
فاش نیوز - بسم الله الرحمن الرحیم؛ تحولات اخیر و شکلگیری تفاهم اسلامآباد را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک توافق سیاسی محدود یا یک توقف مقطعی در تنشهای منطقهای ارزیابی کرد. آنچه امروز در برابر افکار عمومی قرار گرفته، نتیجه مجموعهای از واقعیتهای میدانی، تحولات راهبردی و تغییر در معادلات قدرتی است که بار دیگر نشان داد جمهوری اسلامی ایران، هرگاه بر ظرفیتهای درونی، انسجام ملی و مقاومت فعال تکیه کرده، توانسته طرف مقابل را ناگزیر به پذیرش واقعیتهای جدید کند.
این تفاهم را باید نتیجه ایستادگی ملتی دانست که در برابر فشارهای خارجی، تهدیدهای نظامی و جنگ اقتصادی، از اصول و حقوق بنیادین خود عقبنشینی نکرد و نشان داد سیاست فشار حداکثری، نه تنها موجب تغییر رفتار ایران نشده، بلکه طرف مقابل را ناگزیر به بازنگری در محاسبات خود کرده است.
در همین چارچوب، پیام مهم مقام معظم رهبری در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ را باید به عنوان مهمترین چارچوب راهبردی جمهوری اسلامی ایران در ارزیابی این تفاهم مورد توجه قرار داد؛ پیامی که صراحتاً تأکید داشت:
«از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقق شروط گفتهشده خواهیم بود.»
این عبارت به روشنی نشان میدهد که ارزیابی جمهوری اسلامی ایران نسبت به هرگونه تفاهم یا توافق، نه بر پایه اعلام مواضع سیاسی، بلکه بر اساس تحقق عملی شروط و الزامات مشخص صورت خواهد گرفت.
بر همین اساس، شروط مورد انتظار جمهوری اسلامی ایران را میتوان در هفت محور اساسی خلاصه کرد:
۱. توقف کامل عملیات نظامی در تمامی جبههها.
۲. پایان محاصره و رفع هرگونه مزاحمت دریایی.
۳. تثبیت حاکمیت مطلق ایران بر تنگه هرمز.
۴. جبران خسارات و بازسازی اقتصادی کشور.
۵. لغو جامع و کامل تمامی تحریمها.
۶. به رسمیت شناختن حقوق هستهای ایران.
۷. بازگشت کامل داراییهای مسدود شده ایران.
مسئله اساسی اما نه اصل تفاهم، بلکه میزان پایبندی طرف مقابل به اجرای واقعی این تعهدات است.
واقعیت آن است که تجربه تاریخی روابط ایران و آمریکا سرشار از نمونههای روشن عهدشکنی، خروج یکجانبه از توافقات رسمی و نقض مکرر تعهدات بینالمللی است. از همین رو، نگاه منطقی و مبتنی بر تجربه ایجاب میکند که هرگونه ارزیابی نسبت به آینده این تفاهم، تنها بر اساس اقدامات عملی صورت گیرد؛ نه وعدههای سیاسی و نه تضمینهای لفظی.
ملت ایران طی دهههای گذشته هزینههای سنگینی برای حفظ استقلال سیاسی، امنیت ملی و حقوق راهبردی خود پرداخت کرده است. طبیعی است چنین ملتی معیار اعتماد را نه در امضاها، بلکه در اجرای واقعی تعهدات جستجو کند.
اکنون زمان آزمون طرف مقابل فرا رسیده است؛ آزمونی که نشان خواهد داد آیا ارادهای واقعی برای احترام به حقوق ملت ایران وجود دارد یا بار دیگر جهان شاهد تکرار همان مسیر شناختهشده بدعهدی خواهد بود.
واقعیتی که امروز بیش از هر زمان آشکار شده آن است که در نظام بینالملل، احترام به حقوق ملتها نه از مسیر اعتماد سادهانگارانه، بلکه از مسیر اقتدار، هوشیاری و حفظ توان بازدارندگی حاصل میشود.
ایران امروز در موضع انتظار خواهشی و تمنا قرار ندارد؛ بلکه در جایگاه مطالبهگری مقتدرانه ایستاده است.
تاریخ ثابت کرده است ملتهایی که بر حقوق خود ایستادگی میکنند، در نهایت طرف مقابل را ناگزیر به پذیرش واقعیت خواهند کرد.
|| محمدرضا الهی