
فاش نیوز - بیانیه اخیر مجلس خبرگان رهبری را نمیتوان صرفاً یک موضعگیری تشریفاتی یا تکرار مواضع گذشته تلقی کرد. این بیانیه در شرایطی صادر شده که هنوز بحث درباره پیام رهبر انقلاب و عبارت تأملبرانگیز «علیالاصول، نظر دیگری داشتم» ادامه دارد و بسیاری در پی فهم ابعاد آن هستند.
آنچه بیش از همه در بیانیه خبرگان جلب توجه میکند، حجم بالای هشدارها و تأکیدهاست. خبرگان ضمن تشکر از مذاکرهکنندگان، در چندین بند متوالی بر لزوم رعایت خطوط قرمز رهبری، پرهیز از تجربههای خسارتبار گذشته، مقابله با پیمانشکنی دشمن، ضرورت پاسخ به نقض تعهدات، دریافت غرامت، بازگشت اموال بلوکهشده، رفع تحریمها و جلوگیری از فرسایشی شدن مذاکرات تأکید کردهاند.
در واقع، متن بیانیه بیش از آنکه از «فرصت توافق» سخن بگوید، از «خطرات پس از توافق» سخن میگوید.
بند سوم بیانیه شاید مهمترین بخش آن باشد؛ جایی که خبرگان استمرار حضور رژیم صهیونیستی در مناطق اشغالی لبنان را «نقض آشکار بند اول تفاهمنامه» دانسته و تصریح میکند که بازگشایی تنگه هرمز در چنین شرایطی «خطای راهبردی» است. این عبارت نشان میدهد که دستکم بخشی از اعضای خبرگان معتقدند میان امتیازاتی که ایران داده و تعهداتی که طرف مقابل باید اجرا میکرده، توازن لازم برقرار نشده است.
از سوی دیگر، تأکید مکرر بیانیه بر «واجب شرعی بودن رعایت خطوط قرمز رهبری»، «فصلالخطاب بودن نظر ولیفقیه» و «عمل به تکلیف شرعی در صورت لزوم» نیز حامل پیامی فراتر از توصیههای معمول است. گویی خبرگان در حال یادآوری این نکته هستند که پیام «علیالاصول» صرفاً یک اظهار نظر شخصی نبوده، بلکه حاوی ملاحظات راهبردی و الزامآوری است که نباید در روند مذاکرات و اجرای تفاهمنامه به حاشیه رانده شود.
بند هشتم نیز نگرانی دیگری را آشکار میکند: احتمال آنکه دشمن از مذاکرات برای خرید زمان و تجدید قوا استفاده کند. به همین دلیل خبرگان بر تعیین تکلیف موضوعات مورد اختلاف در مهلتهای مقرر و پرهیز از فرسایشی شدن گفتگوها اصرار میورزد.
برآیند این بیانیه آن است که مجلس خبرگان، در عین حمایت از اصل تصمیم اتخاذشده و تلاش مذاکرهکنندگان، نسبت به سه خطر عمده هشدار میدهد: عادیسازی نقض تعهدات دشمن، فرسایشی شدن مذاکرات و از دست رفتن اهرمهای فشار ایران پیش از تحقق عملی مطالبات ملت.
از این منظر، شاید بتوان بیانیه خبرگان را نخستین تفسیر نهادی و رسمی از پیام «علیالاصول» دانست؛ تفسیری که نشان میدهد دغدغه اصلی، نه اصل مذاکره، بلکه چگونگی صیانت از دستاوردهای میدان و جلوگیری از تبدیل یک پیروزی راهبردی به امتیازدهی تدریجی در میز مذاکره است.
|| دکتر هاشم اسدی