
فاش نیوز - آخرین روز از ماه چهارم جنگ، با زد و خورد نیروهای نظامی ایران و آمریکا پیرامون تنگه هرمز همراه شد. اعمال حاکمیت ایران بر آبهای سرزمینی خود در تنگه هرمز، به مسئله مرگ و زندگی برای رئیسجمهور درمانده آمریکا تبدیل شده است.
تنگه هرمز، نهم اسفندماه سال گذشته، پس از خیانت و جنایت بزرگ آمریکا در وسط مذاکرات بسته شد و ناتوانیهای این رژیم مستکبر را در مقابل اهرم اقتدار ایران به رخ کشید. چند نوبت تقلای ترامپ برای بازگشایی تنگه از مسیر، کاری از پیش نبرد و او که تحت فشار کُشنده بازارها و کاهش چشمگیر ذخائر سوخت بود، ناچار شد درخواست آتشبس بدهد و برای بازگشایی تنگه با ایران تفاهم کند.
کارشکنی آمریکا و پاسخ متقابل ایران
ایران در تفاهمنامه موافقت کرد که صرفاً برای شصت روز عوارض و هزینههای خدماتی مربوط به تنگه را دریافت نکند و این بند، تلویحاً به حق حاکمیتی ایران در تنگه اشاره دارد. ضمناً قرار بود ایران و عمان مستقلاً درباره آینده تردد در تنگه تصمیم بگیرند اما فشار آمریکا بر عمان و اخلال در مذاکرات طرفین، موجب تغییر رفتار ایران متناسب با کارشکنی آمریکا شد. جمعه شب و بامداد شنبه به فاصله چندین ساعت، دو کشتی متخلف که با فریب آمریکا میخواستند از کریدور غیرقانونی و تعریف نشده دیگری عبور کنند، هدف شلیک پهپادها قرار گرفتند و دیگر کشتیهای متخلف ناچار به عقبنشینی شدند.
تهدید امنیتی قابل توجه و افزایش درخواستها از ایران
آمریکا نیمه شب جمعه به برخی تأسیسات راداری و نظامی ایران در مجاورت تنگه هرمز حمله کرد. شبکه خبری فاکس در اینباره گفت که ارتش آمریکا با استفاده از شش هواپیما، به چهار حمله در امتداد سواحل ایران و در مجاورت تنگه هرمز و در جزیره قشم حمله کرده است. در مقابل، رزمندگان توانمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، چندین پایگاه در برخی کشورهای منطقه از جمله بحرین و عراق را مورد حملات موشکی و پهپادی قرار دادند.
پس از این تبادل آتش و قدرتنمایی مشروع ایران، مرکز اطلاعات دریایی انگلیس اعلام کرد: در پی حملات اخیر به کشتیهای تجاری، سطح تهدید امنیتی در تنگه هرمز به «قابل توجه» افزایش یافته است.
همزمان، درخواست کشتیها برای عبور از کریدور اعلام شده و رسمی ایران هم افزایش یافت.
تثبیت مدیریت ایران بر تنگه
در همین حال، وبسایت شبکه سیانان تأکید کرد که تنگه هرمز، به آزمون اصلی تفاهم تهران و واشنگتن تبدیل شده است: در حالی که توافق آمریکا و ایران برای پایان جنگ، روی کاغذ ثبت شده، وضعیت میدانی در تنگه هرمز همچنان آشفته و پرریسک است. هشدار سپاه به کشتیها برای عبور تنها از مسیرهای مورد تأیید تهران و سپس اصابت پهپاد به یک کشتی کانتینربر، نشان داده شکاف میان متن توافق و واقعیت دریا همچنان عمیق است. اکنون سه مسیر متفاوت در تنگه شکل گرفته که هرکدام با ملاحظات امنیتی و سیاسی خاص خود همراهاند و شرکتهای کشتیرانی را میان خطر حمله، ابهام بیمهای و نگرانی از تحریمهای احتمالی گرفتار کردهاند. ایران در پی تثبیت نقش خود در مدیریت عملی تنگه است.
