
فاش نیوز - بسمالله الرحمن الرحیم؛ در شرایط جنگی، علیرغم حضور مقتدرانه قاطبه ملت شریف ایران، رفتار برخی افراد که بهجای همبستگی با کشور خود، با دشمن همراهی میکنند یا از حمله خارجی اظهار خوشحالی دارند، پدیدهای پیچیده، چندعلتی و قابل تأمل است. این رفتار معمولاً حاصل یک عامل واحد نیست؛ بلکه مجموعهای از عوامل روانی، سیاسی، اجتماعی و رسانهای در شکلگیری آن نقش دارد. در واقع، جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمیدهد؛ بلکه در عرصه ذهن، ادراک و افکار عمومی نیز ادامه دارد. شایسته است در سیویکمین روز مقاومت تاریخی ملت ایران در برابر اتحاد نامقدس شیاطین، به این موضوع پرداخته و از منظر آسیبشناسی بررسی شود.
۱. خشم و سرخوردگی از حکومت یا وضعیت موجود.
یکی از دلایل مهم، نارضایتی شدید از شرایط داخلی یا عملکرد حاکمیت و مسئولان است. برخی افراد بهقدری از وضعیت موجود سرخورده میشوند که در ذهن خود، دشمن بیرونی را ابزاری برای انتقام، فشار یا تغییر میبینند. این نگاه، هرچند از نظر روانی قابل توضیح است، اما از نظر عقلانی و اخلاقی قابل دفاع نیست.
۲. اثر جنگ روانی و تبلیغات.
جنگ روانی و جنگ شناختی دقیقاً بر همین نقاط ضعف تمرکز میکند؛ یعنی ترس، شایعه، تحریف واقعیت، بزرگنمایی مشکلات و القای ناامیدی. وقتی فردی مدام در معرض پیامهای یکطرفه، تحقیرکننده و یأسآفرین قرار گیرد، ممکن است بهتدریج روایت دشمن را بپذیرد و حتی با آن همصدا شود.
۳. احساس بیقدرتی و پناه بردن به طرف قویتر.
برخی افراد وقتی خود را ناتوان از تغییر شرایط میبینند، برای کاهش اضطراب و احساس درماندگی، ناخودآگاه به سمت طرفی میروند که قدرتمندتر به نظر میرسد؛ حتی اگر آن طرف مهاجم باشد. این بیشتر یک مکانیسم دفاعی روانی است تا یک تصمیم منطقی.
۴. حسابگری شخصی یا گروهی
در برخی موارد، منافع کوتاهمدت، رقابتهای سیاسی، کینههای قومی یا اختلافات اجتماعی باعث میشود فرد از رنج عمومی عبور کند و با مهاجم همدلی نشان دهد. در اینجا مسئله، تحلیل سیاسی نیست؛ بلکه نوعی منفعتطلبیِ غیراخلاقی است که منافع شخصی را بر سرنوشت جمعی ترجیح میدهد.
۵. ضعف در هویت ملی و همبستگی اجتماعی.
هرچه هویت ملی، حس تعلق جمعی و پیوندهای اخلاقی ضعیفتر باشد، احتمال شادی از ضربه خوردن کشور بیشتر میشود. در چنین وضعی، فرد بهجای نگاه «ما»، با منطق «آنها» فکر میکند و آسیب دیدن جامعه خودی را مسئلهای بیاهمیت یا حتی مطلوب میبیند.
۶. ناسازگاری این رفتار با اصول قرآنی.
از نگاه قرآن کریم، چنین رفتاری با اصول بنیادین اخلاقی در تضاد است. قرآن میفرماید: «وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ»؛ در گناه و تجاوز همکاری نکنید. همچنین هشدار میدهد: «وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا»؛ دشمنی با یک قوم نباید شما را از عدالت خارج کند. و نیز اصل اخوت ایمانی را یادآور میشود: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ». بر این اساس، نقدِ وضع موجود حق مردم است، اما همدستی با متجاوز و خوشحالی از رنج مردم، نه اخلاقی است، نه عادلانه و نه قرآنی.
۷. راهکار مقابله
مقابله با این پدیده بیش از آنکه صرفاً واکنشی باشد، نیازمند مصونسازی جامعه است. نخست باید سواد رسانهای را تقویت کرد تا مردم پیش از باور یا بازنشر هر خبر، منبع و هدف آن را بررسی کنند. دوم، به ناراحتیها و اعتراضهای واقعی باید با عدالت و گفتوگو پاسخ داد و اقدام عملی انجام داد؛ زیرا تحقیر و برچسبزنی، زمینه گرایش به روایتهای مخرب را بیشتر میکند. سوم، تقویت هویت ملی و اخلاقی و آموزش مسئولیت اجتماعی، احساس تعلق و همبستگی را افزایش میدهد. چهارم، باید مرزی روشن میان نقد و خیانت ترسیم کرد؛ نقدِ مسئولانه حق مردم است، اما حمایت از تجاوز و ویرانی قابل توجیه نیست. پنجم، برخورد با افراد متأثر از جنگ روانی باید حکیمانه و استدلالی باشد، نه صرفاً تند و هیجانی.
در مجموع، همدلی با دشمن در شرایط جنگی معمولاً نتیجه خشم، ترس، تبلیغات، منفعتطلبی یا ضعف هویتی است. اما از منظر اخلاقی و قرآنی، این رفتار مردود است. در روزگار بحران، جامعهای موفقتر است که با آگاهی، عدالت، آرامش، هویت مشترک و گفتوگوی مسئولانه، از افتادن در دام تفرقه و همدستی با ظلم جلوگیری کند. بدیهی است این جنگ نیز به اذن خداوند با پیروزی ایران عزیز به پایان خواهد رسید. امیدواریم در آن زمان، مسئولان مربوطه، بهویژه در حوزههای اقتصادی، فرهنگی و رسانهای، این راهکارها را به فراموشی نسپارند و علاج واقعه را پیش از وقوع کنند.
|| محمدرضا الهی