
فاش نیوز - در روز هشتاد و پنجم جنگ، در حالی که ترامپ میگفت دوست ندارد احمق خطاب شود، از سوی برخی تحلیلگران به عنوان یکی از احمقترین سیاستمداران معرفی شد.
به احمق نگویید احمق!
ترامپ دیروز گفت:
- من باهوشترین آدمی هستم که شما ممکن است ببینید.
- من از اینکه مرا یک دیکتاتور تمام عیار و باهوش بنامند ناراحت نمیشوم، اما نمیخواهم احمق خطاب شوم.
- من از ناهار خوردن با کسی که خیلی خیلی موفق است متنفرم، چون او مدام درباره اینکه چقدر عالی است لاف میزند و این باعث میشود نتوانم درباره این که من رئیسجمهور شدم صحبت کنم.
این سخنان در حالی عنوان میشد که ترامپ با سقوط شدید مقبولیت در آمریکا حتی در میان رأیدهندگان سابق مواجه است. در همین چند ماه اخیر، چهار وزیر و چند مقام ارشد به علاوه بیست ژنرال پنتاگون برکنار شدهاند و تصویری بهشدت بیثبات از دولت آمریکا ساخته شده است. بر اساس گزارش اندیشکده بروکینگز، «۳۴درصد مشاوران کلیدی دولت ترامپ (۲۳مقام از ۶۸ پست) و ۲۰درصد وزرا (از جمله امنیت داخلی، دادگستری، کار و نیروی دریایی) تحت فشارهای سیاسی مجبور به ترک دولت شدهاند».
دنبال راه فرار از بحران با دست پُر!
دیروز مقارن با سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان به تهران و رایزنی با مقامات ایرانی بود. در حالی که العربیه ادعا میکرد، «اگر تفاهمی بین آمریکا و ایران حاصل شود، توافق تک صفحهای به نام بیانیه اسلامآباد خواهد بود»، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان تأکید کرد: اختلافات میان ما و آمریکا آنقدر عمیق است که نمیتوان گفت در هفتههای آینده امکان دستیابی به توافق وجود دارد.
همچنین رسانه اکسیوس، به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت: مذاکرات بسیار طاقتفرسا است و پیشنویسها روزانه بدون پیشرفت قابل توجهی رد و بدل میشوند. دونالد ترامپ، در روزهای اخیر به طور فزایندهای احساس ناامیدی کرده است.
فرسایشی شدن مذاکرات، واقعیتی است که به عملکرد خیانتآمیز و مذبذب ترامپ در گذشته برمیگردد. او در واقع نه مذاکرات و نه توافقات را محترم نشمرده و اعتبار خود را با ارتکاب جنایت جنگی نافرجام و همچنین چند نوبت نقض آتشبس، زیر سؤال برده است و حالا در ترکیبی از تکبر و استیصال، دنبال راه فرار از بحران با دست پُر! میگردد.
هراسان از جهش بیشتر قیمت نفت
ترامپ همچنان که تلاش داشته ایران را در متن مذاکرات تهدید کند و ناکامی جنگ را جبران کند، نگران جهش قیمتها در بازارهای انرژی است. به گزارش روزنامه هیل متعلق به کنگره آمریکا «در صورت عدم توافق ترامپ با ایران، قیمت نفت احتمالاً هفته آینده جهش خواهد کرد. پاتریک دیهان، تحلیلگر بازار نفت در مؤسسه GasBuddy هشدار داد که در صورت عدم دسترسی به توافقی میان آمریکا و ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، قیمت نفت در هفته آینده با جهش روبهرو خواهد شد».
ایران، کلانتر هرمز است
در همین حال، خبرگزاری رویترز با تأکید بر این واقعیت که «ایران، کلانتر هرمز است»، نوشت: ایران برای کشتیهای عبوری از تنگه هرمز، سامانه «هزینه امنیتی و ناوبری» اجرا کرده که شامل بازرسی، مسیرهای اجباری و محدودیتهای دریایی است. برخی کشتیها برای عبور باید چند روز منتظر بمانند.
رویترز میافزاید: با نزدیک شدن به بحران عرضه، ساعت بازار نفت به شماره افتاده است. صنعت نفت در مواجهه با بزرگترین شوک عرضه انرژی در تاریخ مدرن، انعطافپذیری فوقالعادهای از خود نشان داده و اهرمهای متعددی را برای کاهش ضربه جنگ ایران به کار گرفته است. اما در صورت عدم پیشرفت در مذاکرات، بازار جهانی ممکن است فاصله کوتاهی با نقطه شکست داشته باشد.