از دزدی دریایی تا ادعای آزادی دریانوردی!
آمریکا در حالی مدعی آزادی دریانوردی است که به اعتراف دونالد ترامپ، مانند دزدان دریایی رفتار میکند. در همین زمینه، دیمیتری لاسکاریس روزنامهنگار کانادایی تصریح کرد: رهبران غربی که با صدای بلند از آزادی دریانوردی در تنگه هرمز دم میزنند، خودشان به طور سیستماتیک این آزادی را نقض میکنند. آنها نفتکشها را در آبهای بینالمللی توقیف میکنند، کشتیهای غیرنظامی را در کارائیب منفجر میکنند، و رژیم اسرائیل در آبهای بینالمللی به کشتیهای امدادرسان یورش میبرد و سپس سرنشینانشان را شکنجه میکند. هیچکس به اندازه این جنایتکاران جنگی غربی، آزادی دریانوردی را تضعیف نمیکند
تنها گزینه سیاستمدار ناکام
از طرف دیگر، نشریه اسرائیل هیوم تأکید کرد که ترامپ در جنگ ناکام مانده و ناچار از تفاهم با ایران شده است. این نشریه صهیونیستی مینویسد: دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، هر دو پاییز انتخاباتی سرنوشتسازی را پیش رو دارند. توافق با ایران که در انتخابات پیش رو به نفع ترامپ است، به جریان سیاسی نتانیاهو فشار میآورد. اگر جمهوریخواهان در انتخابات چهار ماه آینده، کنترل مجلس نمایندگان را به دموکراتها واگذار کنند، ترامپ دو سال پایانی را زیر سایه تلاش برای استیضاح سپری خواهد کرد. تقریباً تردیدی نیست که در مجلس نمایندگان استیضاح خواهد شد. سرنگونی حکومت در ایران یا خارج کردن ذخایر اورانیوم از این کشور میتوانست تا حدی به نفع ترامپ باشد، اما جهش قیمت انرژی تقریباً بهطور قطع به شکست او در انتخابات منجر میشود. هیچ مقام مسئولی نتوانست به ترامپ تضمین دهد که حکومت ایران تا پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا، سقوط خواهد کرد تا او بتواند بهعنوان برگ برنده روی آن حساب کند. توافق با تهران به ترامپ در انتخابات پیش رو کمک خواهد کرد.
این نشریه افزود: اگرچه بسیاری توافق را با برجام مقایسه میکنند، اما این توافق، بندی پنهان دارد که بر اساس آن، تحریمها علیه ایران از بین نمیروند، بلکه موقتاً غیرفعال میشوند، در حالی که آمریکا از لحظه امضا به همه آنچه میخواهد، رسیده است؛ تنگه هرمز باز شده و جریان انرژی به حالت قبل بازگشته است. در واقع، تقریباً تمام فشار اقتصادی بر آمریکا برداشته میشود، اما تنها بخش کوچکی از فشار اقتصادی بر ایران کاهش مییابد. درباره میزان خسارت واردشده به ایران در جنگ، برخی آن را ۳۰۰ میلیارد دلار و برخی دیگر تا یک تریلیون دلار برآورد میکنند. اما منفعت اقتصادی حاصل از کاهش محدود تحریمها برای ایران مانند آن است که بخواهید استخری خالی را با یک فنجان آب پر کنید.
