تاریخ : 1405,شنبه 05 ارديبهشت16:35
کد خبر : 124587 - سرویس خبری : سیاسی

حتی در دفاع از وطن

چرا سلبریتی‌ها خفه‌خون می‌گیرند!


چرا سلبریتی‌ها خفه‌خون می‌گیرند!

یوسف مجتهد

فاش نیوز - چرا سلبریتی‌هایی که تابعیت یا اقامت دارند در دفاع از کشور مادری خفه‌خون می‌گیرند؟

«فاصله میان قانون روی کاغذ و واقعیت میدانی برای افراد مشهور، مقیمان و شهروندان»

در شرایط عادی، دستگاه حقوقی آمریکا ساختارهایی برای کنترل قدرت دولت و حمایت از آزادی‌ها دارد. اما در موقعیت‌های امنیتی، جنگی، یا لحظات سیاسی ملتهب، این تصویر نظری الزاماً با واقعیت روزمره افراد - به‌خصوص چهره‌های شناخته‌شده (چهره‌ها) - هم‌خوان نیست.

این یادداشت بیان می‌کند که چرا در چنین فضاهایی، سکوت، احتیاط و حتی خودسانسوری برای بسیاری از افراد یک انتخاب منفعت‌طلبانهٔ خیانت به وطن مادری است.

۱. اصل بنیادین: «فرایند می‌تواند مجازات باشد». هرچند قانون از آزادی بیان، وضعیت اقامتی یا تابعیتی محافظت می‌کند؛ اما شروع یک تحقیق امنیتی، باز کردن پرونده مهاجرتی، احضار برای بازجویی، قرارگرفتن تحت نظارت یا حتی فقط مطرح‌شدن نام فرد در رسانه‌ها می‌تواند برای یک سلبریتی (چهره) یا یک مقیم دائم ویران‌کننده‌تر از خود حکم نهایی باشد. فراموش نکنیم، در بسیاری از پرونده‌ها، حتی اگر فرد در نهایت تبرئه شود، ضرر اصلی قبلاً وارد شده است.

۲. قانون در شرایط جنگی «همان قانون سابق» نیست. در وضعیت‌های امنیتی یا جنگی،

- تفسیرها سخت‌گیرانه‌تر می‌شوند

- نهادهای امنیتی قدرت بیشتری پیدا می‌کنند

- فضای عمومی تحمل کمتری برای مواضع حساس دارد

- برچسب امنیتی سریع‌تر زده می‌شود

به بیان ساده، دستگاه حقوقی همان است، اما رفتار آن در میدان تغییر می‌کند. این تفاوت کوچک از حیث نظریه، در عمل می‌تواند زندگی یک انسان را زیرورو کند.

۳. ریسک برای افراد مشهور چندبرابر است. برای چهره‌ها

- سرمایه اصلی «شهرت و اعتبار» است

- نمانام (برند) شخصی شکننده‌تر از هر وضعیت حقوقی است

- قراردادهای تجاری در برابر کوچک‌ترین حاشیه واکنش نشان می‌دهند یک جمله اشتباه، حتی اگر قانونی هم باشد، می‌تواند منجر شود به:

- قطع همکاری نمانام‌ها

- حذف از پروژه‌های بزرگ

- موج رسانه‌ای منفی

- ازدست‌رفتن بازار بین‌المللی

- محدودیت‌های غیررسمی و پشت پرده

این‌ها هیچ‌کدام حقوقی نیستند، اما واقعی و مخرب‌اند.

۴. برای مقیمان دائم (گرین‌کارتی‌ها) واقعیت بسیار حساس‌تر است؛ در شرایط ملتهب یا جنگی، کوچک‌ترین ارتباط، کمک مالی، یا موضع‌گیری که حتی شباهت به حمایت از کشور متخاصم داشته باشد، می‌تواند باعث شود پرونده امنیتی باز شود، کارت اقامت زیر ذره‌بین برود، ورود و خروج کنترل شود، روند اخراج شروع شود و حتی اگر هیچ‌کدام در نهایت به حکم نهایی نرسند، خودِ روند، حیثیت و زندگی فرد را هدف قرار می‌دهد.

۵. رفتار عمومی در شرایط جنگ، با عقلانیت اقتصادی و امنیتی شکل می‌گیرد. در وضعیت‌های ملتهب، مردم - به‌ویژه چهره‌های عمومی - دقیقاً می‌دانند:

- دستگاه در حالت «تحمل صفر» است

- رسانه‌ها دنبال موضوع هستند

- نهادهای امنیتی حساسیت بیشتر دارند

- هر جمله‌ای می‌تواند از بافت خود خارج شود

بنابراین سکوت یا احتیاط شدید آنها نه ضعف است و نه بی‌اطلاعی از قانون؛ بلکه یک تصمیم راهبُردی برای کم‌کردن مواجهه با ریسک‌های غیرقابل‌پیش‌بینی (ترجیح منافع شخصی بر منافع ملی).

۶. دستگاه‌های حقوقی همیشه بعد از بحران قضاوت می‌کنند؛ اما فرد «در لحظه» آسیب می‌بیند. قانون ممکن است تصمیمات اشتباه دولت را ماه‌ها یا سال‌ها بعد اصلاح کند، حکم‌های عجولانه امنیتی را باطل کند یا اعتبار فرد را بازگرداند؛ اما قرارداد ازدست‌رفته برنمی‌گردد، پروژه سینمایی لغو شده دوباره ساخته نمی‌شود، بازار ازدست‌رفته باز نمی‌گردد و زخم رسانه‌ای پاک نمی‌شود.

بنابراین نگرانی چهره‌ها یک ترس ازدست‌دادن منافع و یک درک عمیق از واقعیت میدان در آمریکا است که آزادی تعریفی بر اساس منافع استکباری آمریکا است.

جمع‌بندی هشداردهنده و واقعی در شرایط حساس:

- قانون همچنان وجود دارد، اما اجرای آن تحت فشار است.

- نظارت قضایی برقرار است، اما دیر عمل می‌کند.

- حقوق افراد محفوظ است، اما هزینه دفاع از آن‌ها بسیار بالاست.

- خطر اشتباه، سوءبرداشت یا افراط وجود دارد.

- وجهه عمومی از شیشه نازک‌تر است و با کوچک‌ترین ضربه ترک می‌خورد.

ازاین‌رو برای بسیاری از چهره‌ها سکوت، محافظه‌کاری و دوری از موضوعات حساس یک انتخاب منفعت‌طلبانه برای بقا است.

چهره‌ها هیچ‌گاه منافع شخصی را فدای منافع ملی نمی‌کنند؛ چون بی‌هویت هستند و مزدوری برای منافع را ترجیح می‌دهند.

|| یوسف مجتهد