تاریخ : 1405,چهارشنبه 13 خرداد16:14
کد خبر : 125212 - سرویس خبری : گزارش و گفت و گو

امام حسین(ع) گفت: خونخواه «آرمان» و «روح‌الله»، من هستم



فاش نیوز - شهید آرمان و شهید روح‌الله، رفته بودند محضر امام حسین(ع). امام حسین(ع) وقتی این دو شهید را دیدند، از ناراحتی سرشان را پایین انداختند. می‌خواستند چیزی از آنها بپرسند اما این کار را نکردند و فُطرُس که کنار ایشان ایستاده بود، شروع به صحبت کرد...فطرس از طرف امام حسین(ع) از شهید علی‌وردی و شهید عجمیان پرسید: آیا شما از قاتلان‌تان راضی هستید؟...

خبرگزاری فارس- مریم شریفی؛ «تمام اطلاعات من از شهادت مظلومانه و دلخراش شهید آرمان علی‌وردی، همانی بود که در رسانه‌های رسمی منتشر شده بود. تصورم هم این بود که در حدود 4سال گذشته، حکم قاتلان این شهید عزیز، صادر و اجرا شده. اما دو هفته قبل که از طریق رسانه‌ها از خبر نقض حکم اعدام قاتلان و صدور حکم دیه و ۳ و ۵ سال حبس برای آنها مطلع شدم، واقعا شوکه شدم. در میان آن غم و شوک، یک‌دفعه یاد موضوعی افتادم که دخترم ۳ ماه قبل با من در میان گذاشته بود.»
همسر شهید «مجید شعبانی»، از شهدای هوافضای سپاه در جنگ رمضان، بر‌می‌گردد به آن روز اسفند ماهی و می‌گوید: «همسر من، روز ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید. سه روز بعد از تدفین همسرم که مصادف با ۲۴ ماه مبارک رمضان بود، دختر ۱۲ ساله‌ام وقتی برای خوردن سحری بیدار شد، گفت پدرش را در خواب دیده. برایم تعریف کرد که: رفته بودم پیش بابا. توی یه جای سرسبز، روی یه تخته‌سنگ نشسته بودیم و حرف می‌زدیم. بابا درباره اون جایی که بود و درباره خیلی چیزها باهام حرف زد. منم هرچی سوال داشتم ازش پرسیدم.
یادمه گفتم: بابا اینجا از بقیه شهدا هم خبر داری؟ مثلا می‌دونی شهید آرمان علی‌وردی و شهید روح‌الله عجمیان کجا هستن؟ می‌دونی عاقبت اونایی که این دو شهید رو اونطور بی‌رحمانه به شهادت رسوندن، چی میشه؟بابا سرش رو به علامت تایید تکون داد و گفت: شهید آرمان و شهید روح‌الله، دو تایی رفته بودن محضر امام حسین(ع). امام حسین(ع) وقتی این دو شهید رو دیدن، از ناراحتی سرشون رو پایین انداختن. می‌خواستن چیزی از اونها بپرسن اما این کار رو نکردن و فُطرُس که کنار ایشون ایستاده بود، شروع به صحبت کرد...
انگار نکته مهمی در ذهن همسر شهید جرقه زده باشد، انگشت اشاره‌اش را بالا می‌آورد و می‌گوید: «دخترم آن شب، در بخش دیگری از آن رویای صادقه، خودش هم فطرس ملک را دیده بود. می‌گفت: مامان! یادته توی روضه‌ها میگفتن بال‌های فطرس شکسته بود؟ خودم هم توی یک کتاب خونده بودم. اما دیدم که بال‌های فطرس، سالم بود. فقط یک ردی روش بود که نشون می‌داد قبلا آسیب دیده...»
مشتاقم از ادامه روایت دختر شهید از سرنوشت قاتلان شهیدان آرمان و روح‌الله بدانم.
همسر شهید هم معطل نمی‌کند و از قول دخترش می‌گوید: «بابا گفت: فطرس از طرف امام حسین(ع) از شهید علی‌وردی و شهید عجمیان پرسید: آیا شما از قاتلان‌تون راضی هستید؟ این دو شهید خندیدن و با یه شعف و خوشحالی خاصی گفتن: بله، راضی هستیم و ازشون گذشتیم.اینجا بود که آقا امام حسین(ع) سرشون رو بلند کردن و درحالی‌که ناراحتی و عصبانیت در چهره‌شون مشخص بود، گفتن: اما من از خون شما نمی‌گذرم. خونخواه شما، من هستم. همانطور که از خون اهل بیتم گذشتم اما از خون اصحابم نگذشتم. شما بهترین اصحاب من بودید و این افراد، خون بهترین اصحاب مرا ریختند. من، خونخواه شما هستم...
دخترم مکثی کرد و گفت: مامان! امام حسین(ع) یک چیز دیگه هم به شهید عجمیان و شهید علی‌وردی گفته بودن. بابا می‌گفت امام حسین(ع) گفتن: قاتلان شما در دنیا روی آرامش را نخواهند دید. آنها به کیفر خون ناحقی که ریختند، دچار عذاب وجدان و جنون خواهند شد و در نهایت برای رهایی از این وضعیت، خودکشی خواهند کرد...»
پایان روایت دختر شهید از رویای صادقه‌اش، انگار شروع ماموریت مادرش بود. صحبت‌های همسر شهید شعبانی که به اینجا می‌رسد، مکثی می‌کند و می‌گوید: «دو هفته قبل که در عین ناباوری در خبرها خواندم حکم قصاص قاتلان شهید علی‌وردی نقض شده و به دیه و حبس کوتاه‌مدت محکوم شده‌اند، قلبم به درد آمد. یک‌دفعه خواب ۳ ماه قبل دخترم در ذهنم تداعی شد و با خودم گفتم: باید شماره مادران این دو شهید را پیدا کنم و ماجرای این خواب را برایشان بگویم، شاید دلشان آرام شود.

الحمدلله شماره‌ها را پیدا کردم و در قدم اول با مادر شهید آرمان علی‌وردی تماس گرفتم. گفتم: حس می‌کنم رسالتی بر گردن من است و باید آنچه شنیده‌ام را به شما منتقل کنم. وقتی ماجرای خواب دخترم را برایشان تعریف کردم، خیلی خوشحال شدند. می‌دانید، من هیچ‌وقت مادر آرمان عزیز را ندیده‌ام اما آن روز وقتی تلفنی با هم صحبت کردیم و گفتم: چه چیزی بهتر از اینکه خونخواه جوان شما، خود امام حسین(ع) است، احساس کردم دلشان تسکین پیدا کرد. ان‌شاء‌الله با مادر شهید عجمیان هم تماس خواهم گرفت. حالا دعای من این است که خدا عمری بدهد که بتوانم سرنوشتی که آقا امام حسین(ع) برای قاتلان این دو شهید مظلوم ترسیم کردند را ببینم...»