سلاح کارآمد در قبضه ایران است
مارک فیتزپاتریک، دیپلمات پیشین آمریکایی در گفتوگو با خبر آنلاین اذعان کرد: آرزو میکردم ایران و آمریکا میتوانستند اختلافات خود را حل کنند، اما در شرایط کنونی، شانس وقوع چنین اتفاقی صفر است. ترامپ هیچ دستاورد مثبتی از این جنگ به دست نیاورد. گرچه او هرگز منطق و دلیل شفافی را برای آغاز این جنگ ارائه نکرد. اما در مقاطع مختلف به چهار هدف اشاره کرده بود: تغییر حکومت، جلوگیری از ساخت سلاح هستهای، از بین بردن تهدید موشکی ایران و پایان دادن به حمایت این کشور از گروههای نیابتی در منطقه. ادعاهای او مبنی بر تحقق این اهداف، به وضوح نادرست و خلاف واقع است. حاکمیت ایران اکنون با رهبریِ سرسختتر، و سپاه پاسدارانی مصممتر شدهای هدایت میشود. حرفها و ادعاها درباره کمک به مردم ایران برای «به دست گرفتن کنترل حکومت» نیز تنها یک بلوف توخالی از آب درآمد. ایران تمام توانمندیهای هستهای خود را که از حملات ژوئن ۲۰۲۶ جان سالم به در برده بودند، حفظ کرده است و چه بسا اکنون تمایل بیشتری هم برای داشتن گزینه سلاح هستهای پیدا کرده باشد. حرفها و ادعاها درباره کمک به اپوزیسیون برای به دست گرفتن کنترل حکومت نیز تنها یک بلوف توخالی بود. ایران همچنین بیشتر تواناییهای پرتاب موشکهای بالستیک خود را حفظ کرده است. روابط ایران با حزبالله، انصارالله و دیگر گروههای شبهنظامی همچنان مستحکم است. مهمتر از همه اینکه ایران اصلیترین ابزار بازدارندگی خود، یعنی توانایی متوقف کردن کشتیرانی در تنگه هرمز را به مرحله اجرا و اثبات رسانده است. ایران با اثبات اینکه میتواند تنگه هرمز را مسدود کند، اکنون سلاح بسیار کارآمد و برندهای در دست دارد که پیش از جنگ، تنها یک مزیتِ بالقوه و تئوریک به شمار میرفت.
سیاستمدار آشفته در معرض فروپاشی
همزمان با تحولات میدان نظامی و نقض تعهدات آمریکا در تفاهمنامه، نشریه آتلانتیک تأکید کرد که «ترامپ از سیاستمداری غیرقابل پیشبینی به آشفته تبدیل شده است». این نشریه در یادداشتی با عنوان «فروپاشی» نوشت: یک سخنرانی پراکنده و پر از شکایت در موقعیتی که باید شاد میبود؛ لغو دقیقه نودی یک لایحه نادر دوحزبی؛ درگیری با صدای بلند با اعضای حزب خودش و سپس اظهارات تمسخرآمیز درباره برخی از قدیمیترین متحدان آمریکا؛ و... اینها فقط برای یک روز بود. برای رئیسجمهور ترامپ، اوضاع خوب پیش نمیرود. او معمولاً در آشوب رشد میکند و از غیرقابل پیشبینی بودن لذت میبرد تا حریفانش را از تعادل خارج کند. اما همین حالا، او فقط دست و پا میزند. با وجود قدرت دیرینهاش در کنترل گفتوگوی ملی و تغییر سریع آن، او نتوانسته پیامدهای جنگ با ایران را که قیمتها را برای آمریکاییها افزایش داد و جایگاه کشور را در جهان تضعیف کرد، کنار بگذارد. آمار نظرسنجیهای ترامپ به شدت کاهش یافته است. جمهوریخواهان از شکست نهائی در نوامبر میترسند. اعضای حزب جمهوریخواه وحشت زده و خسته شروع به مخالفت با رئیسجمهور خود کردهاند. ترامپ که تصویر سیاسیاش حول محور قدرت میچرخد، خود را تضعیف شده مییابد.
اهرم فشار قابلتوجه ایران
شبکه انگلیسی اسکاینیوز هم در تحلیلی خاطر نشان کرد: ایران قادر است تنگه هرمز را کنترل کند. این کشور جنگ را در حالی آغاز کرد که در محاصره و انزوا قرار داشت اما اکنون در صحنه جهانی از اهرم نفوذ قابلتوجهی برخوردار است. میتوان انتظار داشت که ایران سرمایهگذاری چشمگیری برای تقویت این مزیت نظامیِ منحصربهفرد انجام دهد.
