
فاش نیوز - پاکستان در میانه سال ۲۰۲۶ با ترکیب پیچیدهای از شوکهای انرژی، تنشهای ژئوپلیتیک در همسایگی غربی و جنوب غربی، و چالشهای امنیتی داخلی مواجه است. افزایش قیمت سوخت به مرز ۴۰۰ روپیه (۱.۴۳ دلار) در هر لیتر، ناشی از نوسانات قیمت نفت برنت (تا ۱۲۶ دلار) در پی تنشهای نظامی ایران، آمریکا و اسرائیل، دولت اسلامآباد را ناچار به بازنگری هفتگی قیمتها کرده است. اما عمق فاجعه وقتی آشکار میشود که پاکستان – برخلاف اغلب اقتصادهای بزرگ – فاقد ذخایر استراتژیک سوخت تحت کنترل دولت است و تنها به ۲۸ روز ذخیره تجاری (متعلق به بخش خصوصی) اتکا دارد. این یادداشت به واکاوی علل ساختاری این ناتوانی، پیامدهای آن در پرتو تحولات منطقهای، و راهکارهای دیپلماتیک و اقتصادی پیشرو میپردازد.
بخش اول؛ ساختار بحران – چرا پاکستان ذخیره استراتژیک ندارد؟
۱.۱ تعریف و اهمیت ذخایر استراتژیک
ذخایر استراتژیک نفت و فرآوردههای نفتی، مقادیر عظیمی از نفت خام یا سوخت تصفیهشده هستند که دولتها در مکانهای امن (معادن نمک زیرزمینی، مخازن عظیم یا تأسیسات نظامی) برای مقابله با بحرانهایی چون جنگ، بسته شدن مسیرهای دریایی (بهویژه تنگه هرمز)، بلایای طبیعی یا تحریمهای گسترده نگهداری میکنند. کشورهایی نظیر آمریکا، چین، ژاپن و آلمان دارای ذخایری برای حداقل ۹۰ روز هستند. پاکستان اما در این زمینه فاقد هرگونه زیرساخت دولتی است.
۱.۲ سه مانع اصلی از زبان مقامات پاکستانی
علی پرویز ملک، وزیر نفت پاکستان، و دیگر کارشناسان به سه چالش ساختاری اشاره میکنند:
1. کمبود بودجه: احداث مخازن عظیم و خرید نفت برای ذخیرهسازی، به میلیاردها دلار سرمایهگذاری اولیه نیاز دارد. دولت پاکستان که سالها با بحران تراز پرداختها و وابستگی به صندوق بینالمللی پول دستوپنجه نرم میکند، قادر به تأمین این هزینه نیست.
2. هزینه جاری نگهداری: ذخایر استراتژیک برخلاف ذخایر تجاری، «نقدشونده» نیستند و سودی عاید دولت نمیکنند. هزینههای نگهداری (ایمنی، کنترل کیفیت، حفظ تأسیسات) فشار مضاعفی بر بودجه وارد میکند.
3. وابستگی ژئوپلیتیکی به خلیج فارس: بیش از ۸۰ درصد نفت وارداتی پاکستان از خلیج فارس (عربستان، امارات، قطر و کویت) تأمین میشود. در صورت بسته شدن تنگه هرمز یا دریای سرخ به دلیل درگیریهای نظامی، مسیرهای جایگزین (دور زدن آفریقا یا واردات از آمریکا/نیجریه) حداقل ۳۵ تا ۴۵ روز زمان میبرند – در حالی که ذخایر تجاری پاکستان تنها برای ۲۸ روز کفایت میکند. این فاصله زمانی به منزله «سقوط آزاد» اقتصاد کشور خواهد بود.
۱.۳ ذخایر فعلی: عدد ۲۸ روز اما با یک هشدار بزرگ
مقامات پاکستانی تأکید میکنند که ذخایر ۲۸ روزه فعلی تجاری هستند، یعنی متعلق به شرکتهای خصوصی، پالایشگاهها و واردکنندگان. در شرایط بحرانی، دولت نمیتواند به طور خودسرانه این ذخایر را مصادره یا توزیع کند. از این رو، عدد ۲۸ روز در عمل خوشبینانهترین سناریو است.
