
فاش نیوز - اگر زندهکردن مردگان معجزه باشد؛ سیدروحالله خمینی(ره) با انقلاب اسلامی در ایران معجزه کرد. کشوری بیاراده و وابسته که در نظم آمریکایی جهان هضم شده بود؛ فرقی با مردگان نداشت.
5 آبان 1351 «جوزف فارلند» سفیر وقت آمریکا در تهران برای استفاده از جنگندههای ایران در جنگ ویتنام کار سختی نداشت. او تلفن را برداشت و به «اسدالله علم» وزیر وقت دربار پهلوی زنگ زد و گفت: «پیام نیکسون [رئیسجمهور وقت آمریکا] همین الان رسید، ما آن هواپیماهای اف۵ را میخواهیم.» فقط چند دقیقه کافی بود تا جنگندههای اف5 ایران در اختیار آمریکا برای جنگ در ویتنام قرار گیرد. رژیم پهلوی 35 جنگنده اف5 را به ویتنام فرستاد اما آمریکا حتی حاضر نشد در برابر این اقدام قطعات یدکی هواپیماهای زمینگیر شده ایران را تأمین کند.
اندکی بعد در آذرماه 1351 یکبار دیگر استعداد و تجهیزات نظامی ایران در اختیار منافع آمریکا قرار گرفت. اینبار با اشاره و هماهنگی آمریکا، به شکلی کاملا محرمانه سربازان و تجهیزات ارتش ایران به «ظُفار» در شرق کشور عمان اعزام شدند تا از «سلطان قابوس» تازه به قدرت رسیده و مورد حمایت غرب در مقابل چریکهای جبهه آزادیبخش عمان حفاظت کنند. طبق برآورد رسانههای آن زمان حضور سه ساله ارتش پهلوی در عمان 720 سرباز ایرانی را به کشتن داد و هزار و 404 نفر دیگر را هم زخمی کرد. وقتی فروردینماه 1358 در جریان دادگاه رسیدگی به اتهامات «امیرعباس هویدا» (نخستوزیر وقت رژیم پهلوی) از او پرسیدند «چرا بهخاطر منافع امپریالیسم، جوانان ما را در ظفار که مردمش بهخاطر آزادی قیام کرده بودند، به کشتن دادید؟» گفت: «باید بنده به اطلاع شما برسانم که وقتی قشون ایران به ظفار رفت، من یک ماه و نیم بعد مطلع شدم و آن هم بهوسیله یک سفیر خارجی صورت گرفت.» سفارت آمریکا در تهران در ارزیابی سرّی خود از حضور ارتش پهلوی در جنگ ظفار نوشته بود: «نیروهای مسلح ایران علاوهبر یاری رساندن به دولت عمان در دفاع از خود علیه شورشیان(ظفار)، در حراست از غرب به منظور دسترسی به عرضهکنندگان نفت مثمرثمر بودهاند.»
آمریکا به حدی افسار رژیم پهلوی را در دست داشت که «جیمی کارتر» رئیسجمهور وقت آمریکا از ایران بهعنوان ابزاری برای تهدید اتیوپی استفاده کرد و به مقامات اتیوپی گفت: «ایران در برابر حمله این کشور به سومالی بیاعتنا باقی نخواهد ماند.» همین هم شد. بهمنماه 1356 روزنامه «دیلیتلگراف» نوشت: «طبق گزارش یک خبرگزاری، مهمترین قسمت مهمات و اسلحه و تجهیزات کمکی برای سومالی را ایران میفرستد. ناظران سیاسی میگویند که ایران 15 کشتی حامل موشکهای زمین به هوا، خمپارهانداز، توپ و مهمات و آتشبار به سومالی فرستاده است.» همان زمان هفتهنامه «اسپکتیتور» نیز درباره تسلیح سومالی توسط آمریکا نوشت: «در اینکه آمریکا به طرق مختلف به سومالی اسلحه و نیرو میرساند، شکی نیست. مثلاً شاه ایران در حمایت از سومالی نهتنها سرباز بلکه تجهیزات مختلف نیز به این منطقه اعزام داشته است.» آن زمان مقامات اتیوپی در گفتوگو با خبرگزاری «یونایتدپرس» مدعی شدند: «7000 سرباز ایرانی، عربستانسعودی و مصری برای شرکت در جنگ با هواپیما به سومالی برده شدهاند.»
کشوری که نمیتوانست از مهمترین رکن قدرتش یعنی ارتش، با اراده خود استفاده کند، شکلی از مرگ و بیارادگی را تجربه میکرد و ایران به معنی واقعی کلمه کشوری مرده بود.
