
فاش نیوز - خبرگزاری مالی و اقتصادی معتبر آمریکایی در گزارشی نوشته است که سرمایهداران، سنگاپور را جایگزین دوبی کردهاند؛ این رسانه همچنین خبر داده است که انتقال طلا از دوبی به سنگاپور رکورد زده است.
در سالهای اخیر، جابهجایی سرمایههای بزرگ در سطح جهان بیش از گذشته تحت تأثیر نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی، نوسانات اقتصادی و تلاش سرمایهگذاران برای یافتن محیطهای امنتر قرار گرفته است. ثروتمندان و مدیران سرمایه معمولاً بهسرعت به این تغییرات واکنش نشان میدهند و داراییهای خود را به مقاصدی منتقل میکنند که ثبات مالی، قوانین شفاف و امنیت سرمایه بیشتری فراهم کند. همین روند باعث شده است برخی از مراکز مالی و تجاری جهان با موجی از ورود یا خروج سرمایه روبهرو شوند.
در تجربههای متعدد تاریخی دیده شده که جنگافروزی یا حتی حمایت از درگیریهای نظامی، اغلب پیامدهایی فراتر از پیشبینیهای اولیه برای کشورها به همراه دارد، پیامدهایی که بهویژه در حوزه اقتصاد میتوانند عمیق و ماندگار باشند. جنگها معمولاً باعث بیثباتی در بازارها، افزایش هزینههای امنیتی و نظامی، اختلال در تجارت و کاهش اعتماد سرمایهگذاران میشوند و همین عوامل در بلندمدت میتواند رشد اقتصادی را کند کرده و جریان سرمایه را دستخوش تغییر کند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران اقتصادی معتقدند که تصمیمات مرتبط با درگیریهای نظامی، حتی زمانی که با اهداف کوتاهمدت اتخاذ میشوند، ممکن است آثار غیرقابل پیشبینی و پرهزینهای برای اقتصاد کشورها و برای سالها به همراه داشته باشند.
نمونههای تاریخی متعددی این واقعیت را نشان میدهد. برای مثال، جنگهای طولانی در قرن بیستم فشار سنگینی بر اقتصاد بسیاری از کشورها وارد کرد؛ پس از جنگ جهانی اول، برخی دولتهای درگیر با بدهیهای عظیم، تورم شدید و رکود اقتصادی دستوپنجه نرم کردند. در دهههای بعد نیز جنگهای طولانیمدت نشان دادند که هزینههای نظامی و بیثباتی منطقهای میتواند اقتصادها را فرسوده کند؛ برای نمونه، جنگ ویتنام فشار مالی قابلتوجهی بر بودجه آمریکا وارد کرد و به افزایش شدید کسری بودجه و تورم در دهه ۱۹۷۰ کمک کرد. همچنین در مواردی دیگر، درگیریهای نظامی طولانیمدت باعث کاهش سرمایهگذاری خارجی، نوسان در بازار انرژی و اختلال در تجارت جهانی شده است. این تجربهها در ادبیات اقتصاد سیاسی به عنوان نمونههایی از هزینههای بلندمدت و گاه پیشبینیناپذیر جنگ برای اقتصاد کشورها مورد بحث قرار میگیرند. حالا هم نوبت کشورهایی است که از جنگافروزی آمریکا علیه ایران حمایت کردند و میزبان این متجاوزان بودند.
ضربهای که امارات خورد
بلومبرگ رسانه و شرکت بزرگ آمریکایی- که بیشتر بهخاطر پوشش حرفهای اخبار مالی، اقتصادی، بازارهای جهانی و سرمایهگذاری شناخته میشود- در گزارش اخیر خود به فرار سرمایه از دوبی پرداخته و نوشته است که به دلیل نگرانی سرمایهگذاران ثروتمند از وضعیت منطقه و جستوجوی آنها برای یافتن پناهگاههای امنِ جایگزین، سنگاپور به یکی از ذینفعان اصلی تبدیل شده و در طرف دیگر امارات به یکی از بازندگان مبدل شده است. در واقع آنها دوبی را رها کردهاند و سنگاپور را جایگزین آن کردهاند. آمارهای رسمی نشان میدهد که این کشور، یعنی کشور سنگاپور در جنوبشرقی آسیا، ۱،۴۴۶ کیلوگرم طلا از دوبی وارد کرده است که بالاترین میزان در پنج سال گذشته محسوب میشود و این روند همچنان ادامه دارد.
