
فاش نیوز - رئیسجمهور متوهم آمریکا، هرگز تصور نمیکرد با آغاز جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران، در تله جنگ خود ساخته گرفتار شود. حال و روز کنونی ترامپ، شبیه کسی میباشد که در باتلاق عمیقی افتاده باشد و دست و پا زدنها و تلاشهایش برای خارج شدن از باتلاق مرگ، بیشتر او را به پایین برده و نفسهایش را به شماره میاندازد.
زمانی آمریکاییها و از جمله رؤسای جمهور این کشور در تهدید ایران، گزارهای را تکرار میکردند و میگفتند: «برای مقابله با ایران، همه گزینهها روی میز است!» از جمله گزینههای آنان، به راه انداختن یک جنگنظامیبرقآسا، آن هم با استفاده حداکثری از توان نظامی، به گونهای که ایران ظرف ۴۸ ساعت فروریخته و تسلیم بدون قید و شرط شود.
ترامپ متوهم بدون تامل در اینکه چرا رؤسای جمهور قبلی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران از گزینه نظامی استفاده نکردند، وارد جنگ با ایران شد. این فرد فرعون صفت و مغرور، حتی از شکست قطعی در جنگ ۱۲ روزه و شکست قطعی فتنه شبه کودتای ۱۸ و ۱۹ دی ماه هم عبرت نگرفت، و جنگ رمضان را با به شهادت رساندن رهبر حکیم انقلاب اسلامی آغاز کرد.
البته تصور ترامپ در این جنگ، فراتر از تسلیم جمهوری اسلامی، بلکه براندازی جمهوری اسلامی، تجزیه ایران و سلطه آمریکا بر ایران تکه و پاره شده، با هدف چپاول و غارت منابع و ذخایر، چون نفتوگاز بود. آری جنگ با این برآوردها و اهداف آغاز شد.
ژنرال مکنزی فرمانده سابق سنتکام، از جمله کسانی است که تصور قبل از جنگ خود علیه ایران را به همراه قضاوت و ارزیابی وضعیت بعد از جنگ بیان میدارد و میگوید: «دنیا و حتی من فکر نمیکردم ایران در برابر توان آمریکا و اسرائیل و پس از ترور آیتالله، بتواند بیش از دو روز دوام بیاورد. بیش از ۵۰ سال زحمت کشیده شد تا پایگاههای سنتکام در منطقه خاورمیانه تقویت شود و اینها همگی از بین رفته است. اگر نابودی آنها باعث فروپاشی حکومت ایران میشد، ارزش داشت، اما اکنون دنیا چیز دیگری را مشاهده میکند».
دنیا چه چیزی را مشاهده میکند؟ دنیا دارد مشاهده میکند ترامپ متوهمی که تصور تسلط ۴۸ ساعته بر ایران را داشت، تمام اهداف جنگ را نه تنها دست نیافتنی میبیند، بلکه اولویتی پیدا کرده و آن هم باز کردن تنگه هرمز است! خیلی جالب است ترامپ برای باز کردن تنگه هرمز که پیش از جنگ باز بود و حالا در کنترل هوشمند نیروهایمسلحایران قرار دارد، به این در و آن در زده، التماس به اروپا و ناتو و دیگر کشورها برای کمک گرفتن میکند؛ اما هیچ کس جرأت ورود به میدان نبرد و همراهی با آمریکا و رژیم صهیونیستی برای باز کردن تنگه هرمز را ندارد؛ چرا؟
زیرا هم به این جمعبندی رسیدهاند که این جنگ تاریخی و سرنوشتساز برای آینده جهان و منطقه راهبردی غرب آسیا، یک برنده و پیروز قطعی به نام ایران و گروههای مقاومت، و یک بازنده و شکست خورده قطعی به نام آمریکا و رژیم صهیونیستی و دولتهای مرتجع همراهی کننده با متجاوزین در جنگ خواهد داشت.
بنابراین، هیچ کشوری نمیخواهد خود را وارد تیم بازنده و شکست خورده، آن هم با خسارتهای فراوان حین جنگ و پیامدهای بدتر از آن، در دوره پساجنگ نماید. اظهارنظرهای با قضاوت و ارزیابی پیش گفته از جنگ جاری، بسیار فراوان است. فقط به دلیل رعایت اختصار، به چند مورد از صدها اظهار نظر از این ارزیابیهای برگرفته از واقعیتهای میدانی جنگ اشاره میشود:
شبکه سیانان: «ایران در تنگه هرمز دست برتر را دارد».
نیویورک تایمز: «از جنگ جهانی دوم، هیچ کشوری به اندازه ایران در نابودی امکانات آمریکا تا این حد موفق نبوده است».
فارن افرز: «ادامه جنگ فقط امکانات آمریکا را کاهش میدهد».
مجله آلمانی اشپیگل: «گزینههای ترامپ در قبال ایران تمام شده است. ترامپ در تله جنگ گرفتار شده و راه فراری ندارد».
با توجه به تحلیل راهبردی جنگ و در آستانه ورود جنگ به ماه دوم، با اطمینان میتوان گفت: ترامپ بر سر یک ۲ راهی قرار دارد. او چارهای جز انتخاب یکی از این دو راه را ندارد؛ چرا که راه سوم یعنی ادامه جنگ و فرو رفتن بیشتر در باتلاق و افزایش خسارتهای جبرانناپذیر آمریکا و متحدانش در جنگ و در نهایت برای رهایی از آن وضعیت بدتر از امروزشان، با همین دو راهی مواجه خواهد شد. این ۲ راهی عبارت است از:
خودکشی برای رهایی از محاکمه و رهایی از شرمندگیهای بعد از جنگ؛
پذیرش شکست و تسلیم شروط طرف پیروز جنگ، یعنی جمهوری اسلامی ایران.
|| یدالله جوانی