خمینی عزیز(ره) جان را به پیکر بیجان ایران برگرداند. کمتر از سه سال بعد معجزه انقلاب او از جوانان جنگندیده و سربازان تازهنفس آن روزگار فرماندهانی کارکشته ساخت که صفوف ارتش و سپاه را از نو ساختند. نظامیانی که دیگر نهتنها مطیع تصمیمات واشنگتن نبودند بلکه در مقابل آمریکا و متحدان اروپاییاش ایستادند و سر صدام را در طولانیترین جنگ قرن بیستم به سنگ کوبیدند. «نزار الخزرجی» رئیس ستاد مشترک ارتش وقت عراق درباره وضعیت جبهه عراق در روزهای پایانی جنگ، علیرغم کمکهای فراوان و همهجانبه آمریکا و برخی کشورهای اروپایی به روزنامه «الحیات» گفت: «این احتمال وجود داشت که جبهه عراق از هم فرو بپاشد... عراق نمیتوانست ادامه بدهد، چون درآمدهایمان ته کشیده بود و بدهیهایمان وحشتناک شده و تلفات انسانیمان به نسبت جمعیت کشور بالا رفته بود... در حالی که در طرف مقابل، ایرانیها از نظر عددی بر ما برتری داشتند.»
نزدیک به نیمقرن از آن روز میگذرد و سربازان خمینی(ره) اکنون نه با واسطه که مستقیما پنجه در پنجه آمریکا که خود را بزرگترین قدرت نظامی جهان میداند، انداختهاند. نتیجه مثل قبل است. «کریس مورفی» سناتور آمریکایی در گفتوگو با شبکه CBS وضعیت آمریکا را بهخوبی تشریح کرد: «جنگ [با ایران] یک فاجعه تمامعیار برای آمریکا بوده است... چراکه خانوادهها و کسبوکارها بهدلیل قیمت بنزین در حال نابودی هستند... این وضعیت صرفا مایه تحقیر آمریکا و در مقابل باعث قدرتمندتر شدن ایران شده است.» ایرانی که در برابر دستورات کاخسفید ارادهای نداشت، حالا اراده خود را بر آمریکا تحمیل میکند و طرح او برای غرب آسیا را به هم میریزد. نام این تحول را جز «زندهشدن مردگان» چه میتوان گذاشت؟!
معجزه خمینی از روستای دورافتاده «قنات ملک» در کرمان «قاسم سلیمانی» را بیرون کشید تا فرمانده نیروی قدس و کابوس همیشه زنده آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد. از خانهای محقر و کاهگلی در روستای «امیر حاجیلو» فسا «مجید خادمی» را برای فرماندهی یکی از مهمترین نهادهای امنیتی ایران برکشید. از روستای کوچک «دهسد» در خنداب «محمد پاکپور» را به صحنه آورد تا فرماندهی کل سپاه را در جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی برعهده گیرد.
«سید عبدالرحیم موسوی» بچه سید پابرهنه محلات فقیرنشین قم را به فرماندهی کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران رساند و از مشهد طلبهای فقیر اما ستارهای پرفروغ به نام «سیدعلی خامنهای» را تا رهبری ایران اسلامی بالا آورد و او را معمار جبهه مقاومت و بنای ایران قوی ساخت. روستازادگان و مستضعفانی که در عصر غلبه سرمایهداری بار تاریخ را به دوش کشیدند و چشم مظلومان جهان را روشن کردند. اگر انقلاب به معنای «دگرگونی و زیر و رو شدن» باشد، کاری که خمینی عزیز با ایران کرد به تمام معنی «انقلاب» بود.
خمینی(ره) در ایران انقلاب کرد اما انقلاب او در ایران نماند. رزمندگان لبنانی و عراقی، سلحشوران یمنی، مجاهدان فلسطینی و... با همان حرارت مردم ایران درباره پیرمرد آسمانی حسینیه جماران حرف میزنند و این یعنی موج انقلاب سید روحالله خمینی(ره) در جایجای جهان اسلام به اندازه ایران قدرت دارد.
هیچچیز اتفاقی نیست؛ این باور هر مسلمان است. هر رخدادی در این عالم ظاهر، باطنی غیبی و ملکوتی دارد. اگر چنین است روزی که «سید مصطفی» و «هاجر خانم» در خمین نام فرزند نورسیدهشان را «روحالله» گذاشتند، دستی الهی تقدیر را رقم زده بود. او «روحالله» نام گرفت چون بنا بود روح خدا را در جسم بیجان ایران و جهان اسلام بدمد و آن را زنده کند.
|| سید محمدعماد اعرابی