گفتنی است، امارات، و بهویژه دوبی، طی سالهای گذشته با سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای مالی، ایجاد مناطق آزاد تجاری، ارائه معافیتهای مالیاتی، تسهیل قوانین اقامتی برای سرمایهگذاران و تبدیلشدن به هاب منطقهای تجارت، طلا و خدمات مالی، تلاش کرده بود تصویری از یک «جزیره امن سرمایه» در میان تلاطمهای منطقهای بسازد؛ البته بگذریم از اقدامات غیرقانونی و زشتی که در این مسیر مرتکب شدند! هدف این استراتژی، جذب سرمایههای سرگردان جهانی و تثبیت جایگاه دوبی به عنوان پناهگاه امن داراییها بود. با این حال، گزارش اخیر بلومبرگ مبنی بر این که برخی سرمایهداران، سنگاپور را جایگزین دوبی کردهاند و همچنین ثبت رکورد انتقال ۱٬۴۴۶ کیلوگرم طلا از دوبی به سنگاپور در پنج سال گذشته، نشانهای از تغییر جهت بخشی از جریان سرمایه است. اگر این روند تداوم یابد، میتواند به معنای تضعیف تدریجی جایگاهی باشد که امارات سالها برای ساختن آن تلاش کرده بود، جایگاهی که بر پایه اعتماد، ثبات و امنیت سرمایه شکل گرفته و اکنون با چالشی جدی مواجه شده است.
تنش با عربستان
خبر دیگر آنکه رویترز گزارش داده تصمیم امارات مبنی بر خروج از اوپک و اوپک پلاس باعث شده اختلافات میان ابوظبی و ریاض طی سالهای گذشته، علنی شود. به گزارش مهر، رویترز نوشت که تصمیم مذکور به مثابه یک گسست استراتژیک در سیستم مدیریت نفت به رهبری ریاض، به عنوان بخشی از تغییر شکل موازنه قدرت به دلیل جنگ علیه ایران، محسوب میشود. خروج از اوپک و اوپک پلاس بیشتر از یک درگیری صرف درخصوص سهمیه تولید نفت در اوپک است. این اقدام بخشی از یک شکاف عمیقتر در روابط با عربستان بهشمار میرود به طوری که امارات ترجیح میدهد مستقل از ریاض عمل کرده و از نفت به عنوان ابزاری در این خصوص استفاده کند. در این گزارش آمده است، این جدایی مرزهای سیاسی را درنوردیده و به ماهیت روابط شخصی و استراتژیک میان رئیس امارات و ولیعهد عربستان میرسد.
گفتنی است، اختلافات میان عربستان و امارات در سالهای اخیر تنها به موضوع نفت و سهمیههای تولید محدود نبوده و نشانههایی از رقابت گستردهتر میان دو قدرت اقتصادی خلیجفارس را نیز آشکار کرده است. در حالی که این دو کشور در بسیاری از پروندههای منطقهای زمانی به عنوان شرکای نزدیک شناخته میشدند، طی سالهای گذشته در حوزههایی مانند رقابت برای جذب سرمایه خارجی، تبدیلشدن به مرکز اصلی تجارت و لجستیک منطقه، سیاستهای انرژی و حتی برخی رویکردهای دیپلماتیک تفاوتهایی بروز کرده است. برای مثال، برنامههای اقتصادی بلندپروازانه عربستان برای تبدیل ریاض به قطب منطقهای کسبوکار و الزام شرکتهای بینالمللی به انتقال دفتر منطقهای خود به این شهر، از نگاه برخی ناظران رقابت مستقیمی با جایگاه تجاری دوبی محسوب میشود. در چنین فضائی، هرگونه تنش در چارچوبهای همکاری نفتی میتواند نشانهای از شکاف عمیقتری باشد؛ شکافی که فراتر از سیاست انرژی، به رقابت بر سر نفوذ اقتصادی، جایگاه منطقهای و حتی توازن قدرت میان رهبران دو کشور بازمیگردد. البته بگذریم که جنگ اخیر وضعیت هر دو کشور را در این منطقه با مشکل روبهرو کرده است.