تاریخ : 1404,یکشنبه 17 اسفند12:31
کد خبر : 124084 - سرویس خبری : مقاومت اسلامی

بیداری جهانی وجدان‌ها


بیداری جهانی وجدان‌ها

محمدهادی صحرایی

فاش نیوز - محمد، جز فرستاده‌اى که پیش از او هم پیامبرانى آمده و رفتند، نیست. اگر او بمیرد یا کشته شود، از عقیده خود برمى‌گردید؟ هرکس از عقیده خود بازگردد، هیچ زیانى به خدا نمى‌رساند و به زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش مى‌دهد.(آل عمران 144)
قلم نمی‌چرخد و فرصت نوشتن نیست. اگرچه بغض بر بغض، بقچه کرده و غم به گلو می‌پیچانیم ولی حال‌گریستن نداریم. یعنی فرصتی نیست برای مویه و مرثیه. وگرنه ماکه عمری « خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست» می‌گفتیم، کِی به خود چنین روزگاری می‌دیدیم! و کِی دست تبهکار دشمن را در داخل خیمه تصور می‌کردیم که بتواند خون مولایمان را بریزد. ابتلاء و امتحان است یا سلب توفیق و نتیجه ناشکری و یا مرحله دیگری است که باید برای رسیدن به ظهور طی کنیم را اکنون، کاری ندارم ولی هرچه هست، سخت است و طاقت فرسا و استخوان شکن. که خدا بر ما آسان کند و در راه دینش استوارمان گرداند و خونخواه امام مظلوممان قرار دهد. آمین.
به یقین، شنبه نهم اسفند404 و دهم ماه مبارک رمضانش، مهم‌ترین تاریخی است که ما فرزندان انقلاب اسلامی، پس از پیروزی انقلاب عظیم اسلامی و رحلت جانکاه امام خمینی، تجربه می‌کنیم. نسل من که با خامنه‌ای حکیم، جوان شدیم و بالیدیم، مثل نسل قبلی که با خمینی کبیر بزرگ شده بودند، هیچ گاه فکر رحلت و شهادت را به مخیله راه نمی‌دادیم و به آن پدر پیر، چنان تکیه کرده بودیم که گویی تا ابد در کنار هم و هم نفسیم. یادی از موی سپید خود نکردیم و ندانستیم که نمی‌شود تا ابد تکیه کرد و دیر یا زود متکاء را از کنارمان خواهند کشید. چنان با آهنگ صدا و ضرباهنگ کلام و اخم و خنده و نشست و برخاست او خو کرده بودیم که فراموشمان شد او بزرگ‌ترین مقلد خمینی است و آنها سرنوشت‌شان جز شهادت نیست و از یاد بردیم که در نماز برپیکرحاج قاسم، از خدا شهادت خواست در حالی که مستجاب الدعوه بود.
او به ما می‌گفت که ممکن است در پیروزی نهائی و در نماز جماعت قدس، در بین ما نباشد ولی خبر ازاله صهیون آنچنان شیرین بود که تلخی آن حرف را نشنیدیم. او گفت شما شکست آمریکا را خواهید دید و شاید آن زمان نباشم و باز هم ما غافل شدیم و ندانستیم که او راستگوترین رهبر دنیاست. او گفت خوش به حال شما که مرا می‌بینید و دوستم دارید ولی من شما را نمی‌بینم و دوستتان دارم و باز هم ندانستیم که او به خاطر دوست داشتن ما چنان خودش را آماج تهمت‌ها و محرومیت‌ها و سختی‌ها کرد که مظلومیتش، حسرت به دلهامان گذاشت که چرا او را در برابر دروغها و بی‌حیاها تنها گذاشتیم تا جایی که دشمنان و برخی دوستان نادان، از مرگ و جانشینی او سخن می‌گفتند و از پناهندگی‌اش به فلان کشور و پنهان شدن در پناهگاهی که تودر تو است و... از جنس همان که گفتند مگر علی نماز می‌خواند؟
همسرش بانوی اول کشور بود و کسی حتی تصویری از او ندیده و سخنی نشنیده بود و او تظاهری نکرده بود و ما متوجه عزت نفس و عظمت ایشان هم نشدیم که برخلاف عادت جهان، چگونه خویشتندار و بزرگ زاده بود و برای بانوان و دختران ما الگوست. بیشتر نزدیکان مسؤولینی که در رسانه‌ها مطرح می‌شوند و متأسفانه گاهی درست است، ناسالم و آلوده و سوءاستفاده چی و بی‌هنر و متوهم ژن برتر و... هستند ولی یادمان رفت که شریف‌ترین ایرانی دوره ما، شریف‌ترین خانواده و آقازاده‌های تحصیلکرده و نزدیکان پاکیزه و پاکدست دارد که بی‌حاشیه و بی‌توقع و بی‌ادا و اطوار، در بین مردم چنان زندگی می‌کنند که کسی گمان نمی‌برد آقازاده‌های آقا باشند و چه الگوی موفقی از تربیت و خویشتنداری و تقوا و پرهیزگاری‌اند.
هرچه می‌گفت و توصیه می‌کرد و از ما می‌خواست را خودش، انجام داده بود. اگر امام خمینی معمار کبیر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بود، امام خامنه‌ای حکیم نیز معمار نظام مقتدر اسلامی است که در برهه‌های مختلف و عجیب و بی‌نظیر، توانست طبق ساختار قوی و مستحکمی که دارد، ادامه مسیر بدهد. زمانی که رئیس‌جمهور مظلوم، رئیسی عزیز به شهادت رسید و ما نه مجلس شورا و نه مجلس خبرگان مستقر داشتیم، توانستیم با مدیریت مقتدرانه او کشور را از آن مرحله سخت عبور دهیم. در جنگ 12 روزه نیز که شیاطین به ما حمله کردند و فرماندهان ارشد نظامی را به شهادت رساندند، باز هم او بود که فرماندهان را جایگزین کرد و افکار عمومی را ترمیم کرد و دستور حمله به دشمنان را صادر نمود و توانستیم آنها را خم و تقریباً له کنیم. و از این دست، کم نبوده در تاریخ انقلاب اسلامیِ پس از خمینی کبیر.