
فاش نیوز - در فهم سیاست خارجی پاکستان، یک نکته کلیدی بیش از همه خودنمایی میکند: این کشور واسطهگری را نه صرفاً برای کاهش تنش، بلکه بهعنوان ابزاری برای بقا و افزایش نفوذ ژئوپلیتیک به کار میگیرد.
پاکستان در محیطی قرار دارد که با مجموعهای از بحرانهای درهمتنیده احاطه شده است؛ از تنش میان ایران و آمریکا گرفته تا وضعیت ناپایدار افغانستان و رقابتهای گسترده میان قدرتهای منطقهای. در چنین شرایطی، این کشور ناگزیر است میان بازیگران متعارض، ارتباطات خود را حفظ کند و از هر طرف، امتیازاتی برای تقویت موقعیت خود به دست آورد.
ساختار قدرت در پاکستان نیز این رویکرد را تقویت میکند. هماهنگی میان دولت و نهاد نظامی، امکان اجرای سیاستهای چندلایه را فراهم کرده است؛ سیاستی که هم در سطح رسمی و هم در مسیرهای غیررسمی دنبال میشود و به اسلامآباد اجازه میدهد همزمان با طرفهای مختلف در تماس باشد.
این نوع واسطهگری، اگرچه در کوتاهمدت میتواند به کاهش تنشها و ایجاد کانالهای ارتباطی کمک کند، اما در بلندمدت پیامدهای پیچیدهای به همراه دارد. مهمترین چالش آن، شکلگیری بیاعتمادی از سوی همه طرفهای درگیر است؛ زیرا هر بازیگر، پاکستان را نه بهعنوان میانجی بیطرف، بلکه بهعنوان کنشگری دارای منافع مستقل ارزیابی میکند.
در مجموع، پاکستان نه یک میانجی بیطرف است و نه متحدی یکسویه در معادلات منطقهای؛ بلکه بازیگری است که در بطن فشارها و تضادهای ژئوپلیتیک، «واسطهگری را به ابزار مدیریت بقا و افزایش نفوذ» تبدیل کرده است.
|| علیرضا رجائی