تاریخ : 1405,پنجشنبه 20 فروردين17:51
کد خبر : 124393 - سرویس خبری : مقاومت اسلامی

تبیین عقلانی ریشه‌های خصومت دشمن

از افسانه «لانه زنبور» تا واقعیتِ سد دفاعی


از افسانه «لانه زنبور» تا واقعیتِ سد دفاعی

محمدرضا الهی

فاش نیوز - به نام خدا؛ این دیدگاه که «ما خودمان مسبب عداوتِ آمریکا هستیم»، یکی از چالش‌برانگیزترین گره‌های ذهنی در فضای گفتمانی جامعه است که ریشه‌های روان‌شناختی و سیاسی وصدالبته هجوم رسانه‌ای دارد. برای پاسخ منطقی به این گزاره، باید از چند لایه به موضوع نگریست؛

۱. توهم «بی‌طرفیِ ایمن» در جغرافیایی حساس.
ایران به دلیل موقعیت راهبردی، منابع انرژی و گذرگاه‌های بین‌المللی، هرگز نمی‌تواند نقش کشوری خنثی مانند «سوئیس» را در خاورمیانه ایفا کند. در نظام سلطه، کشوری با این ابعاد و ثروت، یا باید «سرسپرده» باشد (مانند دوران پهلوی که ژاندارم منطقه بود اما استقلال تصمیم‌گیری نداشت) و یا «مستقل». عداوت دشمن نه به خاطر «رفتار» ایران، بلکه به خاطر «هویتِ مستقل» آن است. برای گرگی که قصد دریدن دارد، فرقی نمی‌کند طعمه‌اش آرام باشد یا معترض؛ چرا که ذاتِ طمعِ او تغییرناپذیر است.

۲. نقدِ تمثیل «لانه زنبور».
برخی معتقدند حضور منطقه‌ای ایران یا ایستادگی در برابر سیاست‌های آمریکا، مصداق دست کردن در لانه زنبور است؛ اما واقعیتِ تاریخی نشان می‌دهد که این «زنبورها» بودند که به حریم ما نزدیک شدند. وقتی پایگاه‌های نظامی دشمن دورتادور مرزهای ما را احاطه کرده است، ایستادگی در «عمق راهبردی» برای دور کردن تهدید از خانه‌هایمان، نه یک تحریک، بلکه یک «تدبیرِ پیشگیرانه» است. اگر دفاع در دوردست‌ها به‌درستی انجام می‌شد، امروز نباید در کوچه و خیابان‌های کشورمان با تروریسم و تجاوز مستقیم می‌جنگیدیم. البته نباید منکر شد که در این میان، نسبت به «اقناع عمومی» و تبیین دقیق این ضرورت‌ها برای جامعه، کوتاهی‌هایی صورت گرفته است.

۳. تجربه‌ی کشورهای «سازش‌گر»
منطق حکم می‌کند به سرنوشت کشورهایی که «دست در لانه زنبور نکردند» نگاه کنیم. لیبیِ دوران قذافی تمام تجهیزات هسته‌ای و دفاعی خود را بار کشتی کرد و به آمریکا تحویل داد تا تحریم‌ها لغو و امنیتش تضمین شود؛ اما نتیجه چیزی جز فروپاشی کامل و تبدیل شدن به کشوری مخروبه نبود. همچنین سرنوشتِ برخی کشورهای منطقه نشان می‌دهد که با وجود ایفای نقش «گاو شیرده»، باز هم مورد تحقیر و تهدید واقع می‌شوند. این ثابت می‌کند که عداوت مستکبر با «قدرتِ» ماست، نه با «صدایِ» ما.

۴. صلحِ پایدار، میوه‌ی اقتدار است نه التماس
در روابط بین‌الملل، تنها چیزی که مانع تهاجم می‌شود «موازنه قدرت» است. دشمنی که با وقاحت تمام به تمامیت ارضی و وجودی ما چشم دوخته، با «لبخند دیپلماتیک» عقب نمی‌نشیند. آنچه او را متوقف می‌کند، ترس از «هزینه‌ی تجاوز» است. اگر نظام جمهوری اسلامی ایران امروز در برابر لفاظی‌ها ایستاده، برای تحمیلِ هزینه‌ی شکست به دشمن است تا جراتِ تکرارِ جسارت را نداشته باشد.

۵. در کنار تهدیدهای سخت، نباید از "هجوم رسانه‌ای" و "جنگ شناختی" دشمن غافل ماند. عرصه‌ای که در آن با استفاده از تکنیک‌های پیشرفته‌ی ادراک‌سازی، تلاش می‌شود جای "ظالم" و "مظلوم" عوض شود. هدفِ اصلی این تروریسم رسانه‌ای، خلعِ سلاحِ اراده‌ی ملی و القای این گزاره‌ی دروغین است که ریشه‌ی تمام فشارها در ایستادگیِ خودِ ماست، نه در خویِ تجاوزگریِ دشمن. آن‌ها با رویا فروشی، بزرگ‌نماییِ هزینه‌های استقلال و سانسورِ پیامدهای دهشتناکِ تسلیم، به دنبال فروپاشی از درون هستند تا پیش از هرگونه رویاروییِ میدانی، "باورِ مردم" به حقانیتِ مسیرِ خود را فرو بریزند و مقاومتِ عقلانیِ ملت را به عنوان "تنش‌آفرینی" بازنمایی کنند.»

اینکه تصور کنیم اگر «آرام» می‌نشستیم، دشمن با ما «مهربان» می‌شد، یک خطای ادراکی است. دشمنیِ مستکبر، بر اساس «تضاد منافع» است نه «سوءتفاهم». ما برای بقا و استقلالمان هزینه‌ی سنگینی داده‌ایم، اما هزینه‌ی «تسلیم» و «بی‌تفاوتی»، به مراتب گزاف‌تر و غیرقابل جبران‌تر (از دست دادن خاک، ناموس و عزت) بود. آرامش و امنیتِ ما مدیونِ همان دستانی است که اجازه ندادند «لانه زنبورِ» دشمن در قلبِ ایران ساخته شود.

|| محمدرضا الهی