
فاش نیوز - قرآن کریم درباره بنیاسرائیل میفرماید: «وَأُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ»؛ یعنی دلبستگی به گوساله چنان در جان آنان نفوذ کرده بود که به بخشی از هویت فکریشان تبدیل شده بود. مفسران این آیه را ناظر به حالتی میدانند که یک گرایش، از حد یک رفتار و انتخاب عادی فراتر رفته و به وابستگی ذهنی و قلبی تبدیل شده است.
اصل مذاکره نه مذموم است و نه مقدس؛ مذاکره نیز مانند هر ابزار سیاسی دیگری تا آنجا ارزش دارد که در خدمت منافع ملت باشد. اما پرسش آنجاست که وقتی طرف مقابل بارها تعهدات خود را نقض میکند، برخی بندهای توافق را نادیده میگیرد، تهدیدهای خود را ادامه میدهد و حتی نشانهای از پایبندی به تعهداتش بروز نمیدهد، چرا همچنان همه تمرکز بر حفظ روند مذاکره و تعیین نشست بعدی است؟
طبیعی است که در چنین شرایطی بسیاری از کارشناسان و دلسوزان کشور انتظار داشته باشند دستکم تعلیق مذاکرات یا بازنگری در روند موجود در دستور کار قرار گیرد تا طرف مقابل هزینه بدعهدی خود را احساس کند. اما هنگامی که نقض تعهدات دشمن نیز تغییری در رفتار مذاکرهکنندگان ایجاد نمیکند، این پرسش شکل میگیرد که آیا مذاکره هنوز یک «ابزار» است یا به یک «هدف» تبدیل شده است؟
شاید نقد اصلی همین باشد؛ اینکه گاهی چنین به نظر میرسد که برای برخی، حفظ میز مذاکره از واداشتن دشمن به اجرای تعهداتش مهمتر شده است؛ حالتی که به یاد این تعبیر میاندازد:
«وَأُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْمُذَاکَرَةَ مَعَ الْأَعْدَاءِ»؛ گویی مذاکره با دشمن چنان در جانشان رسوخ کرده که حتی نقض مکرر تعهدات نیز آنان را به تجدیدنظر در مسیر وادار نمیکند.
|| دکتر هاشم اسدی