاد و هشت در نمازجمعه کلی از هاشمی دفاع کرد ولی از خطوط قرمز خود هم کوتاه نیامد. ابطال انتخابات در کتش نمی‌رفت و آن را اهانت به ملت و آرای ملت می‌دانست. می‌گفت چهل میلیون رأی. برای خامنه‌ای نه احمدی‌نژاد و موسوی که توده‌ی جمهور موضوعیت داشت. حالا گمانم خون خامنه‌ای بهترین دفاع را بکند از رهبری که ما مدافع قابلی برایش نبودیم.

خامنه‌ای با اعضای همان خانواده‌ای شهید شد که می‌گفتند در خارج زندگی می‌کنند. باور دارم که این خون مقدس یک جای درست‌حسابی از عصر آخرالزمان دست همه‌مان را می‌گیرد. خدا قیمت این خون را می‌داند و به قیمت خون خامنه‌ای در بهترین جا به نهضت و نظام یاری می‌رساند. اگر خون جهان‌آرا باعث آزادی خرمشهر شد، من یقین دارم خون سرخ خامنه‌ای وطن را تا زمان ظهور خورشید دوازدهم بیمه می‌کند‌.

خداوند است دیگر. تا چیزی را نگیرد، چیزی به آدمی نمی‌دهد. من یقین دارم با شهادت خامنه‌ای ایمان ما به خدای خامنه‌ای بیشتر خواهد شد. دشمن دوست دارد ما را شکسته ببیند ولی ما از رهبرمان یاد گرفته‌ایم که جز خدا از کسی یاری نخواهیم. موحد به تمام‌معنی.

مجتهد مسلم. مجاهد نستوه. این همه درست ولی خب دل لاکردارمان تنگ می‌شود برای آن دمی که سیدعلی پرده‌ی حسینیه را کنار می‌زد و دستش را برای‌مان تکان می‌داد و زیر لب ذکر می‌گفت. چه ذکری می‌گفت راستی سید؟

دلتنگ شماییم حضرت آقای آرمیتا و علیرضا. تو راه‌های آسمان را بلدی. سلام ما را به آوینی برسان. سلام ما را به چمران برسان. خوش به حال چمران که آغوش تو را دارد. دعای‌مان کن شهید سیدعلی حسینی خامنه‌ای..

حسین قدیانی(۱۰ اسفند ۱۴۰۴)