تاریخ : 1405,شنبه 09 خرداد16:12
کد خبر : 125114 - سرویس خبری : گزارش و گفت و گو

بار سنگینی که با نگاه شهدا از دوش خانواده برداشته شد



فاش نیوز - جمعی از مسئولان بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و مقاومت به دیدار خانواده شهیدان میرزایی رفتند؛ دیداری که توانست گره‌گشای بخشی از دغدغه‌های این خانواده باشد.

دفاع‌پرس - علیرضا جلالیان؛ سال‌ها قبل دو برادر که در تهران مشغول به شغل بنایی و ساخت و ساز ساختمان بودند، تصمیم می‌گیرند که دو زمین در کنار هم را ساخته و همه فرزندان خود را در کنار خود داشته باشند. همه خانواده خوش و خرم در کنار هم در ساختمانی که خانوادگی است ساکن هستند. درهای واحدها همه باز است و همه به خانه هم می‌روند. حتی واحدهایی که قرار بوده مستاجر در آن ساکن باشد را به دامادهای خانواده با هزینه کمتری اجاره دادند که غریبه‌ای داخل ساختمان نباشد.

دیدار با خانواده شهیدان میرزایی

شهید ماشاالله میرزایی و شهیده زهرا عبداللهی زن و شوهر کهنسال و بزرگ این خانواده بودند که مداقه در احوالات آن‌ها این را تداعی می‌کند که با شهیدانه زیستن، شهید خواهی شد، حتی اگر عمرت به یک قرن نزدیک شده باشد و خیلی از این احوالات زیست شهیدانه پس از شهادت برای همگان عیان می‌شود؛ از خیرات و صدقاتی که شاید فقط خدا دیده و آن بنده او. بگذریم.  

در هر حال این حال و وضع ساختمان و ساکنان آن تا پیش از جریان جنگ تحمیلی سوم بود، اما حالا دیگر جز خرابه‌ای از آن باقی نمانده است. ساختمانی در خیابان نیروی دریایی، خیابان جاجردوی درست در شمال میدان رسالت تهران در کنار دیگر ساختمان‌های اطراف مورد اصابت پرتابه‌های دشمن قرار گرفت، تخریب شد و داغ فراق ۱۲ عزیز را بر دل خانواده میرزایی گذاشت. البته این اصابت ۱۶ شهید داشت که عمده آنها از همین ساختمان پلاک ۱۲ خیابان جاجرودی بودند.

جمعی از مسئولان بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و مقاومت به همت رئیس سازمان نشر آثار و ارزش‌های مشارکت زنان در دفاع مقدس و مقاومت برای بازدید از این خانواده داغدار راهی یکی از هتل‌های شهر تهران شدند. این خانواده به‌واسطه تخریب کامل منزل در این هتل ساکن هستند و قرار است تا یک هفته آینده در خانه‌ای که با همت شهرداری تهران اجازه شده است ساکن شوند.

در این دیدار سرهنگ ستاد «حمید حیدری» رئیس سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج پژوهش‌های دفاع مقدس و سردار «سعید محمدی» دبیر ستاد مرکزی راهیان نور کشور، خانم شادی را همراهی کردند.

اول کودک خانواده

ورود ما همراه هیئت بازدید کننده به هتل مساوی بود با شلوغ کاری کودک بازمانده از خانواده، اما مسئول هماهنگی این دیدار فکر همه جا را کرده بود و اول از همه هدیه این کودک را داد.   

صحبت‌ها که شروع شد، شرح ماوقع حادثه و سرنوشت برخی از شهدای خانواده و اینکه از بعضی شهدا قطعاتی به دست آمد یا اینکه تشییع خانوادگی به علت پیدا نشدن برخی پیکر‌ها به تاخیر افتاد، بیان شد.

اینجا با مادر و دختر و همسر و پسر این دختر که بازمانده از حادثه هستند مواجه هستیم. یک شاخه از این خاندان داغ دیده که تنها علت زنده ماندن آنها عدم حضور در منزل هنگام اصابت بوده است. البته این عزیزان فقط یک شاخه از این خانواده هستند.

مادر این خانواده که حالا همسر، مادر و دختر شهید است و بعد از این همه داغ معلوم است که خدا به او صبر داده. دختر خانواده می‌گوید: به مادر چند بار این را گفتم که مادر قدر بدان که حالا تو مادر، همسر و دختر شهید هستی و با این همه داغ اجر تو بسیار بالا است، تو کم کسی نیستی، داغ دیدی و این داغ، تو را رشد داده است.  

البته حال و روز این دختر هم که همسر و فرزندش در کنارش هستند، اما داغ پدر، پدربزرگ و مادربزرگ و خواهر دیده خیلی بهتر از مادر نیست. او که به‌واسطه شغل خود مدتی در دندانپزشکی یکی از مراکز نظامی مشغول بوده از فرماندهان و خانواده‌های فرماندهانی که شهید شدند و بار‌ها آنها را در دندانپزشکی دیده تعریف می‌کند.

