تاریخ : 1405,شنبه 26 ارديبهشت15:10
کد خبر : 124941 - سرویس خبری : سیاسی

چین چرا به مذاق شما خوش نیامد؟!


 چین چرا به مذاق شما خوش نیامد؟!

غلام‌رضا صادقیان

فاش نیوز - مقابله و دشمنی روشنفکری ایرانی با حتی «یک همکاری معقول و متوازن» ایران با چین در دست‌کم دو دهه‌ی گذشته یکی از سیاه‌ترین بخش‌های ذهن تاریک آنان بوده است. نگاه کنید به صفحات روزنامه‌های اصلاح‌طلب در دوران حیات‌شان تا ببینید چه تنفری سراسر نامعقول و نافهمیدنی از چین به نمایش می‌گذاشتند.
روشنفکر ایرانی غرب را با تمام ‌وجود، بدون نقد و از عمق جان می‌پذیرد ولی تمدن شرقی را -از خود تمدن ایران تا تمدن چین- هضم نمی‌کند. هر دو را تقریباً به یک دلیل! تمدن باستانی ایرانی را چون نیمه‌ی تاریخی آن اسلامی است و «غربی» نیست، و تمدن چینی را نیز چون شرقی است و نه غربی، حتی وقتی اینچنین مایه‌ی حسرت غرب باشد.
رئیس‌جمهور آمریکا با چند هدف و به امید چند دستاورد به ایران حمله‌ور شد. یکی از آنها زل‌زدن در چشم چین پس از شکست‌دادن ایران و دستیابی به نفت ایران بود. وقتی جنگ، چهار‌روزه تمام نشد، دیدار با «شی» را به تعویق انداخت. وقتی جنگ از هفتاد روز گذشت، ‌سرانجام به آن دیدار تن داد، با دستان بسته، مانند یک شکست‌خورده‌ی تمام‌عیار. دیروز که بازگشت، ‌چیزی از چین نگرفت. چینی‌ها شیوخ عرب وابسته به صهیونیزم نیستند که به او هواپیمای زرکوب چندصدمیلیون‌دلاری بدهند یا سرزمین‌شان را در اختیار آمریکا بگذارند. برعکس خبر رسید که ترامپ گفته است می‌خواهد اجازه دهد چینی‌ها زمین‌های کشاورزی آمریکا را بخرند و 500هزار دانشجوی چینی به آمریکا بیایند!
تحلیلگران آمریکایی سکوت چین در مقابل بیشتر موضوعات مربوط به ایران یا موضع رسمی چین در نپذیرفتن درخواست‌های ضدایرانی آمریکا را معنادار می‌دانند. روزنامه‌نگاران آمریکایی درباره‌ی استقبال کارمند دفتر شی از ترامپ در فرودگاه و بدرقه سردتر از او، نوشتند که «معلوم شد چه‌کسی ابرقدرت است»!
شی در سخنرانی مشترک با ترامپ ابتدا یک تعارف خشک انجام داد و سپس آمریکا را زیر پا له کرد. او یک میلیارد و ۴۰۰میلیون چینی را با ۳۰۰میلیون آمریکایی و تمدن ۵هزار ساله‌ی چین را با دویست‌وپنجاهمین سالروز «استقلال» آمریکا مقایسه کرد و دست‌آخر گفت ملت چین در حال «مدرنیزاسیون باکیفیت» است و ملت آمریکا به دنبال کاریابی! «ما درحال پیشبرد مدرنیزاسیون چینی در تمامی عرصه‌ها از طریق توسعه‌ی با کیفیت بالا هستیم و ۳۰۰‌میلیون نفر از مردم آمریکا در حال احیای روحیه میهن‌پرستی، نوآوری و کارآفرینی هستند».
