
فاش نیوز - زمان پیامبرخاتم، محمد مصطفی که سلام خدا و خوبان و ما نثارش، جنگهای اسلام با یهودیان و کفاری است که حسابشان مشخص، و فسقشان علنی و فسادشان عیان بود. اگرچه برخی از جنگهای با کفار مکه نیز در اصل جنگ با یهودیانی است که پشت پرده مدیریت کرده و با تبانی و تبهکاری آتش میافروختند- همانگونه که امروزه نیز اینگونهاند- ولی این نکته را باید تأکید کرد که همه بنی اسرائیل بدسگال و بدسرنوشت و کافر نبودند و در میان آنان پرهیزکاران محترم و مقدس هم وجود داشت که به خاطر شدت زشتی اخلاق و رفتار سایرین، نامی از آنها نیست و منظور از آن قوم بداعتقاد و بدعادت و بدسرنوشت، همان بدنه اصلی و بیشتر بنی اسرائیل است که به لعنت خدا و نفرین پیامبران و نفرت سایر مردم مبتلا بوده و امروزه به نام صهیون معروفند و از قضا مورد مخالفت کلیمیان و یهودیان اصیل نیز هستند.
در کنار یهودیان و مشرکان، منافقانی هم بودند که در آن زمان دست به قبضه شمشیر نبرده و تشکیلات رسمی نیز نداشتند که در مقابل پیامبرمکرم، صفآرایی کنند، ولی اهل دسیسه و محفلهای زیرزمینی و ملاقاتهای مخفی با مشرکان مکه و یهودیان مدینه بودند. از سوی دیگر نیز مردم صدر اسلام، شناخت چندانی از نفاق نداشتند و بزرگترین تقسیمبندی آن دوره را مسلمان، اهل کتاب و مشرک میدانستند- مثل دهه هفتاد ما که دستهبندیها محدود بود و مردم شناختی از مفهوم انقلابی و غیرانقلابی یا نفوذی و دوتابعیتی نداشتند- بنابراین در صدراسلام، منافقان برای مردم شناخته شده نبودند و جنگی هم با آنها رخ نداد. اصل کارشان هم کارشکنی هنرمندانه، جنگ روانی، جاسوسی، ترور و... و در یک کلام، مأموریتشان شُل کردن پیچها بود.
این مطلب، بیش از پرداختن به مشرکان مکه و منافقان مدینه و شبکه مخوف و مخفی یهود، به گونه دیگری خواهد پرداخت.
یهود، از سرزمین شامات و به ویژه فلسطین، تا یثرب را برای پیدا کردن پیامبر آخرالزمان، بوکشیده و سالها قبل از میلاد ایشان، سواحل مدیترانه را رها کرده و به بیابانهای خشک یثرب آمدند و آن گذرگاه تجاری را با باغداری و ارتباطات اقتصادی مهیا کرده و در آنجا قلعههای مستحکم ساخته و ساختارهای اقتصادی و شبکههای اطلاعاتی و اجتماعی را محکم کرده بودند. برای چه؟ شاید به سه دلیل. یکی اینکه پیامبر خاتم از بنی اسرائیل باشد دو اینکه با قدرت اقتصادی، نظامی، شبکه امنیتی و اجتماعی، او را مدیریت کنند و سه، اگر در این دو اقدام موفق نبودند، بتوانند او را بکُشند و پیامدهای بعد از آن ترور بزرگ را مدیریت کنند.
آنچه احتمال چهارم که میل آنها به هدایت و تبعیت از آخرین پیامبر، به عنوان دلیل کوچشان به یثرب را به صفر میرساند پیشینه سیاه و پر از شرارت آنهاست. کفر، عادت به پیغمبرکشی، تهمت گناهان بزرگ به پیامبران و مریم مقدس که سلام خدا و خوبان و ما نثارشان، تحریف دین و تاریخ، رباخواری، دسیسه، جاسوسی، فعالیتهای زیرزمینی و مخفی و راهاندازی شبکههای مخوف ترور، ترویج دشمنی، سرکشی در برابر حقیقت، جنگ افروزی و... تنها گوشهای از عادات و جنایات این قوم نفرین شده است که آنان را عبرت تاریخ و هرزه تمدنها کرده و خدا «یهودیان کافر» را «برادر منافقان» نامیده که نکته بسیار مهمی است و اینکه قرآن، تنها علمای بد یهود را به سگ و خر تشبیه کرده، توهین نیست، درس عبرت و توضیح علمی آنهاست.
شباهت یهودی و منافق اگرچه بسیار است و هر دو مرموز و مزورند ولی اکنون به دو مورد دیگر اشاره میشود. یکی که در آیه13 سوره حشر آمده«رعب آنها از مؤمنین که بیش از ترسشان از خداست به دلیل نفهمیشان» و دیگری جنگیدن آنهاست که در آیه14همین سوره آمده «به صورت گروهی و جز در روستاهای داراى استحکامات یا از پشت دیوارها با مؤمنین نمیجنگند. جنگشان میان خودشان سخت و در ظاهر متّحد ولى دلهاشان پراکنده است، زیرا مردمانىاند که نمىاندیشند» این یعنی جنگیدن «غیرمستقیم». اولی را شاید بتوان به جنگیدن از پشت دیوارهای حائل یا قلعههای مستحکم و دومی را به جنگ نیابتی، فریبکارانه و یا رسانهای تعبیر کرد. نه اینکه آنان فنون جنگی نمیدانند و یا همیشه به همین منوالاند بلکه به این مفهوم است که به خاطر همان «شدت رعبی» که گفته شد، تا جایی که میتوانند از هماوردی رودررو میپرهیزند و خود را در مخمصه درآویختن با ایمان مؤمنان نمیاندازند.
