
فاش نیوز - پس از اقدام بیشرمانهٔ اشقیالاشقیا در بهشهادترساندن مظلومانهٔ" امام امت" و تداوم حضور پرشکوه ملت عزیز ایران در کف خیابان، بهتدریج "فریاد از آزردگیها از چندین مسئله"، از جمله گرانی، و بروز احساسات علیه برخی کارگزاران تاجرپیشهٔ دولتی، یک امیرنشین نیز بهاشتباه بوی کباب شنیده است، جلالخالق!
تو شوخ دیده مگس بین که میکند بازی
نه؛ "اخی این بوی کباب نیست...". از این بوالعجبتر حدیثی شنو؛
منطقهٔ خاورمیانه به یک مغازهٔ دونبش"چینیفروشی" تبدیل شده و مردکی زردنبو بهسان "بوفالویی گردنکلفت" جلوی در غربی مغازه، معرکه گرفته و گردوخاک به راه انداخته است.
اما با ضربشست جانانهٔ فنسالاران دیندار انگار در آن معرکه حساب کار دست همه آمده، الا "رئیس الإمارات" که گاهگداری کک به تنبان نیز دارد، ولی
ای مگس! عرصه سیمرغ نه جولانگه تو است
عِرض خود میبری و زحمت ما میداری
القصه؛ یک خرمگس تصمیم میگیرد مغازهٔ چینیفروشی را به هم بریزد، اما زورش نمیرسد، گاوی جلوی مغازه بود....
فکر بکری از ذهن خرمگس میگذرد؛ اینقدر در گوشش وزوز کنم تا گاو هم به دنبالم داخل مغازه بیاید. آنگاه گاو و چینیهای روی قفسه و من! با هر حرکت دم، سمفونی خرد و خاکشیر شدن چینیها از روی قفسهها! بهپاست....
سخن پیدا بود سعدی که حدش تا کجا باشد
زبان در کش که منظورت ندارد حد زیبایی
طرفه اینکه:
دامن دوست به دنیا نتوان داد از دست
حیف باشد که دهی دامن گوهر به خسی
یا اخی، تو باید با همین «امپراطوری رسانهای [مبتنی بر] اطلاعات و تفریحات (1)» ایضاً: «تفاخرات تخَرخُرانگیز! (۲)» و خواب خوش، سرگرم باشی....
|| دکتر سیدمهدی حسینی
سرنخ:
۱. کاستلز؛ عصر اطلاعات، اقتصاد جامعه و فرهنگ، جلد دوم: "قدرت هویت"
۲. آل احمد؛ غربزدگی