تاریخ : 1405,یکشنبه 14 تير17:34
کد خبر : 125666 - سرویس خبری : متن ادبی

دلتنگی‌هایی دخترانه بدرقه راه پدر امت


دلتنگی‌هایی دخترانه بدرقه راه پدر امت

صنوبر محمدی

فاش نیوز - آقای خوبم، این روزها به‌اندازه هزاران سال دلتنگ دیدارت هستم؛ درست مثل دلتنگی‌های یک دختر بابا در فراق پدر؛ و بغضی به‌اندازه هزاران سال و با شکوه لحظه‌لحظه‌هایی که هر بار با دیدنت در قاب بسته تلویزیون، به ناگاه تمام وجودم برای سلامتی‌ات آیت‌الکرسی می‌خواند و ختم صلواتم، به دعایی که بمانی و تاج سر ملتمان باشی.

 خبر آن‌قدر سخت، تلخ و ناباورانه بود که پس از گذشت بیش از چهار ماه، داغ آن هنوز بر قلب ۹۰ میلیون ایرانی آزاده سنگینی می‌کند.

با خود می‌اندیشیدم شاید که در شب وداع با پیکر مطهرت، اشک و آه، کمی این سنگینی نبودنت را التیام بخشد؛ اما زهی خیال باطل، فضای مصلی چنان عطر و بوی تو را گرفته که نفس‌هایمان به شمارش افتاد و بغض گلویمان مان را چندبرابر کرد.
 پروانه آرزویم در عالم خیال به پرواز درمی‌آید و چهره زیبا و نورانی‌ات دوباره بر چشمانم می‌نشیند. بی‌اختیار دست به سینه می‌گذارم و "السلام علیک ایهاالعبدالصالح" را برای عرض ادب و ارادت به وجود نازنینت به زمزمه می‌نشینم.

 رهبرم، علی بودی و از سلالهٔ علی (ع)؛ مظلوم همانند علی (ع) و شهید تشنه‌لب همچون فرزندش جدت حسین (ع)، با مشتی گره‌کرده که بر فرق ظالم فرود آمد!
بی‌اختیار زبان به سخن درمی‌آید و از فراق و هجرانت چشمانم به اشک می‌نشیند و درمان واگویه‌هایم با تو عهد می‌بندم که پای اراده‌ام در خون‌خواهی از دشمنانت و در ادامه مسیرت استوار می‌ماند.
 لحظات به‌تندی می‌گذرد و زمان وصال به هجران نزدیک می‌شود به‌ناچار در آخرین و لحظات وداع با تو نجوا می‌کنم خداحافظ سیّدی و مولای، در ملکوت اعلی نظر لطفت و دعای پدرانه‌ات در حق ما و ملت ما یادت باشد!

|| صنوبر محمدی