داغ ۱۲ عزیز

اعظم میرزایی همسر، مادر و فرزند شهید به عنوان مادر این خانواده فهرست شهدای خانواده را چنین بیان کرد: همسرم شهید هادی میرزایی متولد ۱۳۴۵، دخترم شهیده نیوشا میرزایی متولد ۱۳۸۲، پدرم شهید ماشالله میرزایی متولد ۱۳۱۳، مادرم شهیده زهرا عبدالهی متولد ۱۳۲۵، برادرم شهید حمید میرزایی متولد ۱۳۶۰، دیگر برادرم شهید سعید میرزایی متولد ۱۳۴۵، همسر برادرم شهیده ژیلا غفاریان متولد ۱۳۴۶، عروس برادرم شهیده محدثه رضایی متولد ۱۳۷۸ و مریم محمودی زن برادر او که مهمان خانه‌اش بود، شهید احمد میرزایی پسر عمو، شهیده اکرم السادت میراسماعیلی خانوم پسر عمو و شهید مهدیار میرزایی بچه پسر عموی من هستند.

دیدار با خانواده شهیدان میرزایی

شاهد ماجرا 

سردار سعید محمدی در حادثه اصابت خیابان جاجرودی خودش نیز در آن محله بوده و با اشاره به این‌که در زمان اصابت در محل حضور داشته و به مادر خانواده می‌گوید من شما را دیدم و یادم هست که بعد از اصابت، سر صحنه رسیدید و بالای پیکر همسرتان نشسته بودید و گریه می‌کردید. او از کم و کیف ماجرا سخن می‌گوید و شرایط این منطقه در آن لحظه را تشریح می‌کند.

همه داشته‌های یک خانواده به ناگاه رفت

دختر این خانواده می‌گوید همکارانم که آمدند به ما سر زدند می‌گفتند برو در آوار ساختمان بگرد و بخشی از وسایل خانه که سالم مانده مانند مدارک، طلا، لوازم سالم و قابل استفاده خانه و... را پیدا کن... او می‌گوید وقت همکارانم تصویر ساختمان مورد اصابت را دیدند خودشان متوجه شدند که این امکان‌پذیر نیست؛ دیگر خانه‌ای نمانده که وسیله در آن باقی مانده باشد. او می‌گوید بعد از این حمله تنها داشته ما همان لباسی بود که به تن داشتیم. ما حتی برای پیدا کردن قطعات پیکر برخی از اعضای خانواده هم مشکل داشتیم. حالا اگر این اسکان و خدمات نبود قطعا آواره خیابان بودیم.

همسرش می‌گوید همه پس‌انداز‌های خود را تبدیل به طلا می‌کردیم و می‌خواستیم یکی دو ماه دیگر با یک مقدار قرض و وام و پولی که جمع شده بود، منزلی بخریم، یک انفجار همه این آرزو‌های ما را به باد داد و ما بعد از حادثه حتی لباس مشکی هم برای پوشیدن نداشتیم! 

دیدار با خانواده شهیدان میرزایی

حالا شهرداری تهران با اسکان در هتل و اهدای ودیعه مسکن به کمک آمده و کارت اعتباری خرید لوازم منزل هم به این خانواده داده شده، البته تا لحظه این دیدار این خانواده هنوز کارتشان شارژ نشده بود، منزل استیجاری هم آماده نبود و ظاهرا شهرداری به آ‌ن‌های گفته بود که تا فردا هتل را تخلیه کنند.

این خانواده می‌گوید ما تازه فردا خانه را تحویل می‌گیریم و کارت خرید لوازم منزل ما شارژ نشده و خانه بدون وسیله اصلا قابل اسکان نیست. اینجا بود که دو امر با هماهنگی مسئولان بنیاد حفظ آثار انجام شد. سردار محمدی قول هماهنگی تامین بخشی از لوازم را داد به همراه اینکه با تماس با یکی از مسئولان شهرداری منطقه چهار، قول تمدید پنج روزه اسکان در هتل را هم برای خانواده گرفت و خانم شادی هم قول هماهنگی تامین بخش دیگری از لوازم منزل را داد.

ساختمان خاناده شهیدان میرزایی

شهدا هوای خانواده خود را دارند

مادر خانواده در پایان این دیدار انگار یک دغدغه سنگینش مرتفع شد، آرام شد و گفت حضور شما اینجا برایمان برکت داشت، دغدغه ما کم شد، اینجا بود که یکی از حاضران گفت قطعا شهدای شما هوای شما را دارند و از احوال شما غافل نیستند، این که این مشکل بزرگ شما در حال حل شدن است قطعا به‌واسطه شهدای شما بوده است.

اینجا بود که یاد این حدیث قدسی افتادم که باری تعالی فرمود اگر در خانواده‌ای شخصی شهید شود خود من (خدا) جای خالی او را پر خواهم کرد...