همچنین، روزنامه والاستریت ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش داد: ایران میکوشد مدیریت تنگه هرمز را برعهده بگیرد و از این طریق، میلیاردها دلار در سال درآمد کسب کند. طبق برآورد، دریافت هزینه بابت «خدمات امنیتی و حفاظت از محیط زیست» در تنگه هرمز میتواند سالانه حدود ۴۰ میلیارد دلار درآمد به همراه داشته باشد. اگر این طرح اجرائی شود، تهران به منبع درآمد و سطحی از کنترل بر این آبراه دست خواهد یافت که پیش از جنگ در اختیار نداشت. ایران برای تدوین این طرح، الگوهایی در نقاط مختلف جهان از جمله تنگه داردانل را مورد بررسی قرار داده است. ترکیه برای عبور کشتیها از آبراه بینالمللی داردانل به مقصد یا از مبدا دریای اژه، عوارضی موسوم به «فرانک طلایی» دریافت میکند. محمدباقر قالیباف، رئیس هیئت مذاکرهکننده ایران اخیراً در عمان گفت مدیریت تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ باز نخواهد گشت. در سوی دیگر، وزیر امور خارجه آمریکا در جریان سفر به منطقه تأکید کرد دریافت عوارض در تنگه هرمز، بدعت خطرناکی خواهد بود بر اساس یادداشت تفاهم تهران و واشینگتن، تردد کشتیها در تنگه هرمز در جریان مذاکرات ۶۰ روزه، رایگان خواهد بود.
اتحاد و اعتماد به نفس ایرانیها افزایش یافت
از طرف دیگر، رسانه آمریکایی «مدرن دیپلماسی»، ضمن زیر سؤال بردن منطق جنگی ترامپ نوشت: این جنگ علیه ایران، تغییر رژیم را دشوارتر کرد. وقتی نیروهای آمریکایی و اسرائیلی عملیات علیه ایران را در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز کردند، فرض عملیاتی در واشنگتن و اورشلیم این بود که ایران بیسر شده و سقوط خواهد کرد. چهار ماه بعد، جمهوری اسلامی پابرجاست، آسیب دیده، اما ملیگرایی بیشتری نسبت به گذشته دارد. دادههای حاصل از دو جنگ نشان میدهد که فشار نظامی خارجی، به جای هموار کردن مسیر تغییر رژیم، ممکن است کار را دشوارتر کرده باشد. بر اساس معیارهای متعارف به نظر میرسید که رژیم پایان یافته است. اما مسئله جانشینی تقریباً فوری حل شد و [آیتالله] سید مجتبی خامنهای به عنوان رهبر عالی معرفی شد. جمهوری اسلامی، اعتراضات ملی گرایانه را سازماندهی کرده که نشان میدهد شبکه نیروهایش مقاوم باقی مانده است.
مدرن دیپلماسی در ادامه افزود: سازوکار پشت این تابآوری برای علوم سیاسی چیز جدیدی نیست. حمله خارجی اغلب باعث ایجاد اثر «گردهمایی دور پرچم» میشود که در آن جمعیتهایی مختلف و بعضاً مخالف هم، در برابر متجاوز خارجی متحد میشوند. پرونده ایران نمونهای غیرمعمول و غنی از دادهها ارائه میدهد. یک نظرسنجی در ایران، نارضایتی نسبت به شرایط اقتصادی را نشان داد، اما در عین حال حمایت مردم عادی از برنامه موشکی ایران به بالاترین حد خود رسید. نظرسنجی همچنین نشان داد که بسیاری از پاسخدهندگان در برابر فشارهای خارجی مقاومت کردند. به همین ترتیب، فارن افرز گزارش داد که جنگ باعث ویرانی کارخانهها، مدارس، بیمارستانها و محلهها شد و تهدیدهای ترامپ واکنش ملی گرایانهای را برانگیخت که از شکافهای سیاسی عبور کرد. اعتماد به نفس در رفتار ایران در زمان جنگ، از بستن تنگه هرمز و حمله به کشورهای عربی خلیجفارس تا تحمل آتش موشکی برای ماهها نمایان شد.
