تاریخ : 1405,یکشنبه 10 خرداد18:17
کد خبر : 125150 - سرویس خبری : مسائل و مشکلات ایثارگران

زخم‌های پشت پرده

جانبازی فقط یک درصد روی کاغذ نیست


 جانبازی فقط یک درصد روی کاغذ نیست

شب‌های بی‌خوابی به‌خاطر دردهای عصبی، اضطراب و افسردگی مزمن، ترکش‌هایی که هنوز در بدن جابه‌جا می‌شوند، اعصابی که هر لحظه ممکن است طغیان کنند و کابوس‌های اسارت و سلول و شکنجه که لحظه‌ای رهایت نمی‌کند و بعد هزینه‌های پنهان. بستری، جراحی ریه، درمان‌های تخصصی اعصاب و روان، تجهیزات تنفسی، داروهای خاص و داروها و تجهیزاتی که هرروز بر تعداد خارج‌شدنشان از شمول بیمه اضافه می‌شود و حتی اگر بیمه تکمیلی و بنیاد شهید ...

داود گودرزی

فاش نیوز - گاهی یک نگاه سنگین، یک جملهٔ کنایه‌آمیز یا یک آه حسادت‌آلود در فضای مجازی، یا محافل خصوصی، مثل خنجری بر زخم‌های کهنه می‌نشیند: «این جانبازها و آزادگان و...بااین‌همه سهمیه و امتیاز، دیگه چی کم دارن؟»
این نگاه سطحی، ریشه در سوءتفاهمی عمیق دارد. اما اگر دقیق‌تر بنگریم، حتی آن امتیازاتی که جامعه از آن سخن می‌گوید، امروز دیگر آن شکوه و کارایی گذشته را ندارند و به‌مرورزمان رنگ باخته و بی‌اثر شده‌اند. اما حقیقت این است که هیچ‌کس، حتی خودشان، حاضر نیستند ریهٔ سالمشان را با تمام سهمیه‌های دنیا عوض کنند. آرامش اعصابشان را با هیچ وامی، هیچ تخفیفی، هیچ کارت سوخت اضافی معامله نمی‌کنند.

