
فاش نیوز - دقیقا دو هفته پیش در 19 فروردین 1405 (8آوریل 2026) بود که توقف موقت حملات از سوی آمریکا و ایران اعلام شد. آمریکا پس از 40 روز تجاوز به خاک ایران نه تنها نتوانسته بود به اهداف راهبردی خود در جنگ مانند تغییر نظام ایران، نابودی توان موشکی ایران، از بین بردن(سرقت) اورانیوم غنیشده ایران و... دست یابد بلکه ضربات سنگینی را در پایگاههای منطقهای خود متحمل شده بود؛ با حماقتش زمینهساز تسلط کامل ایران بر تنگه هرمز شده و مهار بازار جهانی انرژی را نیز از دست داده بود. همه این موارد به غیر از شکست آمریکا در افکار عمومی جهان بود. جایی که ساکنان کاخ سفید در کنار سردمداران بدنام رژیم صهیونیستی به عنوان متجاوزان و جنایتکاران مورد شماتت اکثر مردم جهان قرار گرفتند و هیبت و هیمنه ارتش تروریستی آمریکا در هوا و دریا شکسته شده بود. سامانههای پدافندی گرانقیمت و پر سر و صدای آمریکا ناتوان از مقابله با موشکها و پهپادهای ایرانی بود. جنگندههای افسانهایشان مورد اصابت موشکهای پدافندی ایران قرار گرفت. ناو جرالد فورد به عنوان بزرگترین ناو هواپیمابر آمریکا و نماد اقتدار نظامیشان در تبلیغات رسانهای، هنوز وارد منطقه درگیری نشده به بهانه مضحک آتشسوزی در رختشویخانه از عملیات خارج و مجبور به عقبنشینی شده و ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن از ترس حملات ایران جرأت نزدیک شدن به منطقه درگیری را نداشت و فرسنگها آنطرفتر در اقیانوس آرام مستقر شده بود. حتی متحدان نزدیک آمریکا نیز حاضر به همراهی با مقامات واشنگتن نشدند و از هراس پاسخ ایران ترجیح دادند فقط نظارهگر صحنه باشند. وضعیت رژیم صهیونیستی نیز چندان بهتر از این نبود. با از بین رفتن سامانههای رصد و راداری، آسمان اراضی اشغالی به روی موشکهای ایران بیش از پیش باز شده بود و موشکهای رهگیر رژیم نیز
رو به اتمام میرفت. ساکنان اراضی اشغالی مجبور به زندگی در زیرزمین و پناهگاهها شده بودند و فاصله هشدارهای موشکی در سرزمینهای اشغالی از 5 تا 15 دقیقه به 1 تا 2 دقیقه کاهش یافته بود. مقابله با ترامپ و نتانیاهو به عنوان دو نماد بیرقیب شر و تباهی در عرصه سیاسی جهان، وجهه ایران را به شدت در میان افکار عمومی دنیا ارتقا داده بود. میتوان گفت جنگ تحمیلی چهل روزه رمضان علیرغم تلخی خسارتهایش، به برکت خون شهدا دستاوردهایی به مراتب بیشتر برای ایران به همراه آورد.
در چنین شرایطی آمریکا طرح 15 مادهای خود برای توقف موقت حملات را با میانجیگری پاکستان به ایران ارائه داد. طرحی که به دلیل درخواستهای زیادهخواهانه آنها، قاطعانه با پاسخ منفی ایران مواجه شد. در مقابل ایران طرح 10 مادهای خود را که شامل کنترل ایران بر تنگه هرمز، رفع همه تحریمهای اولیه و ثانویه، پایان تمامی قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام، خروج نظامیان آمریکا از منطقه، پرداخت خسارت جنگ به ایران، پایان حملات علیه جبهه متحد مقاومت و... میشد را به عنوان مبنای مذاکرات و توقف موقت حملات اعلام کرد. طرحی که ابتدا با مخالفت مقامات آمریکایی روبهرو شد اما در ادامه با پافشاری ایران به پذیرش آن تن دادند. جمهوری اسلامی ایران بر این اساس و به احترام میانجیگری پاکستان در اقدامی منطقی حاضر به شرکت در مذاکرات اسلامآباد شد؛ هرچند همزمان با مذاکرات ادامه حملات نیز منطقی به نظر میرسید اما حملات نیز به مدت دو هفته متوقف شد.