آمریکا در جنگ شکست خورد پس توافق، پیروزی است!
«جنگ ایران برای آمریکا یک شکست بود، اما توافق آتشبس یک پیروزی است. نتیجه تحقیرآمیز جنگ ایران اثبات بیشتری است که ایالات متحده باید از خاورمیانه خارج شود». این تحلیل را نشریه «نشنال اینترست» منتشر کرده و نوشته است: در سراسر طیفهای سیاسی آمریکا، بسیاری توافق آتشبس با ایران را تسلیم تحقیرآمیز برای ایالات متحده دانستهاند. اما این اتهامات اساساً اشتباه میکنند. یادداشت تفاهم امضا شده برای ایالات متحده شکست نیست؛ بلکه اذعان به این است که جنگ را باخت، چون نتوانست اهداف خود را با هزینهای قابل قبول محقق کند. با وجود اینکه شرایط بسیار به نفع ایران است، دولت ترامپ در رسیدن به این توافق تصمیم درستی برداشته است و امیدواریم این مناقشه پرهزینه را به طور دائمی پایان دهد، چه توافق جامع حاصل شود یا نه. در بلندمدت، درسهای این جنگ باید منجر به سیاست خارجی محتاطانهتر آمریکا شود.
جنگ موقعیت استراتژیک ایران را تقویت کرده است، زیرا تهران اکنون کنترل یکی از مهمترین نقاط گلوگاه کالا جهان را در دست دارد. در همین حال، این درگیری برای ایالات متحده و اقتصاد جهانی فاجعهبار بوده است. جنگ ممکن است تا ۲۰۰ میلیارد دلار برای ایالات متحده هزینه داشته باشد. واشنگتن اکنون مسئولیت خون هزاران غیرنظامی ایرانی و لبنانی را به عهده دارد و دست کم ۱۳ سرباز آمریکایی کشته شدهاند. در همین حال، بزرگترین اختلال انرژی در تاریخ نهتنها قیمت فروشگاههای مواد غذایی و پمپهای بنزین آمریکا را تحت تأثیر قرار داده، بلکه پیامدهای زیانباری برای میلیاردها نفر در سراسر جهان داشته است. نفوذ چین هم رو به افزایش است.
بازنده نمیتواند شرایط پایان جنگ را تعیین کند
نویسنده «نشنال اینترست» همچنین تصریح کرد: دولت ترامپ تمام این هزینهها را برای جنگی که هیچ یک منافع اصلی آمریکا در آن در خطر نبود، متحمل شد. ایالات متحده باید سه درس کلیدی را بیاموزد. اول، وقت آن است که بالاخره از خاورمیانه خارج شویم. دخالت در منطقه برای مدت طولانی منابع آمریکاییها را تحلیل برده است. دوم، ایالات متحده باید از پیگیری همیشگی برتری جهانی دست بکشد. تلاشهای برای اعمال هژمونی بر خاورمیانه تنها نمونهای کوچک از سیاست خارجی گستردهتر واشنگتن پس از جنگ سرد است. اما جنگ با ایران نمونهای عمیق از واقعیت جدید است. سوم، ایالات متحده باید تنوع بخشی انرژی را جدی بگیرد. واضح است که به نفع منافع استراتژیک آمریکا است که کمتر به نفت وابسته باشد. ایالات متحده همیشه در معرض اختلالات بازار خواهد بود، چه در تنگه هرمز و چه در جاهای دیگر. این تصور که تفاهم با ایران یک معامله بد است-که توسط کسانی ارائه میشود که هرگز از هدف تغییر رژیم در تهران دست نمیکشند-اصل موضوع را نادیده میگیرد. خود این معامله، باخت نیست؛ چون ایالات متحده جنگ را باخت، نمیتواند شرایط پایان خود را تعیین کند.