درک اینکه چرا آمریکا در مسیر افول است با شعار امثال من و ما نیست. داده‌های خام و بی‌طرفانه‌ می‌گوید در ۱۹۹۰، آمریکا صادرکننده‌ی اصلی به ۱۷۵ کشور از ۱۹۵ کشور جهان بود یعنی نفوذی تقریباً بدون رقیب. در همان سال، چین فقط صادرکننده‌ی اصلی به هشت کشور بود! سال ۲۰۰۰ آمریکا به ۱۵۵ و چین به ۱۵ کشور. سال ۲۰۱۰ چین با ۵۵ کشور نسبت به آمریکا که صادرکننده‌ی اصلی به ۸۵ کشور بود، فاصله را کم کرد. و سال ۲۰۲۴ دیگر یک ورق‌خوردگی کامل رخ داد و چین صادرکننده‌ی اصلی به ۱۲۵ کشور شد و آمریکا فقط به ۳۵ کشور! قدرت آمریکا در نفوذ تجاری که ستون فقرات هژمونی نرم و سخت آن بوده به شکلی شتابنده فرسوده شده، درحالی که چین در کمتر از یک نسل شبکه‌ای از وابستگی‌های اقتصادی در سراسر جهان بافته است.
روشنفکر ایرانی بسته به سلایق و منافع شخصی گاهی چپ می‌شود و گاهی راست! با همین روحیه به واقعیت اقتصادی جدید جهان نگاهی ایدئولوژیک دارد. اگر آمریکا کشور ۹۹درصدی‌ها در مقابل یک‌درصدی‌ها شود، ‌چه خوب! و اگر چین قطار سرعت و پیشرفت را برای اکثریت ملت خود سریع‌السیر کند و فقر و گرسنگی چند دهه پیش را به وضعیتی مدرن که کیفیت آن مایه‌ی حسرت اروپا و آمریکا است برساند، استبداد شرقی یا امپریالیسم جدید است!
چین در عمل، در موقعیت‌های استراتژیک کلیدی برای منافع ملی ایران، حتی جلوتر از بسیاری از متحدان سنتی عمل کرد. شخصاً از وزیرخارجه اصلاح‌طلب دولت دوازدهم شنیدم که به یک مدیرمسئول پرخاشگر به چین گفت «اگر چین نبود، مقاومت ما درهم می‌پاشید»! قبلاً گفته‌ام که مقاومت ما با چیزی درهم نمی‌پاشد و این از استقلال ایران است که حتی به چین هم وابستگی کامل ندارد ولی آن وزیرخارجه برای درک بهتر آن شخص ضدچینی مجبور بود چنین بگوید.
روشنفکر ایرانی اگر بیش از هر چیز دغدغه‌ی منافع ملی، استقلال کشور و کاهش وابستگی به جهان -شرق و غرب- را دارد، ناگزیر از بازاندیشی در موضع ضدچینی خود است. نگاه با قضاوت‌های غربگرایانه پیشین، ایران را در موقعیتی قرار می‌دهد که از قطاری جا بماند که همسایگان  و بسیاری از کشورهای جهان سوار آن شده‌اند؛ همسایگانی که خودشان قرارداد سی‌ساله با چین بسته‌اند!
چین بی‌تردید عیب‌ها و هزینه‌های سیاسی و اجتماعی خود را دارد، ولی دوران «یا آمریکا یا چین» گذشته است. بله با چین نمی‌توان «غربزده» شد! آن غربزدگی مذموم و ایدئولوژیک خود را به سطل زباله‌ی تاریخ بیندازید. جهان به سمت شبکه‌های چندقطبی و چندلایه می‌رود و کسی که از قبل خود را در یکی از این قطب‌ها حبس کند، بازنده است. ایران با پیروزی در جنگ سوم، نظم جهانی منجمد در ذهن شما را به هم ریخته است. اگر به فکر خود نیستید به فکر فرزندان خود باشید که به‌زودی چیزی در آمریکا نمی‌یابند که با آن حس غربزدگی پدرانشان را احیا کنند!

|| دکتر غلام‌رضا صادقیان