
فاش نیوز - ۲۸روز از تجاوز بیسابقه دشمن به ایران عزیزمان میگذرد و تا اینجای جنگ جز ترامپ و نتانیاهو، «همه» میگویند دست برتر را ایران داشته است. از آنجایی که این جنگِ سرنوشتساز، برای رژیم صهیونیستی «موجودیتی» و برای آمریکا «حیثیتی» است و گردانندگان آمریکا نیز خوب میدانند اگر حریف ایران نشوند، دیگر در دنیا کسی برایشان تره هم خرد نخواهند کرد و از آنجایی که برنده این جنگ است که «نظم» جدید را -لااقل در منطقه- تنظیم خواهد کرد، هر اقدامی از سوی دشمن را باید «محتمل» دانست و برای آن چارهای اندیشید. جنگ تا اینجا آنطورکه دشمن تصور میکرد جلو نرفته و طبق گزارشهای فراوانی که هر روز از سوی رسانههای معتبر دنیا منتشر میشود، هم درکابینه نتانیاهو و هم در کابینه ترامپ، شکاف و اختلاف و درگیری بر سر این که «این وضع تقصیر چه کسی است» بالا گرفته است. بر اساس گزارش رسانههای آمریکایی ترامپ با مدل ذهنی «ونزوئلا» وارد جنگ با ایران شد و از این که ایران تسلیم نشده در شوک و خشم و سر در گمی به سر میبرد. از آن سو به حول و قوه الهی تنگه هرمز تبدیل به «بمب اتم» جمهوری اسلامی و نقطه قوت ایران شده از همین رو ما فکر میکنیم، دشمن برای خارج کردن این نقطه قوت بزرگ و تعیینکننده، خوابهایی دیده است. در این باره گفتنیهای هست:
یکی از نقاط قوت اصلی ما در این جنگ، همراهی مثال زدنی مردم-از همه طیفها و سلیقهها- است. 28 روز پیدرپی زیر برف و باران و هر شب با آمدن به خیابانها با ایران و جمهوری اسلامی همراهی کرده و جلوی مرحله اصلی عملیات دشمن را که ضربه از درون بود گرفتهاند. یکی از خطراتی که میتواند به این انسجام مثال زدنی مردمی خدشه وارد کند به میان کشیدن امر مضحک «مذاکره با ترامپ» است. تصور نمیکنیم دیگر در این دنیا انسانی وجود داشته باشد که واقعا به اثربخش بودن مذاکره با کشوری مثل آمریکا باورداشته باشد و چنانچه فردی امروز دم از مذاکره بزند، یا ترسو است، یا نمیفهمد یا هدفش ایجاد همان خدشه در انسجام و اتحاد است. مگر غیر ازاین است که ترامپ از مذاکره دنبال همان هدفی است که از جنگ به دنبال آن است! فهم این مسئله، به هوش زیادی نیاز ندارد. بنابر این برای حفظ این نقطه قوت بزرگ یعنی «انسجام ملی» هم که شده، نباید دم از «مذاکره» زد. مذاکره بماند برای وقتی که آمریکا از منطقه اخراج و رژیم صهیونیستی متلاشی شد!
تقریبا هر روز خبرهایی از دستگیری «چند وطن فروش» در کشور منتشر میشود که با دشمن همکاری میکنند و برای خطا نرفتن تیر دشمن ضمن ارسال اطلاعات، به دشمن «گرا» میدهند. وقتی این اتفاق «هر روز» میافتد یعنی، صِرف بازداشت و اعلام خبر آن، بازدارندگی لازم را نداشته است. قوه محترم قضائیه باید در نحوه اطلاعرسانی این امر، تغییرات جدی اعمال کند! چنانچه آن اندک وطن فروش باقی ماندهای که نتایج خیانتش را هر روز در زیر نویس شبکه تروریستی «اسرائیل اینترنشنال» میبینیم تصور کند، در صورت گیر افتادن صرفا بازداشت شده و چندی بعد با وثیقه یا توبه آزاد خواهد شد، شنیدن خبر بازداشت برایش، بازدارندگی ایجاد نخواهد کرد. قوانین دوران جنگ در تمام دنیا با قوانین شرایط صلح تفاوت دارد! تصویب و اجرای این قوانین باید بیرودروایسی رسانهای شود تا بازدارندگی لازم را داشته باشد!
