
فاش نیوز - حدود 40 روز پس از تجاوز وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان و مقابله مثال زدنی ایران و متحدانش که بسیاری را در دنیا شگفتزده کرده، ناگهان ترامپ اعلام کرد، با تمام طرح ده مادهای ایران برای آتشبس موافق است! لغو تمام تحریمهای آمریکا و سازمان ملل، پرداخت غرامت به ایران، تسلط ایران بر تنگه هرمز و خروج کامل نظامیان آمریکایی از منطقه، جزو بندهای مهم این طرح است و طبق آخرین گزارشها مذاکرات از روز جمعه به میزبانی پاکستان آغاز خواهد شد. در این باره گفتنیهایی هست:
1-جدای از این که این توافق شدنی است یا خیر، همین که رئیسجمهور متوهم و خودشیفته آمریکا، چند ساعت پس از آن تهدیدهای عجیب و غریب و فحاشیهای رسوایش و اعلام اینکه «اگر ایران تسلیم نشود، تمدن را در این کشور به طور کامل از بین میبرم»، با طرح 10بندی ایران برای شروع مذاکره موافقت میکند، یک پیروزی چشمگیر سیاسی برای ماست. برای فهم اهمیت موضوع، فقط کافی است کمی ترامپ را بشناسیم! فردی که به کمتر از تسلیم راضی نمیشود گفته، تمام و کمال طرح ایران برای آغاز مذاکره را میپذیرد! حتی اگر این عقبنشینی تاکتیکی باشد، نباید فراموش کرد که ترامپ فردی نیست که به این راحتی اینگونه عقبنشینی کند! مگر این که تحت فشار سنگین وادار به این کار شود. اما با وجود این همه، ما به دنبال یک پیروزی سیاسی خالی نیستیم. هدف ایران، اخراج آمریکا از منطقه، دریافت غرامت از دشمن تا ریال آخر، اداره تنگه هرمز با ساز و کارهای جدید، بیاثر کردن تحریمها و گرفتن انتقام خون امام شهیدمان است.
2- ما معتقدیم به احتمال قریب به یقین، این مذاکرات به نتیجه نخواهد رسید چرا که «تجربه» میگوید، «آمریکا با مذاکره امتیاز نمیدهد، اما با زور و قدرت میشود از این رژیم امتیاز گرفت». دلیل این امر نیز به ماهیت دشمنی ایران و آمریکا باز میگردد. به قول امام شهیدمان «ملت ایران همانند امام حسین(ع) که با یزید بیعت نکرد، با سرمدمداران آمریکا بیعت نمیکند.». ضمن این که باید دقت کرد، وقتی ترامپ اعلام میکند با طرح ایران جهت آغاز مذاکرات موافق است و هیچ شرط و شروطی اضافه نکرده و بدون چانه زنیهای مرسوم دربست آن را میپذیرد یعنی، حتما کاسهای زیر نیم کاسه است. اما چرا ترامپ عقبنشینی کرد و ایران در این مدت باید چگونه رفتار کند؟ بخوانید:
الف- بزرگترین نقطه قوت ما در این جنگ-پس از حمایتهای خدای بزرگ و همراهی تودههای مردمی-- تنگه هرمز و تسلط بر آن است چرا که تسلط بر این تنگه استراتژیک، باعث تقسیم هزینههای جنگ بین «همه» و در نتیجه، افزایش فشار جهانی به آمریکا و رژیم صهیونیستی شد. افزایش سرسام آور قیمت نفت، گاز، بنزین، گازوئیل و از آن سو مواد غذایی و همینطور ریزش سنگین بازارهای بورس و.... شاید بزرگترین کابوس آمریکا در این جنگ بود که تعبیر شد و جنگطلبان آمریکایی و صهیونیستی تصورش را هم نمیکردند که ایران با شروع این جنگ، تسلط خود بر آن را با قدرت تحمیل کند. زمانی ترامپ عقبنشینی کرد(شروط ایران را پذیرفت) که قیمت نفت در بازارهای جهانی به مرز 150 دلار رسید و نارضایتیهای گستردهای نیز در آمریکا آغاز شد. در طول این جنگ 40 روزه میزان محبوبیت ترامپ سقوط کرد و از آنجایی که در آبان ماه 1405 انتخابات مهمی در آمریکا برگزار میشود، ترامپ میداند که با نفت 200 یا حتی 300 دلاری بازنده بزرگ این انتخابات خواهد بود. در اهمیت این انتخابات همین بس که قرار است، تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی از ۱۰۰ کرسی مجلس سنا برای تعیین اعضای کنگره صد و بیستم به رقابت گذاشته شوند. علاوهبر این، ۳۹ انتخابات فرمانداری در ایالتها و سرزمینهای آمریکا و شماری از انتخابات دادستانان کل ایالتی و انتخابات محلی نیز برگزار خواهد شد. ترامپ برای حفظ اکثریت کنگره آمریکا به کاهش قیمت نفت نیاز داشت!
