
فاش نیوز - جانباز نخاعی خانم احمدی در روزهای آژیر و انفجار در جنگ تحمیلی اول در خوزستان ساکن بود. بیستودو سال داشت که یکی از بمبهای رژیم بعثی عراق روی سقف خانهشان افتاد. سقف خانه فرو ریخت بر سر او و جانباز نخاعی شد.

بعد از مجروحیت، باوجود درد و جراحیهای فراوان، دوباره به زندگی برگشت. درس خواند، فعالیت فرهنگی کرد و راهش را ادامه داد. ورزش اما مهمترین میدان مقاومتش شد و در این زمینه مقام کسب کرد.
او اکنون مسئول جانبازان نخاعی خواهر کشور است. علاوهبرآن، چندین سمت و مسئولیت دیگر نیز دررابطهبا ورزش جانبازان و معلولین دارد.
امروز، در میانه جنگ تحمیلی سوم، خانم احمدی همان زن مقاوم است. جانبازی که با بدنی زخمی اما روحی استوار، هنوز در میان مردم پرچم به دست ایستاده و پرچمش همچنان بالاست.

این بانوی جانباز خوزستانی از سال ۸۱ ساکن یکی از شهرهای استان اصفهان شده است. برای او جنگ تنها یک خاطره نیست. زخمی است که هر روز در استخوانها و مهرههای آسیبدیدهاش بیدار میشود. بسیاری از جانبازان، بهویژه جانبازان نخاعی، هر صبح درد همان دشمنی را حس میکنند که سالها پیش بدنشان را نشانه گرفت. دشمنی که ردّش هنوز در رگها و اعصابشان باقی مانده است. اما همین دردها آنها را از میدان دور نکرده و برعکس، حضورشان در صحنه پررنگتر شده است. با همان بدنهای آسیبدیده، با ویلچرهایی که روایتگر سالهای سخت جنگ است....
باز هم میان مردم میآیند تا بگویند این پرچم زمین نمیماند. وقتی جانبازان نخاعی، آنهم بانوان جانباز، در صف نخست حضور دارند، شکوهی رقم میخورد که فقط از دل مقاومت برمیآید. اقتداری آرام اما عمیق.
.jpg)
آنها با هر حضورشان یادآوری میکنند که دفاع از وطن برایشان یک فصل تمامشده نیست. دردهایشان یادگار همان روزهای آتش و آوار است، اما پرچمی که در دست دارند نشانه عهدی است که هنوز پابرجاست. عهدی که میگوید فرزندان این سرزمین، حتی بر ویلچر و میان رنجهای همیشگی، باز هم برای سربلندی ایران اسلامی در میدان میایستند و از رویارویی با دشمن هرگز گریزان نیستند.
|| جعفری