این خبرگزاری همچنین در گزارش دیگری خاطرنشان کرد: سه ماه پس از جنگی که قرار بود در شش هفته با پیروزی قاطع به پایان برسد، ترامپ در باتلاق ایران گیر کرده و با این پرسش روبهروست که آیا در حال باختنِ جنگ است؟ با وجود حملات نظامی آمریکا، ایران نه تنها از پای درنیامد، بلکه با حفظ کنترل بر تنگه هرمز (شریان حیاتیِ یکپنجم نفت جهان)، همچنان اهرم فشار اصلی را در دست دارد. تحلیلگران معتقدند ترامپ در بنبستی استراتژیک گیر کرده که نه میتواند راهی برای پایانِ آبرومندانه بیابد و نه قدرتِ مانور برای تشدیدِ حملات دارد. این جنگِ کوتاه حالا به چالشی تبدیل شده که ممکن است اعتبار جهانی آمریکا را بیش از هر درگیری دیگری بفرساید. او در معرض این خطر است که در شرایطی بدتر از ماقبل جنگ بیرون بیایند.
فقط گزینههای بد را برای خود باقی گذاشته است
دیروز در حالی که روزنامه لسآنجلس تایمز تأکید میکرد «ترامپ، تنها گزینههای بد را در قبال ایران برای خود باقی گذاشته است»، شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی، اظهارات رئیس بخش روابط اطلاعاتی و دیپلماتیک موساد را منتشر کرد.
«ایال زیر کوهن» با اذعان به شکست راهبردی در جنگ با ایران و گرفتار شدن در یک بنبست استراتژیک، از «محاسبات اشتباه تلآویو در آغاز جنگ» خبر داد و گفت: یکی از بزرگترین خطاها این بود که تصور میشد حذف رهبران ارشد ایران میتواند شوکی پایدار به ساختار نظام وارد کند، اما جمهوری اسلامی سریعتر از برآوردها توانست ساختار فرماندهی و مدیریتی خود را بازسازی کند».
در همین حال، جو کنت، رئیس سابق مرکز ملی ضدتروریسم که در اعتراض به سیاست جنگ ایران از دولت ترامپ استعفا داد، گفت: تا زمانی که اسرائیل از معادله خارج نشود، رئیس جمهور آمریکا قادر به پایان دادن به جنگ نخواهد بود. پس از جنگ ۱۲ روزه، جامعه اطلاعاتی آمریکا به حاشیه رانده شد و حلقه تصمیمگیری به ترامپ و چند مشاور محدود شده است.
شکستن سدّ ترس؛ هدیه جنگافروزان به ایران!
الیجا جی مگنیر خبرنگار کهنهکار جنگ و تحلیلگر سیاسی خاورمیانه در تحلیلی، اذعان کرد: آمریکا و اسرائیل به ایران آنچه بیش از همه نیاز داشت را دادند: اثبات اینکه میتواند با قویترین ارتش جهان و قویترین قدرت نظامی خاورمیانه مقابله کند. این جنگ برای دههها طنینانداز خواهد بود. این جنگ، سد ترس را شکسته، جایگاه منطقهای ایران را ارتقا داده و موقعیت استراتژیک ویژهای به تهران در غرب آسیا و فراتر از آن بخشیده است.
همچنین «توماس پیکرینگ» دیپلمات عالیرتبه و سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل تصریح کرد: ایران، سلاحی در اختیار دارد که میتواند فشار اقتصادی شدیدی به جهان وارد کند؛ حقیقتی که پیشتر ابعاد آن را دستکم گرفته بودند. ادعای اشغال نظامی ایران برای توقف موشکها و پهپادهای این کشور، یک راهحل مضحک و غیرعملی است.
ایران، هوشمندتر از ترامپ رفتار میکند
از طرف دیگر، نشریه نیوزویک در تحلیل روند جنگ و مذاکرات نوشت: همزمان که ایران محکم به اسلحهاش چسبیده، تهدیدهای ترامپ نیز بیاثر میشوند. با گذشت نزدیک به سه ماه از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و حدود شش هفته پس از آغاز محاصره دریایی، تهران نشانهای از عقبنشینی در برابر تهدیدهای آتشین کاخ سفید نشان نمیدهد.
