تاریخ : 1404,شنبه 23 اسفند14:25
کد خبر : 124135 - سرویس خبری : مقاومت اسلامی

«جنگ رمضان»؛ عبور از سراب دیپلماسی


«جنگ رمضان»؛ عبور از سراب دیپلماسی

علی‌رضا رجائی

فاش نیوز - تحولات اخیر و تحمیل جنگ در میانه فرآیندهای سیاسی، نشان داد که برخلاف تصورِ خوش‌بینانه، میدان و دیپلماسی نه دو مسیر موازی، بلکه یک کلِ واحد در راهبرد غرب هستند. این یادداشت به بررسی سه لایه اساسی در تحلیل وضعیت کنونی می‌پردازد.

 ۱. کالبدشکافی رفتار آمریکا؛ ارعاب به مثابه ابزار

راهبرد آمریکا (به‌ویژه در دوران ترامپ) بر پایه «تناقض‌گویی هوشمند» بنا شده است.
- هدف؛ ایجاد فضای عدم قطعیت و ترس برای وادار کردن طرف مقابل به مذاکره در موضع ضعف.
- نتیجه کاربردی؛ نباید تهدیدهای لفظی را صرفاً یک بلوف دانست، اما نباید آن‌ها را مبنای محاسبات امنیتی هم قرار داد. با این حال، تحمیل جنگ در حین مذاکره، بزرگ‌ترین ضربه را به «اعتبار دیپلماتیک» آمریکا وارد کرد. دیگر هیچ تضمینی برای پایداری هیچ توافقی وجود ندارد و همان‌طور که اشاره شد، باب مذاکره عملاً مسدود شده است.

 ۲. آلمان؛ شریکِ راهبردی، نه میانجیِ بی‌طرف

بسیاری از تحلیل‌گران در دهه‌های گذشته آلمان را به عنوان یک «وزنه‌ی تعادل» در اروپا می‌دیدند. اما اسناد امنیت ملی آلمان (کتاب سفید ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۳) حقیقتی متفاوت را برملا می‌کنند؛
- تعهدِ هویتی؛ دفاع از موجودیت رژیم صهیونیستی برای برلین یک موضوع سیاسی نیست، بلکه بخشی از «دکترین امنیت ملی» و تعهد تاریخی ناشی از جنگ جهانی دوم است.
- خروج از نقاب؛ میزبانی از جلسات امنیتی جنگ در خاک آلمان و پشتیبانی لجستیکی (درمان سربازان آمریکایی)، نشان‌دهنده مشارکت فعال این کشور در جنگ رمضان است.
- نتیجه کاربردی؛ در محاسبات دیپلماتیک، نباید روی آلمان به عنوان یک «میانجی» حساب کرد. برلین در لایه سختِ مناقشه، کاملاً در جبهه مقابل تعریف می‌شود.

۳. جمع‌بندی و نقشه راه (چه باید کرد؟)

بر اساس گزارش‌های موجود، می‌توان سه پیشنهاد کاربردی مطرح کرد:
1. هزینه‌دار کردن مشارکت اروپا: آلمان و سایر کشورهای مداخله‌گر باید درک کنند که حمایت عملی از تجاوز، هزینه‌های دیپلماتیک و اقتصادی سنگینی برای آن‌ها در منطقه خواهد داشت.

 2. تغییر پارادایم از دیپلماسی به بازدارندگی؛ وقتی طرف مقابل ساختار دیپلماسی را با جنگ تخریب کرده، تمرکز اصلی باید بر تقویت «میدان» و ایجاد بازدارندگیِ پشیمان‌کننده باشد. اعتبار کلامی تنها زمانی بازمی‌گردد که قدرتِ عمل دیکته شود.
3. مدیریت افکار عمومی: تبیین اسناد رسمیِ کشورهایی مثل آلمان برای افکار عمومی، «توهم بی‌طرفی غرب» را از بین برده و اجماع ملی را برای ایستادگی در برابر تجاوز تقویت می‌کند.

سخن پایانی؛
دوران «مذاکره برای مذاکره» به پایان رسیده است. شناخت دقیقِ دشمن (آمریکا) و شرکای پنهان آن (مانند آلمان) از روی اسناد رسمی‌شان، بهترین سلاح برای اتخاذ تصمیمات سخت و راهبردی در این روزهای سرنوشت‌ساز است.

|| علی‌رضا رجائی