
فاش نیوز - این روزها که فضای سیاسی و اجتماعی کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفتگوهای صریح، شفاف و بدون تعارف است، تماشای برنامهای که بتواند دغدغههای واقعی مردم را بازتاب دهد، غنیمت است. برنامه «بهوقت ایران» نشان داد که اگر ارادهای برای شنیدن و گفتن حقیقت باشد، رسانه هنوز هم میتواند مرجعیت خود را حفظ کند و صدای بخشهای مختلف جامعه باشد.
پیش از این و در روزهای سخت و پرالتهاب جنگ روانی و ترکیبی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این برنامه نقشی کلیدی و راهبردی در تقویت همبستگی ملی ایفا کرد. در شرایطی که دشمنان به دنبال ایجاد شکاف و ناامیدی در بدنه جامعه بودند، «به وقت ایران» با ایجاد بستری هوشمندانه برای همدلی، نشان داد که دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی کشور، مرز مشترک همه ایرانیان با هر گرایش و سلیقهای است. این برنامه در آن برهه حساس، به جای رفتارهای شعاری، با تکیه بر آگاهیبخشی و انسجامافزایی، روح همبستگی را در رگهای جامعه جاری ساخت.
اما درخشش و تفاوت این برنامه، در روزهای اخیر و با ورود شجاعانه به مسئله مذاکرات بیشتر از گذشته نمایان شده است. نقد صریح، بدون لکنت و کارشناسانه در خصوص روند مذاکرات، روحی تازه در کالبد برنامههای گفتگومحور دمیده است. صراحت لهجه کارشناسان و مجریان برنامه در چالش کشیدن سیاستها و بررسی ابعاد مختلف این تصمیمات ملی، گمشده این روزهای رسانههای ماست؛ صراحتی که هر مخاطب منصفی با دیدن آن با خود زمزمه میکند: «کاش چنین فرصتی برای همه نخبگان و دلسوزان فراهم میشد تا بتوانند بدون واهمه و لکنت زبان، مسائل گوناگون کشور را جراحی و تحلیل کنند.»
با این حال، یک علامت سؤال بزرگ در ذهن مخاطب شکل میگیرد؛ چرا این صراحت لهجه و فضای بدون لکنت، تنها به یک تفکر خاص و یک طیف فکری محدود مانده است؟ تماشای برنامههای اخیر نشان میدهد که بیشتر شرکتکنندگان و مهمانان عملاً از یک جبهه فکری همسو انتخاب میشوند؛ افرادی که به جای چالش واقعی، مدام مواضع یکدیگر را تأیید و تقویت میکنند، بدون اینکه فرصتی عادلانه به نگرشها و دیدگاههای دیگر جامعه داده شود.
|| حمیرا حسینی یگانه