باربارا اسلاوین (پژوهشگر ارشد اندیشکده استیمسون) در اینباره میگوید: «ایران آشکارا برای این جنگ آماده شده بود و تاکنون توانسته از دولت ترامپ هوشمندانهتر عمل کند؛ کنترل تنگه هرمز و حمله به همسایگان حاشیه خلیجفارس، به ویژه امارات، شکافها را در شورای همکاری خلیجفارس تشدید کرده است.» اگرچه ارتش و اقتصاد ایران ضرباتی را متحمل شدهاند، اما مقامات ایرانی اختلافات داخلی را کنار گذاشته و صفوف خود را برای حفظ شروط اصلی پایان جنگ (از جمله خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، دریافت غرامت و توقف حملات اسرائیل به حزبالله لبنان) منسجم کردهاند.
جنگ فرامنطقهای و هراس از انسداد بابالمندب
تنهائی ترامپ در درگیری با ایران مورد توجه محافل سیاسی و رسانهای جهان است. به گزارش خبرگزاری آناتولی، سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه اعلام کرد که این کشور هرگونه نقش احتمالی ناتو در تأمین امنیت تنگه هرمز را رد میکند و تأکید دارد که مأموریت این ائتلاف به خاورمیانه تسری نمییابد.
پاسکال کونفاورو گفت: موضع پاریس روشن و منسجم است. پیمان آتلانتیک شمالی به آتلانتیک شمالی مربوط میشود و ناتو برای موضوعات خاورمیانه و هرمز نیست.
علت پرهیز متحدان سابق از درگیر شدن در جنگ، هشدار قاطع ایران درباره فراتر رفتن جنگ از منطقه است. در این زمینه، شبکه اسکاینیوز انگلیس به هشدار ایران پرداخت و گفت: محتملترین پیامد آن این است که ایرانیها، از متحدان خود در یمن، یعنی حوثیها بخواهند تنگه راهبردی بابالمندب را در آن سوی خلیجفارس ببندند و دسترسی به فعالیت دریایی را مسدود کنند. بستن هر دو مسیر، و توانایی ایرانیها برای کنترل آن، فشار عظیمی بر آمریکاییها وارد خواهد کرد، زیرا آنان ناچار خواهند شد بخش قابلتوجهی از تلاش نظامی خود را بر حوثیها متمرکز کنند تا این فشار را کاهش دهند.
ضربه ایران به دکترین نظامی آمریکا
ژنرال محمد الصمادی، تحلیلگر نظامی و استراتژیک، در گفتوگو با شبکه العربی اظهار کرد: دکترین نظامی آمریکا بر پایه فرسایش موشکی بلندمدت طراحی نشده و به اعتقاد من، ایران توانست با موشکهای تهاجمی کمهزینه، موشکهای گرانقیمت را فرسوده کند و این همان چیزی است که در جنگ مشاهده کردیم. ما درباره تخریب کامل و جزئی حدود ۴۲ فروند هواپیما صحبت میکنیم. درباره خسارت حدود ۳ میلیارد دلاری به تاد صحبت میشود؛ هر رادار تاد که با شاهد ۱۳۶ یا با موشکهای ایرانی هدف قرار گرفته، هزینه هر باتری آن حدود ۲.۲ میلیارد دلار و هر رادار منهدم شده آن ارزشی حدود ۵۰۰ میلیون دلار دارد. در مورد پهپادهای MQ-9، صحبت از سرنگونی تعداد زیادی از این پرندهها شده اما پهپاد MQ-4 نیز سرنگون شد که حدود ۲۴۰ میلیون دلار قیمت دارد؛ پهپادی که بهعنوان یک سکوی جاسوسی برای ایالات متحده استفاده میشود.
آمریکا با اعتماد به نفس احمقانه خاورمیانه را باخت
در همین حال، داگلاس مکگریگور سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا ضمن احمق خطاب کردن دولتمردان آمریکایی گفت: ما در آمریکا با اعتماد به نفس احمقانهای میگوییم که بزرگترین و قویترین هستیم؛ اما حقیقت این است که ما فقط منطق را کنار گذاشتهایم. هیچکس در دنیا نمیخواهد با جنگ سر و کار داشته باشد؛ چون جنگ یک ایده کثیف و ویرانگر است که فعالیتهای تجاری و سطح زندگی مردم را نابود میکند. تنها کشوری که مدام در جهان درباره جنگ صحبت میکند، آمریکا است.
