
فاش نیوز - برادران و خواهران هممیهن، دوستداران مقاومت و کسانی که با تمام وجود به عزت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران باور دارند، در این روزهای حساس، پس از اعلام آتشبس موقت دوهفتهای در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، برخی از هموطنان عزیز و انقلابی ما با نگرانی و اعتراض میگویند «ما دست بالا را داشتیم، چرا تسلیم شدیم؟ چرا امتیازات بیشتری نگرفتیم؟» این صدای اعتراض، ریشه در همان روحیه استکبارستیزی و غیرت ملی دارد که همیشه مایه افتخار ما بوده است. همگان این نگرانی را درک میکنند و البته آن را نشانهای از دغدغه عمیق برای سرنوشت کشور میدانند. اما با نگاهی واقعبینانه، منطقی و بر پایه واقعیتهای میدانی، نظامی و اقتصادی، میتوان نشان داد که این آتشبس نه تسلیم، بلکه تصمیمی هوشمندانه، عاقلانه و کاملاً در جهت منافع بلندمدت ملی ایران بوده است. اجازه دهید با دلایل روشن و بدون تعارف، این موضوع را بررسی کنیم.
اول؛ جلوگیری از خسارات جبرانناپذیر نظامی و انسانی
جنگ مستقیم با ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، هرچند با شجاعت نیروهای مسلح و محور مقاومت آغاز شد، اما ادامه آن بدون آتشبس، میتوانست به ویرانی گسترده زیرساختها و شهادت عده بیشتری از بهترین فرزندان این ملت منجر شود. آتشبس دوهفتهای، درحالیکه کنترل کامل تنگه هرمز همچنان در دست ایران است، به ما فرصت داد تا بدون ازدستدادن موقعیت راهبُردی، از تشدید جنگ تمامعیار جلوگیری کنیم. این دقیقاً همان «تعادل وحشت» هوشمندانهای است که در تاریخ دفاع مقدس هم بارها به کار گرفته شد: مقاومت تا جایی که دشمن را به عقبنشینی وادار کند، نه تا نابودی کامل. نتیجه؟ رژیم صهیونیستی نتوانست به اهداف اعلامی خود (تغییر رژیم) برسد و ما با حداقل هزینه، دشمن را مجبور به قبول خواستههایمان و به میز مذاکره کشاندیم.
دوم؛ نجات اقتصاد ملی و معیشت مردم
یکی از مهمترین دستاوردهای این آتشبس، بازگشایی فوری و امن تنگه هرمز تحت مدیریت کامل ایران بود. پیش از آتشبس، اختلال در صادرات نفت، تحریمهای تشدیدشده و افزایش قیمت انرژی، فشار سنگینی بر اقتصاد وارد کرده بود. بلافاصله پس از اعلام توافق، قیمت جهانی نفت کاهش یافت و ایران توانست دوباره صادرات خود را از سر بگیرد. این یعنی درآمد ارزی بیشتر، ثبات نسبی در بازار ارز و جلوگیری از تورم افسارگسیخته که مستقیماً بر سفره مردم تأثیر میگذارد. اگر جنگ ادامه مییافت، زیرساختهای اقتصادی ما (پالایشگاهها، بنادر و خطوط انرژی) در معرض خطر جدی قرار میگرفت. آتشبس، در واقع، اقتصاد مقاومتی را در عمل به کار بست: حفظ منابع برای بازسازی و تقویت توان درازمدت، نه مصرف همه آن در یک جنگ فرسایشی.
سوم؛ دستیابی به اهداف راهبردی بدون جنگ تمامعیار
ایران در این مذاکرات، طرح ۱۰ مادهای خود را ارائه کرد که شامل توقف حملات در همه جبههها (از جمله لبنان)، تعهد به رفع تحریمها، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و پرداخت غرامت بود. ایالات متحده آمریکا مجبور شد بخشهایی از این خواستهها را بپذیرد و آتشبس را اعلام کند. این یعنی ما بدون ادامه جنگ، بخشی از مطالبات مشروع خود را به دست آوردیم. ترامپ آن را «پیروزی» خواند، اما واقعیت این است که او از تهدید «نابودی تمدن» عقبنشینی کرد و بهشرط ما (کنترل تنگه هرمز توسط ایران) تن داد. این دقیقاً همان «دیپلماسی مقاومت» است: استفاده از قدرت نظامی برای بهدستآوردن اهرم دیپلماتیک، نه ادامه بیپایان درگیری. آتشبس دوهفتهای، پلی برای مذاکرات بیشتر است و فرصت میدهد تا با حفظ اقتدار، امتیازات بیشتری بگیریم.
چهارم؛ حفظ وحدت ملی و فرصت بازسازی برای آینده
ادامه جنگ در شرایط فعلی، میتوانست به شکاف داخلی، مهاجرت نخبگان و تضعیف جبهه مقاومت منجر شود. اما آتشبس، وحدت ملی را تقویت کرد و به ما زمان داد تا نیروهای مسلح، زیرساختها و اقتصاد را بازسازی کنیم. ما در تاریخ ۴۷ساله انقلاب، بارها نشان دادهایم که با صبر راهبُردی و مقاومت هوشمند، پیروز نهایی خواهیم بود. این آتشبس، نه تسلیم؛ بلکه تاکتیک هوشمندانه برای پیروزی پایدار است.
دوستداران عزیز مقاومت، ما هم مثل شما معتقدیم که ایران دست بالا را داشت و میتوانست فشار بیشتری بیاورد. اما عقل سیاسی - نظامی حکم میکند که در لحظه مناسب، از موقعیت بهدستآمده برای حفظ جان مردم، اقتصاد و آینده کشور استفاده کنیم. این تصمیم، دقیقاً در جهت منافع ملی است: حفظ جمهوری اسلامی، تقویت محور مقاومت و آمادهسازی برای افقهای بلندتر.
|| داود گودرزی(آزاده و جانباز)