
فاش نیوز - در روزهایی که بار دیگر موضوع مذاکره و احتمال رسیدن به توافق، به یکی از مهمترین مباحث سیاسی کشور تبدیل شده است، جامعه با دو نگاه متفاوت روبهروست؛ گروهی هرگونه مذاکره را تنها راه خروج از مشکلات اقتصادی و کاهش فشارهای بینالمللی میدانند و گروهی دیگر با استناد به تجربههای گذشته، نسبت به نتیجهبخش بودن این مسیر تردید دارند. اما شاید حقیقت، نه در خوشبینی مطلق نهفته باشد و نه در بدبینی مطلق؛ بلکه در نگاه واقعگرایانهای باشد که محور آن، منافع ملی است.
تجربه روابط بینالملل نشان داده است که کشورها نه بر اساس دوستیهای دائمی، بلکه بر اساس منافع دائمی خود تصمیم میگیرند. آمریکا، اروپا، چین، روسیه و دیگر قدرتهای جهانی نیز از این قاعده مستثنی نیستند؛ بنابراین، طبیعی است که هر کشوری در مذاکرات، بیش از هر چیز به دنبال تأمین منافع خود باشد و این وظیفه دستگاه دیپلماسی و نهادهای تصمیمگیر است که با هوشیاری، منافع ملت را در متن هر توافقی تضمین کنند.
در این میان، پرسشهایی که از سوی منتقدان مطرح میشود، پرسشهای بیاهمیتی نیست. آیا طرف مقابل به تعهدات خود پایبند خواهد ماند؟ آیا تجربه خروج آمریکا از برجام ممکن است تکرار شود؟ آیا تغییر دولتها و تحولات سیاسی در واشنگتن، سرنوشت توافقهای امروز را دگرگون نخواهد کرد؟ آیا بازیگران منطقهای و بینالمللی مخالف، اجازه خواهند داد توافقی پایدار شکل بگیرد؟ این پرسشها، دغدغههایی واقعی هستند و نمیتوان آنها را صرفاً با برچسب مخالفت یا موافقت سیاسی نادیده گرفت.
از سوی دیگر، مخالفت با مذاکره نیز نباید صرفاً بر پایه بدبینی مطلق یا شعارهای احساسی باشد. در دنیای امروز، بسیاری از بحرانها از طریق گفتوگو و دیپلماسی مدیریت میشود و حتی کشورهایی که اختلافات عمیق دارند، راه مذاکره را به طور کامل نمیبندند. مذاکره، نشانه ضعف نیست؛ همانگونه که مقاومت و دفاع از منافع ملی نیز نشانه افراطگرایی نیست. آنچه اهمیت دارد، کیفیت توافق و میزان تأمین منافع کشور است.
تجربه برجام نیز درسی ارزشمند برای همه جریانهای سیاسی بود. این تجربه نشان داد که توافقهای بینالمللی، بدون پشتوانههای محکم حقوقی، اقتصادی و سیاسی، میتواند در معرض تغییرات داخلی کشورهای طرف مقابل قرار گیرد؛ بنابراین، عقلانیت سیاسی حکم میکند که هر توافق احتمالی، با ضمانتهای بیشتر، سازوکارهای روشنتر و توجه دقیق به منافع بلندمدت کشور همراه باشد.
در این میان، نقد و نظارت وظیفه طبیعی نمایندگان مجلس، کارشناسان و جریانهای سیاسی است، اما نقد زمانی سازنده خواهد بود که در کنار هشدارها، راهحل نیز ارائه شود و مسئولیتپذیری جایگزین هیاهوی سیاسی گردد. همانگونه که موافقان مذاکره باید از خوشبینی افراطی پرهیز کنند، مخالفان نیز نباید صرفاً بر طبل بدبینی بکوبند. کشور بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، انسجام و گفتوگوی ملی نیاز دارد.
واقعیت آن است که مردم ایران بیش از هر چیز، خواهان امنیت، آرامش، ثبات اقتصادی و آیندهای روشن هستند. آنان انتظار دارند تصمیمات بزرگ سیاسی، نه بر اساس رقابتهای جناحی، بلکه بر پایه مصالح ملی اتخاذ شود. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که چه کسی موافق یا مخالف مذاکره است، بلکه پرسش اساسی این است که کدام مسیر، عزت، امنیت، رفاه و آینده بهتری را برای ملت ایران تضمین میکند.
در عرصه سیاست، نه خوشبینی مطلق عاقلانه است و نه بدبینی مطلق. آنچه باید چراغ راه تصمیمگیری باشد، منافع ملی است؛ منافعی که فراتر از هیاهوی سیاسی، فراتر از رقابتهای جناحی و فراتر از احساسات زودگذر قرار دارد. تاریخ، نه موافقان و مخالفان را، بلکه نتایج تصمیمها را قضاوت خواهد کرد.
|| داود گودرزی