قیمت یک نفس چند؟
 تصور کنید هر صبح که از خواب بیدار می‌شوید، اولین حسی که دارید خفگی است. ریه‌هایی که گاز خردل یا سلاح‌های شیمیایی دشمن آنها را همانند کاغذ سوخته کرده و هر نفس را به یک مبارزه تبدیل کرده‌اند. این‌ها فقط آمار و ارقام نیستند؛ این‌ها زخم‌های زنده و انسان‌هایی هستند که هنوز نفس می‌کشند، اما با هر نفس، بهایی سنگین می‌پردازند که تنها خودشان آن را به تمام وجود حس می‌کنند. افشانه‌هایی که باید هر روز مصرف کنند، گاهی نایاب می‌شوند یا قیمتی چندبرابر پیدا می‌کنند. صف‌های طولانی کمیسیون پزشکی، تأخیرهای طولانی در تعیین درصد جانبازی، و داروهایی که یا قطع می‌شوند یا با هزاران دردسر و به قیمت آزاد به دست می‌رسند.
 ترحم، نگاهی از بالا به پایین است؛ نگاهی که قهرمانان جنگ را به مظلوم نیازمند تقلیل می‌دهد. اما کرامت، به‌رسمیت‌شناختن این حقیقت است که ایثارگران هزینه‌ای سنگین برای عزت و استقلال این سرزمین پرداخت کرده‌اند. آنچه دریافت می‌کنند، لطف و انعام نیست، بلکه حق است.
 ایثارگران ما نه طلبکار، بلکه امانت‌داران عزت این ملت‌اند. ما به آن‌ها نه از روی ترحم، بلکه از روی ادای دین و تقدیر نگاه کنیم. وقتی جامعه درک کند که بسیاری از آن حمایت‌های گذشته امروز رنگ باخته، دیگر نیازی به دفاع از سهمیه نیست؛ بلکه باید مطالبه کنیم که حق آن‌ها به طور کامل و عادلانه پرداخت شود. ایثارگران، سرمایهٔ عزت ما هستند. وقت آن رسیده که به‌جای ترحم، کرامت را انتخاب کنیم و به‌جای افتخار به گذشته، در حال برایشان عدالت بسازیم.
 در سال‌های اولیه پس از دفاع مقدس، تسهیلات و حمایت‌ها برای ایثارگران واقعی و مؤثر بودند. سهمیه‌های استخدامی معنادار، پوشش درمانی نسبتاً مناسب، کمک‌هزینه‌های معیشتی که با شرایط اقتصادی همخوانی داشت و قوانینی که هنوز زنده و پویا بودند. اما امروز، با گذشت زمان و پیرشدن ایثارگران، این امتیازات به‌شدت کم‌رنگ، منسوخ و در بسیاری موارد بی‌اثر شده‌اند.
 جانبازی فقط یک درصد روی کاغذ نیست. زخم‌های پشت پرده، زخم‌هایی هستند که جامعه نمی‌بیند: شب‌های بی‌خوابی به‌خاطر دردهای عصبی، اضطراب و افسردگی مزمن، ترکش‌هایی که هنوز در بدن جابه‌جا می‌شوند، اعصابی که هر لحظه ممکن است طغیان کنند و کابوس‌های اسارت و سلول و شکنجه که لحظه‌ای رهایت نمی‌کند و بعد هزینه‌های پنهان. بستری، جراحی ریه، درمان‌های تخصصی اعصاب و روان، تجهیزات تنفسی، داروهای خاص و داروها و تجهیزاتی که هرروز بر تعداد خارج‌شدنشان از شمول بیمه اضافه می‌شود و حتی اگر بیمه تکمیلی و بنیاد شهید قسمتی را پوشش دهد، بخش‌های زیادی روی دوش خانواده می‌ماند. هزینه‌هایی که گاهی معادل چندین ماه حقوق است. سهمیه بنزین؟ مسکن؟ خودرو؟ این‌ها در برابر سال‌ها درد مزمن، تنگی نفس، و ترس از فردا، چه ارزشی دارند؟


 آن‌هایی که با حسادت نگاه می‌کنند، احتمالاً یک‌بار هم نشده در موقعیت یک جانباز ۷۰ درصدی قرار بگیرند که برای نفس‌کشیدن باید هر شب با دستگاه بخوابد. یا مادری که به‌خاطر موج انفجار شوهرش، آرامش خانه را از دست داده. یا جوانی که در اسارت، سال‌های بهترین عمرش را در زندان دشمن گذرانده و حالا با مشکلات جسمی و روحی و کابوس‌های شبانه دست‌وپنجه نرم می‌کند.
 صلح و امنیت امروز ما، مدیون همان نفَس‌های تاول‌زده و آن اعصاب سوخته است. سهمیه‌ها، تسهیلات و امتیازات، هرچند لازم‌اند، اما هرگز جبران‌کنندهٔ یک زندگی زخمی نیستند. قیمت یک نفس سالم، قیمت یک شب آرام بدون درد، قیمت یک ذهن بدون خاطرهٔ جنگ و اسارت، با هیچ عددی قابل محاسبه نیست. به‌جای نگاه سنگین، کمی همدلی، کمی احترام واقعی. به‌جای حسادت به امتیازات، فکر کنیم به فداکاری‌هایی که این امتیازات کوچک‌ترین جبرانشان هستند. جانبازان و آزادگان ما، سروقامتان خمیده از زخم‌های پنهان، هنوز ایستاده‌اند. شرمنده‌ایم اگر با نگاه‌هایمان، زخمشان را عمیق‌تر کنیم. به‌جای شمردن سهمیه‌ها، ارزش فداکاری‌شان را بشماریم. چون واقعاً، قیمت یک نفس، بی‌نهایت است.

|| داود گودرزی