تاریخ : 1405,سه شنبه 15 ارديبهشت16:29
کد خبر : 124555 - سرویس خبری : مقاومت اسلامی

بندبازی آمریکا با آتش‌بس، مذاکره و محاصره


بندبازی آمریکا با آتش‌بس، مذاکره و محاصره

علی‌رضارجائی

فاش نیوز - در روزهایی که تحولات منطقه با سرعت و پیچیدگی در حال پیش‌روی است، آنچه در ظاهر به‌عنوان تلاش برای کاهش تنش و دعوت به مذاکره مطرح می‌شود، در باطن نشانه‌هایی از یک طراحی چندلایه برای اعمال فشار بر ایران دارد. آمریکا با ترکیب محاصره دریایی، فضاسازی رسانه‌ای و تعیین ضرب‌الاجل، در پی آن است که ایران را در موقعیتی قرار دهد که تصمیمی شتاب‌زده اتخاذ کند؛ تصمیمی که بیش از آنکه مبتنی بر انتخاب باشد، نتیجه فشار باشد.

در این میان، نقش پاکستان بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفته است. کشوری که عنوان میانجی را یدک می‌کشد، در برابر اقداماتی مانند توقیف کشتی‌های ایرانی و تشدید فشارهای خارجی، سکوت اختیار کرده است. این سکوت، به‌سختی با مفهوم بی‌طرفی سازگار است. میانجی‌گری تنها به دعوت به گفت‌وگو خلاصه نمی‌شود، بلکه مستلزم موضع‌گیری در برابر بی‌عدالتی‌ها و تلاش برای رفع آن‌هاست. وقتی چنین رفتاری دیده نمی‌شود، این برداشت شکل می‌گیرد که اسلام‌آباد عملاً در حال تسهیل فشارهاست، نه کاهش آن.

رفتار آمریکا نیز نشان‌دهنده نوعی دوگانگی است. از یک سو، سخن از آتش‌بس و کاهش تنش به میان می‌آید و از سوی دیگر، اقدامات میدانی مانند محاصره ادامه دارد. همزمان، روایت‌هایی در فضای رسانه‌ای مطرح می‌شود که هدف آن‌ها شکل‌دهی به افکار عمومی و القای برتری است. این الگو نشان می‌دهد که واشینگتن به‌دنبال دستیابی به یک دستاورد سیاسی است، بدون آنکه هزینه‌های یک درگیری گسترده را بپذیرد.

در چنین شرایطی، ایران با یک انتخاب مهم روبه‌رو است. پذیرش سریع مذاکره می‌تواند بخشی از فشارها را کاهش دهد، اما خطر آن وجود دارد که این اقدام به‌عنوان عقب‌نشینی تعبیر شود. در مقابل، تمرکز صرف بر تقابل میدانی نیز می‌تواند به افزایش هزینه‌ها و فرسایش منجر شود. از این رو، مسیر منطقی، حرکت در یک چارچوب ترکیبی است؛ یعنی همزمان با خنثی‌سازی عملی فشارها، ورود حساب‌شده به گفت‌وگو.

اگر ایران بتواند در عمل محاصره را بی‌اثر کند و این روند را تداوم ببخشد، موقعیت آن در هرگونه مذاکره تقویت خواهد شد. در چنین وضعیتی، گفت‌وگو دیگر از سر اجبار نخواهد بود، بلکه به یک انتخاب آگاهانه تبدیل می‌شود. این تفاوت، تعیین‌کننده نتیجه نهایی است.

در کنار این موضوع، مدیریت فضای داخلی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. پرهیز از ایجاد انتظارات غیرواقعی، اطلاع‌رسانی دقیق و حفظ آرامش روانی جامعه، از جمله عواملی است که می‌تواند اثر فشارهای بیرونی را کاهش دهد. هرگونه بزرگ‌نمایی یا بیان شعارهایی که پشتوانه عملی ندارند، می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد.

در حوزه دیپلماسی، ضروری است که ایران از پذیرش زمان‌بندی‌های تحمیلی پرهیز کند. تعیین ضرب‌الاجل از سوی طرف مقابل، بخشی از راهبرد فشار است. گفت‌وگو زمانی معنا دارد که بر پایه تغییر واقعی در شرایط و دستیابی به نتیجه ملموس شکل بگیرد، نه صرفاً بر اساس وعده‌ها.

همچنین، نقش پاکستان نیازمند بازتعریف جدی است. اگر این کشور قصد دارد در جایگاه میانجی باقی بماند، باید این نقش را در عمل اثبات کند. بی‌طرفی واقعی با سکوت در برابر تنش‌ها سازگار نیست. انتظار طبیعی این است که میانجی، در جهت کاهش فشارها و ایجاد شرایط عادلانه برای گفت‌وگو گام بردارد.

در نهایت، وضعیت کنونی را باید یک صحنه پیچیده از رقابت اراده‌ها دانست. آمریکا در تلاش است بدون ورود به یک جنگ پرهزینه، نتیجه‌ای سیاسی کسب کند. پاکستان در موقعیتی قرار دارد که نوع نقش‌آفرینی آن زیر ذره‌بین است. و ایران در نقطه‌ای قرار گرفته که نحوه ترکیب اقدام میدانی و دیپلماسی، مسیر آینده را تعیین خواهد کرد.

آنچه می‌تواند این مسیر را به نفع ایران شکل دهد، نه شتاب‌زدگی و نه انفعال است، بلکه مدیریت هوشمندانه زمان، اقدام دقیق و گفت‌وگوی حساب‌شده است. در چنین شرایطی، برتری با طرفی خواهد بود که بتواند واقعیت میدان را به اهرم دیپلماسی تبدیل کند و تصمیم‌گیری را از فشار به اختیار منتقل سازد.

|| علی‌رضارجائی(اردیبهشت ۱۴۰۵)