تاریخ : 1405,یکشنبه 09 فروردين19:33
کد خبر : 124259 - سرویس خبری : جانبازان

ایران من؛ میراثی که ارزان به دست نیامده ...


ایران من؛ میراثی که ارزان به دست نیامده ...

محمدرضا الهی

فاش نیوز - بسم‌الله الرحمن الرحیم؛ ملت شریف، صبور و غیور ایران، در امتداد ایستادگیِ تاریخی این خاکِ گهرخیز، و در پاسخ قاطع به یاوه‌گویی‌های دشمنانی که تمامیت ارضی و شکوه تمدنی ما را نشانه گرفته‌اند، ما جانبازان، به‌عنوان شاهدان زنده ایثار و رهروان طریق عشق، در سی‌امین روزِ شهادتِ آن امام شهید، و در سی روز استقامتِ مردم ایران در میدان و خیابان، برخلاف نقشه‌های شوم دشمنان و همچون باطل‌السحرِ فتنه و تفرقه، با تکیه بر عهد خونین خویش، این بیانیه را صادر می‌کنیم:

وطن من، ایران؛  
تو را ارزان به دست نیاورده‌ایم که ارزان از کف بدهیم. تو شکوهِ بی‌پایانِ کوروشی؛ در قلبِ نجیبِ فارس و در جلالِ ایستاده‌ی تخت‌جمشید. تو یادگارِ تیشه‌ی فرهاد در بیستون و نقشِ جاودانِ عشق بر کتیبه‌های ماندگار.

ما صلابت را در نگاهِ پر افتخارِ ساسانیان یافتیم؛ آن‌گاه که والرین، امپراتور روم، را در ادسا به زانو درآوردند و او را اسیر و سربه‌زیر به سوی شوش و شوشتر آوردند تا نشانِ پیروزی ایران، تا همیشه در منظر جهانیان، ماندگار بماند.

ما طنینِ تلاوتِ قرآن را در چشمانِ میرزا کوچک‌خان، در جنگل‌های سبز گیلان، دیارِ رنج و گنج و برنج، جستیم؛ و مردم‌داری را در منشِ وکیل‌الرعایا، کریم‌خان زند، در پهنه‌ی بیدارِ فارس. قامتِ رعنای مشروطیت را در صلابتِ ستارخان در خاکِ قهرمان‌پرورِ آذربایجان دیدیم، آن‌گاه که خانه‌اش پناهگاهِ مردمانِ به‌تنگ‌آمده از ستم بود.

سرسلسله‌ی شعر و ادب را در حافظ و سعدیِ شیراز به نظاره نشستیم، شیوایی سخن را در کلامِ پرمهرِ شهریار در تبریز، و کمالِ هنر را در آیینه‌ی نصف‌جهان، اصفهان، بازیافتیم.

ای سرزمین من؛  
تو یادگارِ مردانِ مردی؛ شکوهِ نامِ حاج قاسم و حاج احمد کاظمی. تو حاصلِ خونِ پاکِ دلاورانی هستی که در پس‌کوچه‌های تهران و صخره‌های بلند کردستان، در دشت‌های فراخ خراسان و بلوط‌زارهای لرستان، در نخلستان‌های غیور بوشهر و خوزستان، در کنارِ خلیجِ همیشه فارس، در میانِ مردمانِ باوفای سیستان، و در امتدادِ زاینده‌رودِ اصفهان و ارسِ آذربایجان به زمین افتادند تا قامتِ بلندِ ایران به زمین نیفتد.

چه رازی در نامِ توست که این‌گونه بر دل می‌نشیند؟  
ای میراث‌دارِ آریوبرزن و همه‌ی آنان که خود را ندیدند و تنها خدا را به نظاره نشستند. ما قامتِ رعنای مردانگی را در نگاهِ «صیاد دل‌ها» دیدیم، آن‌گاه که عاشقانه می‌سرود: «ما جملگی پاسدارانِ حریمِ حرمتِ انبیاییم...»

ما از تبارِ بلندپروازانی چون عباس دوران و همه‌ی دلدادگانِ این خاکیم؛ آنان که آسمان را زیرِ بالِ غیرت گرفتند تا چشمی به این سرزمین طمع نکند.

آری! ما جانبازان، در کنارِ تمامی مردمِ ایران، از هر قوم و تبار، اعلام می‌داریم که اجازه نخواهیم داد حتی یک وجب از این خاکِ پاک، ارزانیِ بیگانگان گردد. ما تا آخرین نفس و آخرین قطره‌ی خون، پاسدارِ این میراثِ هزاران‌ساله‌ایم.

ایران من؛ تو را ارزان به دست نیاورده‌ایم که ارزان از دست بدهیم.

به اذن‌الله، پاینده باد ایران

|| محمدرضا الهی