تاریخ : 1405,چهارشنبه 05 فروردين18:27
کد خبر : 124206 - سرویس خبری : مقاومت اسلامی

ابتکار عمل دیپلماتیک در قلب بحران؛

راهبرد بازگشایی تنگه هرمز


راهبرد بازگشایی تنگه هرمز

فاش نیوز - در پی اولتیماتوم ۴۸ ساعته ایالات متحده مبنی بر تهدید زیرساخت‌های انرژی ایران، این یادداشت تأکید می‌کند که انسداد یا مدیریت هوشمند تنگه هرمز، معلول مستقیم تجاوزات نظامی دشمن است، نه علت آن. راهکار خروج از بن‌بست فعلی، نه تهدید به تخریب نیروگاه‌ها، بلکه «پایان دادن ریشه‌ای به تجاوزات» و پذیرش یک رژیم حقوقی نوین است. پیشنهاد می‌گردد ایران با حفظ قدرت بازدارندگی نظامی، یک ابتکار عمل دیپلماتیک ۱۵ ماده‌ای را به شورای امنیت و صلح‌طلبان جهان ارائه دهد که شامل شناسایی متجاوز، پرداخت غرامت، لغو کامل تحریم‌ها و تثبیت حاکمیت ملی بر جزایر و منابع انرژی است. ایران آمادگی دارد در صورت توقف حملات، امنیت تردد بین‌المللی را بر اساس قواعد جدید تضمین کند.

یادداشت تحلیلی و راهبردی:۱. تحلیل تهدید و فرصت:
درخواست ترامپ برای بازگشایی ۴۸ ساعته تنگه هرمز، پیش از آنکه یک تهدید باشد، اعتراف صریح به اثرگذاری راهبرد «مدیریت هوشمند خلیج فارس» توسط ایران است. مدیریت گذرگاه‌های حیاتی انرژی، اهرم فشاری است که کارآمدی خود را در کنترل ترددهای متخاصم به اثبات رسانده است. ایالات متحده باید درک کند که امنیت تنگه هرمز با امنیت ملی ایران گره خورده است؛ نمی‌توان ایران را به آتش کشید و انتظار داشت شریان انرژی جهان در آرامش بماند.

۲. ضرورت انتقال از فاز نظامی به ابتکار دیپلماتیک
با وجود ۲۲ روز نبرد نابرابر و ترورهای ددمنشهانه مقامات عالی و فرماندهان، دشمن به هدف اصلی خود یعنی فروپاشی نظام یا تجزیه ایران نرسیده است. اکنون زمان آن است که جمهوری اسلامی ایران در کنار پاسخ‌های کوبنده نظامی، جبهه جدیدی در عرصه دیپلماسی بگشاید و با اقتدار، شرایط صلح عادلانه را دیکته کند.

۳. بسته پیشنهادی ۱۵ ماده‌ای برای صلح پایدار (ارائه به سازمان ملل)
برای خشکاندن ریشه‌های جنگ در خاورمیانه، الزامات زیر باید در دستور کار بین‌المللی قرار گیرد:
- پاسخگویی حقوقی: اعلام رسمی آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان متجاوز و وادارسازی آنان به پرداخت غرامات جنگی.
- شکستن محاصره اقتصادی: لغو یک‌جانبه تمامی تحریم‌های آمریکا، اروپا و قطعنامه‌های سازمان ملل، همراه با آزادسازی بی‌قید و شرط دارایی‌های بلوکه شده ایران.