بخش دوم: تحولات منطقهای؛ آتش زیر خاکستر
۲.۱ جنگ فرضی ایران و آمریکا و شوک نفتی
از ابتدای می ۲۰۲۶، تنشهای نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل (که برخی منابع از درگیریهای محدود در خلیج فارس و سوریه خبر دادهاند) قیمت هر بشکه نفت برنت را تا مرز ۱۲۶ دلار افزایش داده است. دولت پاکستان که پیشتر یارانههای سوخت را حذف کرده بود، ناچار به افزایش هفتگی قیمت بنزین و گازوئیل شده است. این سیاست اگرچه از منظر اقتصاد کلان قابل دفاع است، اما بار سنگینی بر دوش اقشار متوسط و کمدرآمد جامعه پاکستان میگذارد.
۲.۲ تهدید تنگه هرمز و نقش میانجیگری اسلامآباد
در تماس تلفنی اخیر «اسحاق دار»، وزیر خارجه پاکستان، با «شیخ جراح الصباح»، وزیر خارجه کویت، دو طرف درباره پیامدهای اقتصادی انسداد احتمالی تنگه هرمز گفتگو کردند. کویت از تلاشهای پاکستان برای میزبانی مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا قدردانی کرده و بر نقش اسلامآباد به عنوان «کانال دیپلماتیک اصلی» تأکید شده است. با این حال، این دیپلماسی فعال در تناقض آشکار با ضعف زیرساختهای انرژی پاکستان قرار دارد: کشوری که نمیتواند امنیت سوخت خود را برای ۳۰ روز تضمین کند، چگونه میخواهد تضمیندهنده امنیت انرژی منطقه باشد؟
بخش سوم: بحرانهای همزمان – از تنش مرزی تا شورش قبایلی
۳.۱ تنش با طالبان افغانستان و انگلستان
بحران سوخت در خلأ رخ نمیدهد. سه جبهه موازی، توان دولت را برای پاسخگویی کاهش دادهاند؛
حملات ارتش پاکستان به منطقه کنر در افغانستان (با هدف مواضع گروه تحریک طالبان پاکستان) واکنش تند نماینده ویژه انگلیس در امور افغانستان (ریچارد لیندزی) را به دنبال داشته است. پاکستان با رد ادعای کشته شدن غیرنظامیان، اعلا
رجاء: م کرده از مارس ۲۰۲۶ تاکنون، ۵۲ غیرنظامی پاکستانی در حملات مبدأ خاک افغانستان کشته شدهاند. عملیات «غضب للحق» بدون توجه به هشدارهای بینالمللی ادامه خواهد یافت. این درگیری مرزی، مسیرهای تجاری زمینی جایگزین برای واردات سوخت (از آسیای میانه یا چین) را نیز ناامن کرده است.
۳.۲ اولتیماتوم ایالت خیبرپختونخواه
«سهیل آفریدی»، سروزیر ایالت پشتوننشین خیبرپختونخواه (از حزب اپوزیسیون تحریک انصاف)، بزرگان قبایل را در لویه جرگه (شورای سنتی) جمع کرده و به دولت مرکزی اولتیماتوم داده: اگر بودجه وعدهدادهشده (۸۰۰ میلیارد روپیه) پرداخت نشود و حملات پهپادی علیه غیرنظامیان متوقف نگردد، راهپیمایی به سمت اسلامآباد را آغاز خواهند کرد. این شورش داخلی، تمرکز دولت را برای رسیدگی به بحران سوخت کاهش میدهد و پیامدهای امنیتی جدی برای خطوط لوله و انبارهای سوخت در مناطق پشتوننشین دارد.
بخش چهارم: دیپلماسی اقتصادی – راهکارها و تضادها
در میانه این بحرانها، پاکستان دو ابتکار دیپلماتیک را دنبال میکند:
۴.۱ توافق با کره جنوبی برای پیمان تجاری (CEPA)
در نشست مجازی وزرای تجارت دو کشور، بر تسریع نهاییسازی توافقنامه مشارکت اقتصادی جامع تأکید شده است. حوزههای همکاری شامل کشاورزی، نساجی و داروسازی است. وزیر تجارت کره جنوبی آشکارا از «نقش صلحآفرین پاکستان در ثبات بازارهای انرژی منطقه» قدردانی کرده است. با این حال، این پیمان تا تحقق کامل حداقل ۲ تا ۳ سال فاصله دارد و نمیتواند بحران فوری سوخت را حل کند.