با این وجود اوضاع و شرایط در 19 فروردین 1405 متوقف نماند. فقط یک روز از اعلام خبر توافق برای شروع مذاکرات بر اساس طرح 10 مادهای ایران گذشته بود که آمریکا به نقض این توافق پرداخت. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و مسئول گروه مذاکراتی ایران 20 فروردین 1405 از نقض سه بند پیشنهاد ایران یعنی «عدم پایبندی به آتشبس لبنان»، «ورود پهپاد متجاوز به آسمان ایران» و «انکار پذیرش حق غنیسازی ایران» خبر داد و نوشت: «در چنین شرایطی، نه آتشبس دوطرفه معنایی دارد و نه مذاکرات.»
23 فروردین 1405 وقتی برای اولین بار ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان مذاکرات بیش از 20 ساعته خود را به پایان رساندند؛ نقاط اختلاف دو طرف به شکل معناداری بیش از نقاط تفاهم بود. معاون رئیسجمهور آمریکا بلافاصله در یک نشست خبری ناکامی مذاکرات را اعلام کرد و رژیم تروریستی آمریکا درست فردای مذاکرات در 24 فروردین 1405 از محاصره دریایی ایران در آبهای جنوب کشور خبر داد. تصمیمی که به وضوح یک اقدام جنگی علیه ایران محسوب میشد.
تا 28 فروردین 1405 رژیم صهیونیستی همچنان حملات به لبنان را ادامه میداد. حملاتی که نقض صریح توافق آتشبس موقت با آمریکا بود و پس از آن نیز در 30 فروردین 1405 نیروهای ارتش تروریستی آمریکا کشتی تجاری توسکا متعلق به ایران را در آبهای دریای عمان هدف قرار داده و با عملیات نظامی و پیادهسازی نیرو بر عرشه کشتی، عملا آن را دزدیدند.
رویدادها و تحولات دو هفته اخیر به وضوح نشان میدهد شرایط امروز با شرایط 19 فروردین 1405 متفاوت است و تصمیمی که آن روز منطقی و معتبر به نظر میرسید ممکن است امروز از درجه اعتبار ساقط شده باشد. واشنگتن نه تنها در عمل نشان داده به دنبال توقف حملات نیست بلکه از دو هفته اخیر به عنوان فرصتی برای تغییر میدان نبرد استفاده کرده تا با تخلیه التهاب بازارهای جهانی و جابهجایی زمین درگیری، فشار میدان را از خود برداشته و بر دوش ایران بگذارد. بازی عوض شده و شرایط جدید، گزینههای جدید میخواهد. ما نیاز به ارزیابی مجدد در تصمیمات و به روزرسانی میدان نبرد داریم. آمریکا نباید انتظار داشته باشد جمهوری اسلامی ایران در 19 فروردین 1405 متوقف بماند و خود به پیشروی ادامه دهد.
احتمالا با نگاه به همین شرایط جدید بود که محمدباقر قالیباف رئیس گروه مذاکراتی ایران یک روز مانده به پایان مهلت دو هفتهای توقف حملات در بامداد اول اردیبهشت 1405 نوشت: «ترامپ با اعمال محاصره و نقض آتشبس میخواهد تا به خیال خود این میز مذاکره را به میز تسلیم تبدیل کند یا جنگافروزی مجدد را موجه سازد. مذاکره زیر سایه تهدید را نمیپذیریم.»
«مذاکره زیر سایه تهدید را نمیپذیریم.» این سخن آقای قالیباف دقیقا منطبق بر فرمایش رهبر شهید انقلاب است که 1 مهر 1404 خطاب به ملّت ایران درباره مضرات مذاکره زیر سایه تهدید دشمن فرمودند: «طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید چنین و چنان خواهد شد... یا مذاکره کنید یا اگر مذاکره نکردید چنین و چنان خواهد شد، این تهدید است. خب قبول چنین مذاکرهای نشانه تهدیدپذیری ایران اسلامی است، اگر چنانچه شما رفتید با این تهدید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم، میلرزیم و تسلیم طرف مقابل میشویم، معنایش این است. این تهدیدپذیری اگر بهوجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت... همهاش تهدید، مجبوریم که در مقابل تهدیدهای دشمن عقبنشینی کنیم، یعنی قبول مذاکرهای که با تهدید همراه است را هیچ ملتِ با شرفی انجام نمیدهد، هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمیکند.»
|| سید محمدعماد اعرابی