تضمین‌های امنیتی:انعقاد پیمان عدم تجاوز، ارائه تضمین کتبی علیه هرگونه جنگ یا تحریم جدید و توقف فعالیت مزدوران و جاسوسان در خاک غرب.
- ثبات منطقه‌ای: خاتمه فوری جنگ در غزه، لبنان، یمن و عراق به عنوان بخشی از کلان‌پروژه امنیت منطقه.
- رژیم حقوقی و حاکمیتی: پذیرش طرح هرمز برای امنیت بومی، رسمیت رژیم حقوقی ایران بر تنگه هرمز، تأکید جهانی بر نام «خلیج فارس» و تثبیت حاکمیت مطلق بر جزایر سه‌گانه و میدان نفتی آرش.
- حقوق هسته‌ای: شناسایی حق غنی‌سازی طبق NPT و بازگشت به توافقات بین‌المللی جهت شفاف‌سازی فعالیت‌های صلح‌آمیز.
جمهوری اسلامی ایران به صراحت اعلام می‌دارد که تنگه هرمز به روی دولت‌های غیرمتخاصم باز است. بازگشایی کامل برای تمامی شناورها صرفاً منوط به «توقف فوری حملات آمریکا و اسرائیل» است. ترامپ باید بداند که بمباران زیرساخت‌های مدنی ایران، تنها به شعله‌ورتر شدن خشم تاریخی ملت ایران و انسداد دائمی مسیرهای دیپلماتیک منجر خواهد شد. صلح در گرو احترام به حاکمیت ایران است، نه تهدید نیروگاه‌های برق.
رجاء: ۴. تحلیل هزینه‌-فایده تهدیدات زیرساختی (نیروگاه‌های برق):
تهدید ترامپ مبنی بر حمله به نیروگاه‌های برق ایران، نشان‌دهنده استیصال در جبهه نظامی و تلاش برای انتقال فشار به توده مردم است. با این حال، ایالات متحده باید درک کند که:
- پاسخ متقارن و نامتقارن: هرگونه آسیب به شبکه توزیع انرژی ایران، با پاسخ قاطع در امنیت شریان‌های انرژی خلیج فارس روبرو خواهد شد. ایران ثابت کرده است که امنیت در تنگه هرمز «کل یا هیچ» است؛ یا امنیت برای همه برقرار خواهد بود و یا برای هیچ‌کس.
- تبعات انسانی و حقوقی: حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی (نیروگاه‌ها)، مصداق بارز جنایت جنگی است. این اقدام نه تنها اراده ملی را در هم نخواهد شکست، بلکه لایه‌های خاکستری جامعه را نیز در صفی واحد علیه متجاوز قرار خواهد داد و نفرت تاریخی از سیاست‌های ایالات متحده را نهادینه خواهد کرد.

۵. تبیین «رژیم حقوقی جدید» در تنگه هرمز
ایران باید به صراحت اعلام کند که با توجه به شرایط جنگی تحمیل شده، حق حاکمیتی خود را برای اعمال محدودیت بر «کشورهای متخاصم» محفوظ می‌دارد. رژیم حقوقی جدید پیشنهادی ایران باید بر پایه:
- تفکیک عبور بی‌ضرر از عبور ترانزیتی
 اعمال نظارت دقیق‌تر بر کشتی‌هایی که مبدأ یا مقصد آن‌ها کشورهای متخاصم است.
- هزینه‌های تأمین امنیت؛ دریافت عوارض امنیت دریایی از کشتی‌های عبوری جهت جبران هزینه‌های گزاف صیانت از خطوط کشتیرانی که توسط ایران تأمین می‌شود.

۶. دیپلماسی عمومی و پیام به افکار جهانی
وزارت امور خارجه باید با استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای، این واقعیت را به گوش شهروندان غربی و شرقی برساند که «بهای سوخت در پمپ‌بنزین‌های جهان، مستقیماً به لوله تفنگ ترامپ و نتانیاهو گره خورده است». اگر آن‌ها به دنبال انرژی ارزان و پایدار هستند، باید جلوی ماجراجویی‌های نظامی رهبران خود را در قلب خاورمیانه بگیرند.

۷. نتیجه‌گیری و نقشه راه
جمهوری اسلامی ایران نباید در زمین بازی «ضرب‌الاجل‌های ۴۸ ساعته» ترامپ قرار گیرد. پاسخ ما باید «صبر راهبردی توأم با ضربات دقیق نظامی» و «هجوم دیپلماتیک» باشد.

 پیشنهاد نهایی این است که ایران ضمن اعلام آمادگی برای بازگشایی کامل تنگه (به شرط آتش‌بس فراگیر)، به صورت موازی رزمایش‌های پدافندی خود را پیرامون مراکز حساس انرژی تقویت نموده و همزمان، فرستادگان ویژه‌ای را به پایتخت‌های کشورهای عضو بریکس (BRICS) و پیمان شانگهای گسیل دارد تا جبهه‌ای متحد علیه یکجانبه‌گرایی آمریکا در خلیج فارس شکل گیرد.

