تاریخ : 1405,دوشنبه 24 فروردين18:20
کد خبر : 124434 - سرویس خبری : مسائل و مشکلات ایثارگران

گزارشی تحقیقی

بنیاد شهید و امور ایثارگران؛ از خط مقدم خدمت تا صف انتظار


بنیاد شهید و امور ایثارگران؛ از خط مقدم خدمت تا صف انتظار

گزارش‌های متعدد از گوشه و کنار کشور حاکی از آن است که مدیران بنیاد، در زمان‌هایی که جامعه هدف بیش از هر زمان دیگری نیازمند دلگرمی و پیگیری مسئولان است، عملاً غایب بوده‌اند. این غیبت، صرفاً یک سهو فیزیکی نیست، بلکه...

سیدرضا موسوی فاضل

فاش نیوز - بنیاد شهید و امور ایثارگران، که ستون فقرات حمایتی ملت از حماسه‌سازان خود محسوب می‌شود، این روزها در کانون انتقادات جدی قرار گرفته است. دورانی که انتظار می‌رود در دل بحران‌های منطقه‌ای و پیچیدگی‌های اقتصادی، این نهاد با قدرت و کارآمدی بیشتری به یاری جامعه هدف بشتابد، شاهد روندی معکوس هستیم؛ روندی که ریشه‌های آن در مدیریت اخیر و پیامدهای آن در زندگی پررنج جانبازان و خانواده شهدا، حقیقتی تلخ را آشکار می‌سازد.

۱. حافظه تاریخی یک سازمان؛ مقایسه کارکردهای بنیاد در دوران بحران
‌تاریخ گواه است که در مقاطع حساس، از جمله جنگ ۱۲روزه (یا هر بحران مشابه که نیازمند واکنش سریع حمایتی بود)، بنیاد شهید و امور ایثارگران توانسته بود با بسیج ظرفیت‌های خود، نقشی فعال و ملموس ایفا کند. در آن دوران، ویژگی‌های برجسته‌ای مشاهده می‌شد که شرح آن در گزارش‌های میدانی و خاطرات جامعه هدف ثبت شده است:

   حضور عملیاتی مدیران؛ مسئولان ارشد بنیاد نه در پشت میزهای اداری، بلکه در میان جانبازان بستری در بیمارستان‌ها، خانواده‌های داغدار و مناطق عملیاتی حضور مستقیم داشتند. این حضور، صرفاً نمادین نبود؛ بلکه به تسریع امور، رفع موانع و ایجاد روحیه در میان مجروحان و خانواده‌هایشان کمک شایانی می‌کرد.
   پاسخ‌گویی در لحظه؛ کانال‌های ارتباطی بنیاد، اعم از حضوری، تلفنی و حتی رسانه‌ای، فعال و پاسخگو بودند. درخواست‌های درمانی، معیشتی و حتی حقوقی، با قید فوریت بررسی و پیگیری می‌شدند.
   همدلی سازمانی؛ سطح همدلی و درک متقابل میان کارکنان بنیاد و جامعه هدف، به حدی بود که بسیاری از مشکلات، حتی قبل از تبدیل شدن به بحران، مرتفع می‌گردید.

این سبک از مدیریت، نه‌تنها کارآمدی ساختاری، بلکه انسانیت سازمانی را نیز به نمایش می‌گذاشت؛ اصلی که امروزه کمتر نشانی از آن دیده می‌شود.

۲. انفعال در بزنگاه؛ سایه سنگین بی‌عملی بر سر ایثارگران

اما در دوره مدیریتی اخیر، شاهد افت فاحشی در شاخص‌های کلیدی عملکرد بنیاد هستیم، به‌ویژه در بطن وقایع اخیر (مانند آنچه به «جنگ تحمیلی سوم» اشاره شد):