او افزود: مهم نیست بعد از این چه اتفاقی بیفتد، حمله کنیم یا نکنیم، یا ادعای موفقیت کنیم؛ حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه عملاً به پایان رسیده و دیگر هرگز به قبل باز نخواهیم گشت. پنتاگون، کاملاًً ناتوان از شکستن نفوذ و سلطه راهبردی ایران بر خلیجفارس است. وقتی دسترسی به خلیجفارس قطع شود، کار ما در منطقه تمام است. بزرگترین نگرانی و وحشت حال حاضر بیامین نتانیاهو، فروپاشی دستور کار صهیونیستی و بیپناه شدن در برابر ایران، به دلیل پایان یافتن حضور ارتش آمریکا در منطقه است.
با این جنگ فقط مقاومت ملت ایران را بیشتر کردیم
دنیل دیویس، دیگر سرهنگ بازنشسته آمریکایی میگوید: تنها نتیجه بازگشت به عملیاتهای جنگی فعال علیه ایران این است که عزم مردم ایران را بیشتر کند و با اقدامات ما، حملاتی را به همه متحدانمان در منطقه تحریک کند که هم آنها و هم اقتصاد جهانی را ویران خواهد کرد.
او خاطر نشان کرد: در تمام این جلسات بهاصطلاح درباره اینکه آیا باید به اقدامات جنگی علیه ایران بازگردیم یا نه، هیچ بحث عمومی درباره اینکه اساساً به دنبال چه هدفی هستیم، وجود ندارد. چه داراییهای نظامیای را میتوانیم به کار بگیریم که دینامیک حاصل از آن ۴۰ روز اول را تغییر دهد؟ چگونه پرتاب بمب و موشکهای بیشتر به کوههای گرانیتی موفقتر از هزاران بمب و موشک مشابهی خواهد بود که بار اول موفق نشدند؟
دیویس گفت: چگونه پیشنهاد میدهیم که قدرت نظامی باعث شود فرهنگی مانند ایران در برابر کمی درد بیشتر تسلیم شود، در حالی که از زمان شروع جنگ فقط بر تابآوری خود افزودهاند و قبلاً نشان دادهاند که میتوانند حتی هشت سال محرومیت و هزینههای جنگ را تحمل کنند؟ پاسخ واضح است. تنها نتیجه بازگشت به عملیاتهای جنگی فعال علیه ایران این است که لانه زنبور را کمی بیشتر به هم بزند، عزم مردم ایران را بیشتر کند و با اقدامات ما، حملاتی را به همه متحدانمان در منطقه تحریک کند که هم آنها و هم اقتصاد جهانی را ویران خواهد کرد.
ترامپ به شکلی فاجعهبار باخت
«برت اریکسون» تحلیلگر آمریکایی با تأکید بر این واقعیت که «واشنگتن جنگ با ایران را بهشکلی فاجعهبار باخت»، اضافه کرد: دیگر هیچ مسیر واقعی برای اعلام پیروزی در برابر تهران باقی نمانده است. اکنون تقریباً همه پذیرفتهاند که ایالات متحده نتوانسته است به اهداف اصلی خود دست پیدا کند و دولت دونالد ترامپ نیز دستاورد قابلاتکایی برای ارائه ندارد. ذخایر اورانیوم با غنای بالا احتمالاً همچنان در ایران باقی خواهد ماند و ساختار حاکمیت ایران نهتنها تضعیف نشده، بلکه موقعیت آن مستحکمتر نیز شده است.
رسانه المانیتور هم با اشاره به پیامدهای دیگر جنگ نافرجام ترامپ مینویسد: جنگ علیه ایران، خلیجفارس را چندپارهتر کرد. این جنگ، شکاف پنهان میان عربستان و امارات را آشکارتر کرده است. امارات بهسمت ادغام بیشتر با معماری امنیتی آمریکا و اسرائیل حرکت میکند، در حالی که عربستان در پی ساختن الگویی مستقلتر از موازنه، بازدارندگی و دیپلماسی منطقهای است. شورای همکاری خلیجفارس دیگر یک بلوک کاملاًً یکپارچه در برابر ایران نیست. کشورهای عضو، از امارات و بحرین گرفته تا عمان، قطر و عربستان، هرکدام برداشت متفاوتی از تهدید، امنیت و آینده رابطه با ایران دارند. نتیجه آن است که خلیجفارس پس از جنگ ایران، وارد مرحلهای چندپارهتر و پیچیدهتر شده است.