۴.۲ راهکارهای پیشنهادی برای ذخیره استراتژیک
بر اساس اظهارات وزیر نفت پاکستان، سه گزینه روی میز است:
· مالیات جدید سوخت: افزودن ۵ روپیه به قیمت هر لیتر برای تأمین بودجه ساخت مخازن دولتی. این گزینه به دلیل فشار بر مصرفکنندگان با مقاومت روبهروست.
· همکاری با آرامکو یا چین: ساخت انبارهای مشترک استراتژیک در خاک پاکستان با سرمایهگذاری خارجی. عربستان و چین هر دو اعلام آمادگی کردهاند، اما مذاکرات بر سر شرایط مالکیت و بهرهبرداری طولانی شده است.
· تشویق بخش خصوصی: اعطای تسهیلات بانکی و معافیتهای مالیاتی به پالایشگاهها برای افزایش ظرفیت انبارهای خود. این گزینه سریعترین اما محدودترین راهکار است، زیرا انبارهای خصوصی تحت کنترل دولت درنخواهند آمد.
نتیجهگیری و چشمانداز
پاکستان در اردیبهشت ۱۴۰۵ با یک شکاف راهبردی مواجه است: از یک سو، دیپلماسی فعال منطقهای (میانجیگری بین ایران و آمریکا، پیمانهای تجاری با کره و کویت) جایگاه این کشور را به عنوان یک بازیگر حیاتی در غرب آسیا حفظ کرده است. از سوی دیگر، نبودِ کمترین سطح ذخایر استراتژیک سوخت، اقتصاد پاکستان را در برابر بسته شدن تنگه هرمز یا افزایش ناگهانی قیمت نفت، به شدت آسیبپذیر ساخته است.
سه سناریو برای آینده نزدیک قابل تصور است:
سناریو احتمال پیامد
سناریوی خوشبینانه: انعقاد سریع توافق با چین یا عربستان برای ساخت ذخایر مشترک ظرف ۱۲ ماه پایین کاهش آسیبپذیری از ۲۰۲۷ به بعد
سناریوی واقعبینانه: ادامه وضع موجود با ذخایر ۲۸ روزه و افزایش هفتگی قیمتها بالا تورم مزمن، نارضایتی اجتماعی و وابستگی به
صندوق بینالمللی پول
سناریوی بدبینانه: بسته شدن تنگه هرمز به مدت بیش از ۳۰ روز در پی تشدید جنگ ایران و آمریکا متوسط فروپاشی حملونقل، تعطیلی صنایع و بحران انسانی گسترده...
توصیه سیاستی: پاکستان یک بار دیگر در برهه حساس تاریخی قرار دارد: از سویی ذخایر استراتژیک انرژی صفر (حتی برای یک روز بنزین) و از سوی دیگر میانجی مذاکرات صلح میان دو قدرتی که فصل جدیدی از همکاری را آغاز کردهاند. خط لوله گاز «دوستی» با ایران نه فقط یک پروژه اقتصادی، بلکه یک ضرورت معیشتی و امنیت ملی برای پاکستان است. تأخیر بیش از یک دههای در اجرای سهم پاکستان در حالی که ایران سهم خود را کامل کرده، در شرایط کنونی دیگر قابل دفاع نیست. دولت شهباز شریف باید از «پنجره فرصت» بیسابقه مذاکرات صلح در اسلامآباد برای اخذ معافیت تحریمی از آمریکا یا حداقل تضمینهای سیاسی برای اجرای ایمن این پروژه استفاده کند. در غیر این صورت، اسارت دائمی در برابر تورم ۴۰۰ روپیهای سوخت و هراس از بستهشدن بعدی تنگه هرمز، آینده نهچندان دور پاکستان خواهد بود.
|| علیرضا رجائی