هم ترامپ هم برخی رسانههای آمریکایی تایید کردهاند که، شماری از کشورهای مرتجع عربی دراین تجاوز با دشمن همکاری میکنند. (هر چند نیازی به این تاییدها هم نبود). حتی اعلام شده است که برخی از این کشورها مثل عربستان، امارات و بحرین، علاوهبر تامین هزینههای این تجاوز و در اختیار قرار دادن خاکشان به دشمن در اقناع ترامپ برای حمله به ایران و ترور سران کشورمان نقش جدی داشتهاند. درست است که در این 28 روز حملات کوبندهای علیه اهداف دشمن در این کشورها انجام شده است اما تا این لحظه، نشانهای از پشیمانی از سوی آنها دیده نشده است. این یعنی، حملات سنگین ما بازدارندگی لازم را ایجاد نکرده است. با ایجاد تغییراتی در اهداف مورد حمله و همینطور بهرهبرداری از ظرفیتهایی که هنوز استفاده نشده- مثل آنچه به شکل «پیاده سازی نیروی زمینی در سواحل برخی از این کشورها» عنوان میشود- میتوان هم بازدارندگی لازم را ایجاد کرد، همه قدرتمندی به آمریکا و گاوهای شیردهاش ارسال کرد.
این روزها که بحث مضحک «مذاکره» با مواضع قاطع جمهوری اسلامی ایران منتفی شده، و بسته ماندن تنگه هرمز، گلوی ترامپ را میفشارد، دشمن روی «جزیره خارک» و عملیات زمینی علیه آن مانور میدهد. ترامپ نیز همزمان با تکرار تهدیداتش علیه زیرساختهای انرژی کشومان، روی این مسئله انگشت گذاشته و تلاش میکند هم قیمتهای جهانی نفت و گاز را کنترل کند، هم برای ایران و این جزیره خط و نشان کشیده باشد. عقبنشینی پیدرپی از تهدیدا با چاشنی دروغ، رویکرد رئیسجمهور متوهم آمریکا تاکنون بوده است. برخی معتقدند علت این عقبنشینیها، تلاش برای کنترل قیمت نفت و جلوگیری از سقوط پیدرپی و سنگین بازارهای بورس آمریکاست. اگرچه این تحلیل به اندازه خود درست است اما تکرار این تهدیدها میتواند اهداف دیگری نیز داشته باشد. نباید فراموش کرد طولانی شدن این جنگ، پاشنه آشیل آمریکا و رژیم صهیونیستی است و کابوس بزرگ این روزهای صهیونیستها نیز این است که طولانی شدن جنگ و افزایش خسارتها ممکن است باعث شود، ترامپ ضمن اعلام پیروزی یک طرفه، رژیم صهیونیستی را جلوی ایران و متحدانش تنها گذاشته و عقب بکشد. حالا چه چیزی میتواند ترامپ را به «اعلام پیروزی» و «پایان یکطرفه جنگ» مجاب کند! کاری که سرو صدای زیادی داشته باشد: ترکیبی از حمله به زیرساختها، ترور شخصیتها و تجاوز به برخی جزایر مثل جزیره خارک! برای چنین سناریویی باید سناریو چید! و نباید --مثل آنچه تاکنون شاهد بوده ایم-منتظر کُنش دشمن بود تا واکنش نشان داد. اگر برای نیروهای مسلح کشورمان مسجل شده که دشمن قصد ضربه زدن به زیرساختهای انرژی کشور، ترور سران و پیاده سازی نیرو در برخی جزایر کشور را دارد، نباید منتظر عملیاتی شدن آن ماند. باید ضربه پیشدستانه را وارد کرد. تردید نداشته باشید دشمن، این مسئله را که «تا به ایران ضربه نزنی ضربه نخواهد زد» را به عنوان یک نقطه ضعف برای کشورمان در نظر گرفته و خیالش از این امر آسوده است و جدیترین ضربات را از همین ناحیه به کشورمان واردکرده است. این یعنی ما برای دشمن «پیشبینی پذیر» هستیم. پیشبینی پذیر بودن در جنگهای موجودیتی، سم مهلک است.
وقتی «رافائل گروسی»، جاسوس نشاندار آمریکا و اسرائیل میگوید تنها راه از میان برداشتن توان هستهای ایران حمله اتمی است و بلافاصله کاخ سفید آن تصاویر کذایی را منتشر و ایران را به حمله اتمی تهدید میکند، چه لزومی دارد در معاهده انپیتی باقی بمانیم؟ مگر هدف اصلی این معاهده استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای از سوی اعضای آن نیست؟ وقتی مدیرکل آژانس بینالمللی اتمی گرای «همه اتمی» به یک عضو انپیتی را میدهد، دیگر ماندن در آن است که خطاست. خلاصه این که، ایران گزینههای زیادی دارد که هنوز از آنها استفاده نکرده است مثل بابالمندب، پیادهروی در سواحل برخی کشورهای حاشیه خلیجفارس، بهکار گیری نیروهای مقاومت مردمی در سراسر جهان که منتظر اشارهاند،.... و خروج فوری از انپی تی.
|| جعفر بلوری