آینده از آنِ ملتی است که هم بر «ماشه» و هم بر «میز مذاکره» مسلط باشد.
۸. دکترین «امنیت برای همه یا هیچ‌کس» در تنگه هرمز
ایران باید به صراحت به بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تفهیم کند که امنیت انرژی جهانی یک «متغیر وابسته» به امنیت ملی ایران است. تهدید ترامپ علیه نیروگاه‌های برق، در واقع تهدید علیه «جریان حیات اقتصادی جهان» است.
- پاسخ متقابل زیرساختی:
 در صورت آسیب به شبکه برق ایران، لزومی ندارد پاسخ صرفاً نظامی باشد؛ انسداد فیزیکی و حقوقی کامل تنگه هرمز بر روی تمامی نفت‌کش‌های متحدین آمریکا، پاسخی اقتصادی و اجتماعی به عمق استراتژیک غرب خواهد بود که قیمت جهانی نفت را به اعدادی بی‌سابقه سوق می‌دهد.

۹. پیوست پدافند غیرعامل و تاب‌آوری ملی
در تقابل با اولتیماتوم ۴۸ ساعته، مدیریت افکار عمومی داخلی و افزایش تاب‌آوری زیرساختی حیاتی است:
- پخش بار و مدیریت انرژی: وزارت نیرو و ستاد کل نیروهای مسلح باید سناریوهای پدافندی برای حفاظت از پست‌های فشار قوی و نیروگاه‌های استراتژیک را در بالاترین سطح هشدار قرار دهند.
- بسیج ملی:
 اقناع مردم نسبت به اینکه «هزینه ایستادگی امروز، بسیار کمتر از هزینه تسلیم در برابر تجزیه‌طلبان و مزدوران آمریکا» است، می‌تواند تهدید ترامپ را به فرصتی برای وحدت ملی تبدیل کند.

۱۰. دیپلماسی «مسیر دوم» (Track II Diplomacy)
در کنار نامه‌نگاری رسمی به سازمان ملل، ایران باید از ظرفیت لابی‌های غیررسمی و کشورهای میانی (مانند عمان، قطر و چین) استفاده کند تا پیامدهای ویرانگر هرگونه حمله به زیرساخت‌های ایران را به گوش کارتل‌های انرژی آمریکا برساند. سرمایه‌داران بزرگ وال‌استریت باید بدانند که ماجراجویی ترامپ، سود آن‌ها را در خلیج فارس به خاکستر تبدیل خواهد کرد.

۱۱. تثبیت رژیم حقوقی جدید به عنوان «امر واقع»
پیشنهاد می‌شود ایران «منطقه نظارت ویژه دریایی» در تنگه هرمز اعلام نماید. در این رژیم جدید:
- هرگونه تردد شناورهای نظامی بیگانه منوط به اجازه کتبی از نیروی دریایی ایران باشد.
- شناورهای تجاری دول متخاصم (آمریکا و متحدان جنگی‌اش) به عنوان «هدف مشروع برای بازرسی و توقیف حقوقی» در پاسخ به تحریم‌ها شناخته شوند.

۱۲. جمع‌بندی و چشم‌انداز نهایی
جنگ ۲۲روزه نشان داد که قدرت سخت دشمن در برابر «حکمت ایدئولوژیک» و «عمق استراتژیک ایران» ناکارآمد است. اکنون که ترامپ به زبان تهدید زیرساخت‌ها روی آورده، یعنی در میدان نبرد نظامی به بن‌بست رسیده است.

 ایران با تکیه بر طرح ۱۵ ماده‌ای پیشنهادی و ترکیب آن با قدرت بازدارندگی در تنگه هرمز، می‌تواند نه تنها از این بحران عبور کند، بلکه «نظم نوین امنیتی خلیج فارس» را با محوریت کشورهای منطقه و حذف مداخله‌گران فرامنطقه‌ای تثبیت نماید.

تنگه هرمز، کلید صلح جهانی در دست تدبیر ایرانی است؛ صلح تنها زمانی برقرار می‌شود که آمریکا هزینه‌ی جنگ‌طلبی خود را سنگین‌تر از فواید آن ببیند.

|| به کوشش علی‌رضا رجائی