نمونههای عینی این دو صنف را در تاریخ معاصر و در جریان انقلاب اسلامی خود میبینیم. برای ترور بزرگان ما سالها دسیسههای بینقص، مفصل و طولانی طراحی کرده و اجرا میکنند ولی به گفته قرآن چون «بی اندیشه و نفهم»اند، «مبنای محاسباتی صحیحی ندارند». منافقان و سایر ضد انقلاب که از سال60 تاکنون، 17هزار مسئول و مردم عادی کوچه و بازار را ترور و قصابی کردند چه به دست آوردند و به چه و به کجا رسیدند که آن را در کودتای دی404 تکرار کردند؟ چرا حرف خمینی کبیر را نفهمیده و نمیفهمند که فرمود«بریزید خونها را و بکشید ما را، ملت ما بیدارتر میشود» آیا اینگونه نشد؟ ما جهانی نشدیم؟
صهیون هم همینگونه و بدبختتر از آنها، سران و سرمایهداران پدوفیلی هستند که «قلاده اپستینی» آنها در دست اسرائیل است و مثل ترامپ، تعبیر فرادقیق رهبر شهیدمان در سخنرانی28بهمن1404 را نفهمیدند که فرمود«مردم ایران درسهای اسلامی و شیعی خود را به خوبی بلد است و میداند که چه موقع چه کاری باید انجام دهد». نمیفهمند که امامان انقلاب، بنیاد مستحکم جمهوری اسلامی را به گونهای ساخته و ما را تربیت کردهاند و ما نیز تجربه کردهایم، که «وابسته به افراد» نباشیم و بتوانیم بدون رهبر و رئیسجمهور و مجلس شورا و خبرگان و فرماندهان ارشد نظامی و... تولیدقدرت کرده و دشمنان را تحقیر کنیم و راه مانده را با قدرت بپیماییم و آن گونه که امام حاضرمان فرمود «خودمان رهبری» کنیم.
ملت ایران تا جایی در این تربیت قدکشید که آقای شهید در12بهمن1404 فرمود: «بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد و کار را مردم تمام خواهند کرد» و ما به رسالتی مبعوث شدیم تا کار نیمه تمام انبیاء و شهدا و صلحاء را تمام کنیم. باز هم رهبر شهید در28بهمن1404 اعتراف ترامپ در ناتوانی آمریکا برای نابود کردن جمهوری اسلامی را اعتراف خوب دانست و فرمود: «من میگویم تو هم نخواهی توانست این کار را بکنی چرا که جمهوری اسلامی، حکومتی جدا از مردم نیست بلکه متکی بر ملتی زنده، پابرجا و مستحکم است» باز هم آنها نفهمیدند.
یکی از مرموزترین، مزوّرترین و مؤثرترین شخصیتهای صدر اسلام، اشعث بن قیس کندی است که پس از شهادت پیامبر خاتم، سر برآورد. تبحر عجیب او شبکهسازی است. دین پدریاش یهودی است. به خاطر ارتداد باید اعدام میشد که با ترفند و معاملهای سببی، داماد قله قدرت شد و نشد. وقتی به حکومت امیرالمؤمنین رسید، مأموریتش نفوذ و عملیات روانی شد. علی که سلام خدا و خوبان و ما نثارش، او را منافقِ کافرزاده معرفی کرد. اشعث، مسبب اصلی حکمیت و ناتمام کردن پیروزی صفین برای مسلمانان است. او ابن ملجم و قطام را به هم رساند و شریک قتل امام علی شد. دخترش جعده، به عقد امام مجتبی درآمد و قاتلش شد. پسرش محمد نیز از قاتلان سیدالشهداء در کربلا شد.
مردم، «دکتر اشعث»ها را به مرور میشناسند مثل ما که در دهه نود مفهوم «نفوذی و دوتابعیتی» را شناختیم. آنها گروه یهود و منافق را کامل میکنند و به خاطر اینکه «سرمایه یهودیان» در جامعهاند؛ و نیز حضور و دسترسی همیشگی در مراکز قدرت و ثروت و گلوگاههای اقتصاد و معیشت مردم؛ و ارتباطات ناشی از کس وکارشان در کشور دشمن؛ و ایجاد دسترسی در شبکههای اجتماعیِ دشمن ساخت به آنها برای ایجاد پایگاه اجتماعی؛ و تبحرشان در شکلدهی افکارعمومی با دروغ، میتوانند «کار نیمه تمام دشمنان را تمام کنند». غفلت از دکتر اشعثها یعنی اخلال در تکمیل پیروزیها آن هم در لحظات پایانی. ترامپ «نفوذیهای قدرتمند» را تهدید به افشای نام کرد و پس از آن، پستها و توئیتها و رفت و آمدها و بیانیههای دکتر اشعثها و استفاده از ابزار تکراری «گرانیهای غیرمنطقی» و «آمارهای قلابی» برای فشار از پایین و چانهزنی از بالا و نفس دادن مجدد به دشمن مستأصل شدت گرفت. هنوز هم نمیفهمند. و خمینی کبیر در مراسم شهید مطهری، حدیث پیامبر را قرائت کرد به این معنی که «همیشه خداوند دینش را به وسیله مرد بدکار نیز تأیید و تقویت میکند».
|| محمدهادی صحرایی