
فاش نیوز - در بهار پرحادثهی سال ۱۴۰۵، جهان شاهد یکی از پیچیدهترین و در عین حال درخشانترین فصولِ حیاتِ سیاسی جمهوری اسلامی ایران است. در حالی که بدخواهان با تکیه بر طبلهای توخالیِ «محاصره» و «فشار حداکثری»، رویای انزوای ملت ایران را در سر میپروراندند، مجموعهای از وقایعِ پیوسته در حوزههای نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک، ورق را به نفعِ جبههی حق برگرداند. کامیابیِ امروز ایران را میتوان در چهار ضلعِ طلاییِ ذیل تحلیل کرد:
۱. شطرنجِ انرژی و شکستِ محاصرهی دریایی
دادههای اطلاعاتِ دریایی نشان داد که تدبیرِ ایران، ماهها پیش از اولین تهدیدِ ترامپ، «ناوگانِ ارواح» را در اقیانوسها مستقر کرده است. ذخیرهسازی ۱۷۴ میلیون بشکه نفت در آبهای آزاد و صادراتِ بیوقفه به شرق، عملاً طرحِ «محاصرهی دریایی» را به یک شکستِ اقتصادی برای آمریکا تبدیل کرد. ایران ثابت کرد که رگِ حیاتِ اقتصادش نه در گروِ اجازه واشینگتن، بلکه در دستانِ ناوگانی است که سامانههای ردیابیاش را نه با نقص فنی، بلکه با «ارادهی ملی» خاموش کرده تا نبضِ بازار چین را در دست بگیرد.
۲. صلابت در میدان؛ از شمال فلسطین تا تنگه هرمز
پاسخهای کوبندهی جبههی مقاومت و موشکبارانِ مواضعِ اشغالگران در «دوویو»، نشان داد که بازوانِ اقتدار ایران در منطقه، هرگز دچار سستی نشدهاند. همزمان، اعترافِ سناتورهای ارشد آمریکایی به توانِ «جنگِ نامتقارنِ» ایران و قدرتِ تخریبیِ قایقهای تندرو در تنگه هرمز، سایهی سنگینِ «بنزینِ گران» را بر سرِ کاخ سفید افکند. دشمن دریافت که محاصرهی ایران، یعنی خودمحاصرهگیِ اقتصادِ غرب و آتش گرفتنِ شریانِ انرژیِ جهان.
۳. دیپلماسیِ عزت؛ ماراتنِ اسلامآباد و انزوایِ ترامپ
ایستادگیِ ۲۱ ساعتهی هیئت ایرانی در مذاکرات اسلامآباد و عدمِ عقبنشینی از اصول، آمریکا را به جایگاهِ «خواهانِ میانجیگری» تنزل داد. امروز، این نه تهران، بلکه واشینگتن است که با استیصال به دنبالِ پاکستان یا کشورهای اروپایی میگردد تا راهی برای خروج از باتلاقِ خودساخته بیابد. ورود نمادینِ سفیر اسپانیا از مرز زمینیِ آستارا، تیرِ خلاصی بود بر پیکرِ پروژهی انزوای ایران؛ پیامی صریح از قلب اروپا که: «ایران، مرکز ثقلِ امنیت و تجارت است.»
۴. فروپاشیِ اخلاقی و سیاسیِ جبههی استکبار
حملاتِ هیستریک و بیسابقه ترامپ به پاپ و رهبران مذهبی جهان، نشاندهندهی تنهاییِ مطلقِ اوست. وقتی رئیسجمهورِ آمریکا با وجدانهای بیدارِ جهانی در میافتد، یعنی مشروعیتِ اقداماتش حتی در درونِ تمدنِ غربی نیز فروپاشیده است. امروز ترامپ در خانه با خطرِ استیضاح و در جهان با نفرتِ عمومی روبروست، در حالی که ایران با رهبریِ مقتدر و ثباتِ داخلی، به عنوانِ «لنگرگاهِ آرامشِ منطقه» شناخته میشود.
کامیابیِ ایران در فروردین ۱۴۰۵، حاصلِ تلاقیِ هوشمندیِ «میدان»، تدبیرِ «دیپلماسی» و پایداریِ «ملت» است. ما از محاصره عبور نکردیم، بلکه آن را بر طراحانش تحمیل کردیم. امروز ایران نه یک «بازیگرِ تحتِ فشار»، بلکه «قاعدهمندِ نوینِ نظمِ جهانی» است که ارادهی خود را از آستارا تا دریای چین و از اسلامآباد تا واتیکان، به کرسی نشانده است.
|| علیرضا رجائی