بزرگترین اشتباه راهبردی ترامپ
رابرت مالی، مذاکرهکننده پیشین آمریکایی با انتشار یادداشتی در روزنامه نیویورک تایمز میگوید حمله به ایران بزرگترین اشتباه استراتژیک ترامپ بود و توهم بودن پیروزی آسان را ثابت کرد: حمله به ایران، که با هدف تضعیف یا تغییر حکومت تهران آغاز شد، نهتنها به اهداف اعلامی خود نرسید، بلکه محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا را آشکار کرد. این جنگ، شکاف در روابط آمریکا و اسرائیل، تردید نسبت به کارآمدی حضور نظامی در خلیجفارس و فرسایش حمایت داخلی از سیاستهای مداخلهجویانه را تشدید کرد. جنگی که هزینههای سنگینی برای آمریکا و منطقه به همراه داشت، بار دیگر نشان داد که مسئله ایران احتمالاً نه از طریق زور، بلکه تنها از مسیر دیپلماسی قابل مدیریت است.
ترامپ با حمله به ایران، گامی برداشت که هیچیک از رؤسایجمهور پیشین آمریکا جرئت انجام آن را نداشتند. اما از آنجا که هیچیک از اهداف محقق نشد، او به شرایطی تن داده که حتی از آنچه میتوانست از مسیر دیپلماسی به دست آورد، نامطلوبتر است. جنگطلبانی که از عملیات «خشم حماسی» به وجد آمده بودند، به دلیل پایان دادن به جنگ، بهشدت خشمگین هستند. در مقابل، مخالفان جنگ نیز آغاز این درگیری را نخواهند بخشید. در نتیجه، همه در آمریکا بازندهاند و هیچکس رضایت ندارد.
ایران از دل جنگ، پیروز و جسورتر بیرون آمد
رابرت مالی در ادامه مینویسد: واشینگتن کشوری را هدف قرار داد که سیاستمداران هر دو حزب آمریکا سالها آن را تهدید وجودی تلقی کردهاند اما بار دیگر این تلاش با شکست روبهرو شد. ترامپ قاطعانهترین تلاش خود را برای به زانو درآوردن تهران به کار گرفت، اما نتوانست به هدفش دست یابد. جنگ فاقد توجیه، منطقه را دستخوش آشوب کرد، اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داد و افکار عمومی آمریکا را بهشدت خسته و ناراضی کرد. استفاده از نیروی نظامی علیه ایران دیگر آن گزینه جذاب و خیالانگیزی نیست که ترامپ بتواند درباره آن رؤیاپردازی کند؛ بلکه به تجربهای تلخ و پرهزینه تبدیل شده و او ناچار شد عقبنشینی کند. ایران بهسرعت کنترل تنگه هرمز را در دست گرفت و هزینههای ملموسی را به آمریکا تحمیل کرد، در حالی که آمریکا از گزینههای لازم برای بازگشایی این آبراه برخوردار نبود. ایران از دل جنگ، جسورتر و پیروز بیرون آمد. این درگیری نظم منطقهای آمریکا را تحت فشار قرار داده است. نتانیاهو با وعده پیروزی سریع، ترامپ را به جنگ کشاند و سپس مانع هرگونه خروج آبرومندانه از بحران شد. دومین ستون نظم منطقهای، حضور نظامی در خلیجفارس است. جنگ، این ساختار را تضعیف کرده است. ایران دستکم به ۲۰ سایت نظامی آمریکا آسیب وارد کرده و سامانههای پدافند را از کار انداخته است. کشورهای عربی خلیجفارس نیز درس تلختری آموختند: اینکه در لحظه نیاز، ایالات متحده منافع خود و اسرائیل را در اولویت قرار داد و آنها را در برابر واکنش تلافیجویانه ایران بیدفاع رها کرد.