
فاش نیوز - قصیدهای برای چهلمین روز عزای رهبر شهید ایران و جهان اسلام ....
شال شفق بر برفهایت سرخی افکند؟
یا که نسیمی، لاله در پایت پراکند؟
کاینگونه در خون غوطهخوردی چون شقایق
آه ای دماوند! ای دماوند! ای دماوند!
از چه برای حفظ خود خاموش ماندی؟
«آتشفشان قهر ملتهای در بند»!
ای دیدهبان میهنم، ای قلهٔ نور
ای تکیهگاه مردم ای پیر خردمند
باور نمیآید مرا ای کوه نستوه
قتل تماشاییترین مرد خداوند
*******

شد اربعین، هنگام اشک است و شکایت
شد اربعین، هنگامهٔ سوگ است و سوگند
ای بعد تو همصحبتِ طولانیام اشک
ای بعد تو در خانهام بیگانه لبخند
تا صبحِ سرخِ انتقام، ای وتر موتور!
مردان تو از مرگ خونین سرنتابند
هرچند کشتیم از زمینْشان دستهدسته
وانداختیم از آسمان فروندفروند
هستیم در میدانِ این رزمِ نهایی
تا جای پا، سر را به خاک ما بکوبند
*******
شد اربعین ای ماهها بی تو محرم
آه ای تمام سال در داغ تو اسفند
اسفند و آه از آن بهار سربریده
اسفند و آه از این عزای بیهمانند
ای آبروبخشِ خلیج فارس ای کاش
میشد بگریم در غمت اروند اروند
هرشب که میآید صدایش، تلخ گویم:
آیا کجا بودی در آن صبح ای پدافند؟
در خواب بودی که ولی را تشنه کشتند؟
اینک مرا بگذار با آوار آفند...
*******
شد اربعین، شد موسم اندوه و فریاد
شد چلهٔ میرِ شهیدانِ برومند
آن رسته از دنیای دون، آن خسته از دهر
آن بسته بر پیشانی از خورشید سربند
آن پاکبازِ سرفرازِ صاحبِ راز
سردارِ با فرجامِ خونین گشته خرسند
آن در نجاتِ کودکان جنگیده بسیار
در قتلگاهش رفته با فرزند دلبند ...
در سوگ او با پرچم ایران بیایید
شد اربعینِ رهبر ایران، دماوند!
|| حسن صنوبری