
فاش نیوز - به نام خدا؛ در حافظه تاریخی ملتها، لحظاتی وجود دارد که از آن بهعنوان «نقاط عطف اجتنابناپذیر» یاد میشود؛ لحظاتی که در آن جبههبندیهای سیاسی کنار میروند و ماهیت حقیقی جریانها آشکار میگردد. سالها پیش، در کوران حوادث دهه ۶۰، اندیشمندی چون آیتالله حائری شیرازی پیشبینی کرد که جهان به سمتی پیش میرود که در آن، تنها دو جبهه باقی خواهد ماند: یکی جبهه حقیقت و دیگری جبهه باطل در قالب «رژیم صهیونیستی». او معتقد بود با رشد نهایی این دو جریان، تمام واسطهها حذف شده و تقابلی مستقیم و آشکار رخ خواهد داد؛ گویی امروز ما در قلب همان پیشبینی ایستادهایم.
اما در این نبرد بزرگ، خطرناکترین دشمن نه در مرزهای جغرافیایی که در لایههای پنهان فرهنگی و رسانهای نهفته است. جریانی که میتوان آن را «روشنفکری بیمار و غربگرا» نامید، دهههاست که بهعنوان بازوی تصمیمساز و هویتزدایی دشمن در داخل مرزها عمل میکند. این جریان که ریشه در شیفتگیِ مفرط به ظواهر غربی دارد، با نادیدهگرفتن اصالت و سنتهای عمیق ایرانی، نسخهای از پیشرفت را میپیچد که شرط اول آن «خودباختگی» و استحاله فرهنگی است.
شگفتآور اینجاست که این جریان، نفوذ خود را نه از طریق نیروهای خارجی، بلکه با تسخیر سنگرهای فرهنگی داخل - از سینما و شبکه نمایش خانگی گرفته تا مدیریت سلبریتیها - بسط داده است. آنها با استفاده از امکانات و بودجههای عمومی، هویت دینی و ملی را هدف قرار داده و با ترویج ناامیدی و تمسخرِ باورها، سعی در یارگیری برای جبهه مقابل دارند. دو دهه گرهزدن معیشت ملت به میزهای مذاکرهای که به تعبیر رهبری شهید «نه شرافتمندانه بود و نه عاقلانه»، ثمرهای جز هزینههای گزاف برای کشور نداشت؛ مذاکراتی که اخیراً رسانههایی چون والاستریت ژورنال فاش کردند تنها پوششی برای حملات غافلگیرانه امریکای جهانخوار و رژیم صهیونیستی بوده است.
حقیقت تلخ آنجاست که حتی پس از آشکارشدن مکر و حیله دشمن، این جریان بهجای اعتراف به خطای محاسباتی، همچنان به تطهیر دشمن و زیرسؤالبردن غیرت و اصالت ایرانی مشغول است. آنها که روزی مدعی بودند مذاکره از نان شب واجبتر است، امروز در برابر پیامدهای همان مسیر، سکوت کرده یا طلبکارانه به ریشههای هویتی میتازند.
امروز، انتخاب با ماست. پرسش اساسی این نیست که در جهان چه میگذرد؛ بلکه این است که: «جبهه ما کجاست؟» سبک زندگی، تربیت فرزندان، کسبوکار و نگاه سیاسی ما، همگی قطعات پازلی هستند که نشان میدهند ما زیر کدام پرچم سینه میزنیم. پیروزی نهایی حق بر باطل، یک وعده تخلفناپذیر الهی است، اما تحقق آن در گرو اراده و حرکت ملتی است که بخواهد سرنوشت خود را با دست خویش و بر پایه اصالتهای خود رقم بزند. تغییر، از درون ما آغاز میشود؛ آنگاه که تصمیم بگیریم هویتمان را فدای سرابهای غربگرایانه نکنیم.
|| محمدرضا الهی