افزایش محبوبیت ایران در جهان عرب
نشریه انگلیسی اکونومیست، پیامد دیگر جنگ را «اعتبار تازه ایران نزد افکار عمومی جهان عرب» توصیف کرد و نوشت: خصومتهای فرقهای مانند گذشته کارگر نیست. بسیاری از عربها، حتی با وجود «افزایش قیمت سوخت»، «کاهش شدید حوالههای مالی» و «بازگشت کارگران مهاجر از خلیجفارس»، همچنان ایران را بازیگری مقاومتر و جسورتر از دولتهای عربی میدانند. در حالی که بسیاری از حاکمان عرب میکوشند روایت رسمی ضدایرانی را تثبیت کنند، بخشی از جامعه عرب، بهویژه در سایه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه تهران و ادامه بحران غزه، با ایران همدلی نشان میدهد. نشانههایی از همدلی پنهان با ایران در جوامع عربی دیده میشود؛ از جمله انتشار گسترده سرودی نظامی با مضمون حمایت از تهران و گرایش مخاطبان عرب به شبکه المیادین که مواضعی نزدیک به ایران دارد. حتی برخی در قطر اکنون پایگاههای نظامی آمریکا را نه عامل بازدارندگی، بلکه عاملی برای تحریک ایران میدانند. ریشه این همدلی دو چیز است؛ نخست، خشم گسترده از رژیم صهیونیستی و دوم پیوندهای مذهبی و فرهنگی.
ترامپ جنگ را باخته است؟
گزارش نشریه تایمز اسرائیل هم نکات قابل تأملی در خود دارد: اهداف اصلی جنگ از جمله خلع سلاح هستهای تهران، تحقق نیافته باقی میماند و ترامپ، گزینههای جذاب کمی برای پایان بازی باقی میگذارد. او سه ماه پس از حمله، اکنون با پرسش بزرگتری روبهرو است: آیا جنگ را میبازد؟ با تسلط ایران بر تنگه هرمز، مقاومت ایران در برابر امتیازات هستهای و دولت اسلامی که سالم مانده است، تردیدها افزایش یافته است که ترامپ بتواند موفقیتهای تاکتیکی را به نتیجهای تبدیل کند که بتواند به طور قانعکنندهای به عنوان یک پیروزی ارائه دهد. تحلیلگران میگویند ادعاهای او درباره پیروزی کامل توخالی به نظر میرسد، زیرا تهدیدهای مکرر او برای از سرگیری حملات قطعاً واکنش تلافیجویانه ایران را در سراسر منطقه به همراه خواهد داشت.
ترامپ در معرض این خطر است که آمریکا و متحدانش از این جنگ با وضعیت بدتری خارج شوند، در حالی که ایران، ممکن است با قدرت بیشتری روبهرو شود، زیرا نشان داده میتواند یک پنجم منابع نفت و گاز جهان را محدود کند. برخی کارشناسان این احتمال را باز میگذارند که ترامپ هنوز راهی برای نجات آبرویش پیدا کند، اگر مذاکرات به نفع او پیش برود. اما برخی دیگر، چشم انداز تیره را برای ترامپ پس از جنگ پیشبینی میکنند. آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده سابق خاورمیانه گفت: «ما سه ماه است که وارد شدهایم و به نظر میرسد جنگی که قرار بود یک پیروزی کوتاهمدت برای ترامپ باشد، به یک شکست استراتژیک بلندمدت تبدیل شده است.»
ناکام مطلق در برآوردن اهداف جنگ
تایمز اسرائیل میافزاید: ترامپ برای دوره دوم کمپین انتخاباتی وعده داد که هیچ مداخله نظامی غیرضروری انجام ندهد، اما آمریکا را در درگیریای قرار داده که میتواند به سابقه سیاست خارجی و اعتبار او آسیب دائمی وارد کند. این بنبست ادامهدار در حالی است که او پس از آغاز جنگ نامحبوب پیش از انتخابات میان دورهای نوامبر، تحت فشار داخلی به دلیل قیمت بالای بنزین آمریکا و میزان پایین محبوبیت قرار دارد.
نشانههایی از ناامیدی ترامپ از تواناییاش برای کنترل روایت وجود دارد. او منتقدان خود را به شدت نقد کرده و رسانهها را به «خیانت» متهم کرده است. ترامپ گفته بود اهدافش از رفتن به جنگ، بستن راه ایران به سوی سلاح هستهای، پایان دادن به توانایی آن برای تهدید منطقه و منافع آمریکا و آسانتر کردن سرنگونی ایران است. هیچ نشانهای وجود ندارد که اهداف اغلب متغیر او محقق شده باشد و تحلیلگران میگویند بعید است چنین شود. علاوهبر چالشهای ترامپ، او اکنون با رهبران جدید ایرانی روبهرو است که حتی سختگیرتر از پیشینیان خود محسوب میشوند».
|| به نقل از کیهان