ب- به جرات میتوان گفت، از جنگ جهانی دوم به این سو، هیچ کشوری نه جرات و نه توان درگیری با آمریکا به شکلی که ما با آن درگیر شدیم را نداشته است. آمریکا و رژیم صهیونیستی در این چهل روز علاوهبر خسارات سنگین انسانی، اقتصادی و سیاسی، ضربات سنگین و بیسابقه نظامی متحمل شدند که معتقدیم، در محاسباتشان نیامده بود. (اگرچه در محاسبات عُقلای پنتاگون، که یا استعفا دادند یا برکنار شدند، آمده بود). بر اساس گزارشهای متعدد رسانههای معتبر دنیا، بخش اعظمی از زیر ساختهای نظامی و اطلاعاتی دشمن در منطقه و طی چهل روزگذشته ویران شد و سیستمهای پدافندی آنها نیز با مشکلات جدی روبهروشده است. یکی از دلایلی که از هفته دوم جنگ، موشکهای ما خیلی راحت به اهداف اصابت میکرد همین امر است. برخی معتقدند تنفس دو هفتهای میتواند با هدف رفع این مشکلات و پر شدن خشاب دشمن، درخواست شده باشد! اگر چه عدهای نیز میگویند ضعفها و خسارات وارد شده به دشمن آنقدر زیاد هست که با دو هفته نتوان آن را رفع کرد.
ج- یکی از اصلیترین راهبردهای دشمن در این جنگ، «ترور» بوده است. آتشبس میتواند با هدف باز شدن مجدد مسیرهای ترور درخواست شده باشد!
د-نتانیاهو اعلام کرده، آتشبس شامل لبنان نخواهد بود و این در حالی است که در طرح 10 مادهای ایران خلاف این ادعا آمده است. شاید دشمن در این آتشبس به دنبال ایجاد شکاف و فاصله بین ایران و متحدانش هم هست. همینطور ایجاد شکاف و نارضایتی بین مردم ایران که 40 شب پیاپی خیابانها را ترک نکردند. به طور طبیعی بخشی از این مردم مخالف هر گونه آتشبس هستند و عدهای موافق. طرح آتشبس میتواند بین عدهای از مردم ناامیدی و شکاف بیندازد.
3- از چهار بند بالا نتیجه میگیریم که، رویکرد جمهوری اسلامی ایران و مردم در این دو هفته نباید تغییر کند. انگشت نیروهای مسلح باید روی ماشه باقی بماند و مردم نیز با همان شور و شوق در میادین و خیابانها حضور یابند. یکی از بخشهای بد این طرح این است که اعلام شده، مذاکرات بر سر این طرح میتواند در صورت لزوم بیشتر از دو هفته ادامه یابد. این بخش میتواند خطرناکترین بخش طرح باشد چرا که این قابلیت را دارد که همانند مذاکرات برجامی، به یک مذاکره فرسایشی و طولانی تبدیل شود. و چه چیزی مخربتتر از یک مذاکره فرسایشی و طولانی! پیشنهاد ما به دولت تیم مذاکرهکننده این است که، به هر قیمتی که شده، تکلیف این مذاکرات را طی همان دو هفته مشخص کنند.
4- بخش پایانی این یادداشت را به جملهای از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام اختصاص میدهیم. ایشان میفرمایند: «و از دشمنت بعد از آن که از در صلح و آشتى درآمد سخت بترس زیرا او چه بسا بوسیله صلح نزدیک مىشود تا از شیوه غافلگیرى استفاده کند، پس احتیاط و دقت را پیشه کن و در چنین مواردى زود باور و خوش گمان مباش.»
|| جعفر بلوری