   فقدان حضور میدانی؛ گزارش‌های متعدد از گوشه و کنار کشور حاکی از آن است که مدیران بنیاد، در زمان‌هایی که جامعه هدف بیش از هر زمان دیگری نیازمند دلگرمی و پیگیری مسئولان است، عملاً غایب بوده‌اند. این غیبت، صرفاً یک سهو فیزیکی نیست، بلکه بیانگر شکافی عمیق بین سازمان و مخاطبانش است.
   بن‌بست در خدمات قضایی؛ سامانه "ایثارمن" که قرار بود پلی برای ارتباط و پیگیری مشکلات قضایی و حقوقی ایثارگران باشد، به نمادی از بوروکراسی بی‌نتیجه تبدیل شده است. جانبازانی که به دلیل قصور یا مشکلات ناشی از دوران خدمت نیازمند مساعدت قضایی هستند، با سکوت معنادار سازمان مواجه‌اند. این بی‌تفاوتی، نه تنها کرامت آنان را خدشه‌دار می‌کند، بلکه خطر محرومیت از حقوق قانونی و حتی محکومیت در دادگاه‌ها را تشدید می‌نماید. این در حالی است که یکی از وظایف اصلی بنیاد، ارائه همین خدمات حقوقی و قضایی است.
   ناکارآمدی در پوشش معیشتی؛ مواردی از عدم پذیرش متقاضیان کمک معیشت، حتی برای جانبازان معسر در دهک‌های اول تا سوم، با وجود تکمیل تمام استعلامات و فراهم بودن شرایط قانونی، تأسف‌برانگیز است. این یعنی سیستم حمایتی بنیاد، در اولویت‌بندی و اجرای وظایف اساسی خود دچار اختلال جدی شده است.

۳. ریشه‌های بحران؛ از اولویت‌بندی غلط تا ناکارآمدی سیستمی
این شکاف عملکردی، ریشه‌های عمیقی دارد:

   جابجایی اولویت‌ها: به نظر می‌رسد مدیریت فعلی، به جای تمرکز بر جامعه هدف و حل مشکلات ریشه‌ای آنان، بیشتر درگیر مسائل اداری، تشریفاتی یا سیاسی شده است.
   فرسودگی سیستمی: سامانه‌ها و فرآیندهای داخلی بنیاد، نیازمند بازنگری و به‌روزرسانی اساسی هستند تا از حالت رکود و بروکراسی ناکارآمد خارج شوند.

-  فقدان نظارت مؤثر:

-  نبود سازوکار شفاف برای ارزیابی عملکرد مدیران میانی و شهرستانی بنیاد، باعث شده تا ضعف در ارائه خدمات، بدون پیگیری جدی ادامه یابد.

۴. پیامدهای گریزناپذیر؛ از سرخوردگی تا گسست اجتماعی

این انفعال و بی‌توجهی، پیامدهای وخیمی در پی دارد:

- کاهش اعتماد عمومی: جامعه ایثارگری که سرمایه اجتماعی نظام محسوب می‌شود، احساس می‌کند مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار گرفته است.
- تشدید مشکلات اقتصادی و روانی؛ جانبازان و خانواده شهدا، که خود در خط مقدم مشکلات ایستاده‌اند، با این کم‌کاری‌ها، با مشکلات مضاعفی دست و پنجه نرم می‌کنند.
- ایجاد شکاف نسلی و هویتی؛ بی‌توجهی به نسل ایثارگران، می‌تواند در نسل‌های بعدی نیز احساس بیگانگی و عدم تعلق را تقویت کند.

۵. فریاد اصلاح؛ راهکارهای عملیاتی برای بازیابی هویت بنیاد

برای جلوگیری از عمیق‌تر شدن این بحران، اقدامات فوری و قاطعانه‌ای لازم است:

1.  بازگشت به اصول بنیاد: اولویت‌بخشی مجدد به خدمات مستقیم، حمایتی و درمانی برای جامعه هدف.
2. شفافیت و پاسخ‌گویی؛ راه‌اندازی سامانه‌های پاسخ‌گویی پویا و مستمر برای پیگیری درخواست‌های قضایی و معیشتی، با تعیین زمان‌بندی مشخص برای پاسخ‌دهی.
3.  حضور میدانی اجباری؛ تعریف پروتکل‌های مشخص برای حضور منظم مدیران در میان ایثارگران، به‌ویژه در استان‌ها و شهرستان‌ها.
4.  اصلاحات ساختاری؛ بازنگری در فرآیندهای اداری، حذف مراحل زائد و به‌کارگیری فناوری‌های نوین برای تسریع امور.
5.  ارزیابی مستمر؛ تدوین شاخص‌های عملکردی شفاف و قابل اندازه‌گیری برای تمام سطوح مدیریتی بنیاد و اعمال نتایج آن در ارتقاء یا تنبیه.

بنیاد شهید و امور ایثارگران، نباید تنها یک نام در ساختار اداری کشور باشد؛ بلکه باید کانون امید، عزت و پشتوانه عملی برای کسانی باشد که بزرگترین سرمایه خود را برای این آب و خاک فدا کرده‌اند. سکوت در برابر این کاستی‌ها، خیانت به آرمان‌ها و خون شهداست.

|| سیدرضا موسوی فاضل