
فاش نیوز - به نام خدا؛ امروز، در سایه امضای دیجیتالی «تفاهمنامه پایان جنگ» میان رؤسای جمهور جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و در پرتو پیام ۲۸ خرداد مقام معظم رهبری، در نقطه عطفی ایستادهایم که در آن، «پیروزی» باید با «هوشیاری» تکمیل شود. این تفاهمنامه، نه یک یادداشت ساده، بلکه سند پذیرش شکست تاریخی ایالات متحده در نبردی است که گمان میبرد در آن پیروز خواهد بود.
اما برای آنکه این پیروزی به ثباتی پایدار بدل گردد و به فرصتی برای تنفس و تجدید قوای دشمن تبدیل نشود، تبیین محورهای زیر ضروری است:
اول: ریشههای پیروزی؛ حماسه ملت و خون شهیدان
باید به صراحت اعلام کنیم که این موفقیت و به عقب راندن استکبار، تنها حاصل دیپلماسی نیست، بلکه ثمره مستقیم ایستادگی مردمی است که در سختترین لحظات، ستونهای اقتدار ملی را برافراشتند.
این پیروزی، مدیون خون پاک و مطهر «امام شهید» و دانشآموزان مظلوم در «میناب» و «لامرد»؛
پایداری بیسابقهی مردمی که از آغاز تهاجم دشمن در نهم اسفند ۱۴۰۴، بیوقفه در کف خیابانها برای پاسداری از حریم ایران ایستادند؛
مجاهدت دانشمندانی که در مراکز دارویی نظیر «انستیتو پاستور» هدف کینهتوزی دشمن قرار گرفتند؛
و دلاوری رزمندگان و دانشجویانی است که در دانشگاهها، سنگرهای پدافندی و قایقهای تندرو، شبهای متمادی در برابر تجاوزات دشمن قد علم کردند.
همین مردم مقتدر بودند که با حضور حماسی در میدان و خیابانها، آمریکا را مجبور کردند با التماس، بر سر میز مذاکره بنشیند تا شاید بتواند مسیر تنگهای را که با اقتدار ما بسته شده بود، دوباره باز ببیند. حضور مقتدرانه مردم، تنها تضمینکنندهی پایبندی آمریکا به تعهداتش است.
دوم: کالبدشکافی توافق؛ هشدار در برابر «تفسیرهای مبهم»
در بررسی مفاد این تفاهمنامه، نکتهای حیاتی نهفته است. بسیاری از بندها با عباراتی کلی و وعدههایی مبهم (نظیر «مذاکره خواهد شد» یا «باید بشود») تنظیم شدهاند. این ابهام، دقیقاً همان فضایی است که دشمن برای راهبردهای فریبکارانه و بدعهدی به آن نیاز دارد.
در این میان، «وحدت ساحات» و وضعیت لبنان، شاخص اصلی صداقت دشمن است. هرگونه تداوم جنایات رژیم صهیونیستی در لبنان، ثابت میکند که دشمن نه به دنبال صلح، بلکه در پی فریب افکار عمومی است.
باید بدانیم که دشمن ممکن است با نقضهای کوچک در جبهه لبنان، «تست حساسیت» ایران را آغاز کند و هرگونه انفعال در برابر این نقضهای اولیه، دعوتنامهای برای نقض کامل توافق خواهد بود.
سوم: عبرت از برجام؛ پایان دوران «تطهیر بدعهدیها»
تجربه تلخ برجام به ما آموخت که «توجیه بدعهدی دشمن»، مهلکترین ضربه به اقتدار ملی است. در آن دوران، وقتی دشمن بلافاصله پس از امضا، توافق را نقض میکرد،
برخی با استدلالی چون «نقض روح برجام، نه جسم آن»، بر جنایات و بدعهدیهای دشمن سرپوش میگذاشتند و همزمان، نیروهای خودی را برای «حفظ توافق» به سکوت وادار میکردند.
ما امروز به هیچ وجه اجازه نمیدهیم تاریخ تکرار شود.
پاسخ به توهینها و تهدیدهای اخیر ترامپ که بلافاصله پس از امضا، زبان به تحقیر ملت ایران گشوده است باید «پاسخ محکم و متقابل» در میدان و دیپلماسی باشد. هرگونه توجیه در برابر بدعهدیهای کوچک آمریکا یا ساکت کردن نهادهای اقتدارآفرین داخلی، به معنای ارسال پیام «انفعال» به واشنگتن است.
ترامپ اگر حس کند ایران دوباره به سیاست «کوتاه آمدن» روی آورده، بر زیادهخواهیهای خود خواهد افزود.
سخن پایانی: جراحی داخلی و اقتدار ملی
باید دانست که اقتدار اقتصادی و سیاسی، تنها با بازگشت وجوه از خارج محقق نمیشود. در حالی که با قدرت تحریمی آمریکا میجنگیم، باید باور کنیم که «نشت ارزی داخلی» و معطل ماندن بیش از ۱۳۰ میلیارد دلار ارز صادراتی(براساس برخی گزارشها) در دستان تراستیها و متخلفان، زخمی عمیقتر از بلوکهشدن وجوه در خارج است.
نتیجه میگیریم که راهکار بهینه برای تداوم این پیروزی، تلفیق «ایستادگی سختگیرانه در برابر بدعهدی استکبار» با «انضباط شدید در اقتصاد و مالیه داخلی» است.
ما بهطور همزمان به «دیپلماسی بازدارنده» و «جراحی داخلی» نیاز داریم تا هر دو روی سکه بحرانهای اقتصادی، ارزی و سیاسی را مدیریت کنیم.
به یاد داشته باشیم، هرگونه عقبنشینی در برابر نقضهای حتی کوچک، دشمن خبیث را برای درهمشکستن کامل توافق جریتر خواهد کرد.
|| محمدرضا الهی