
فاش نیوز - نیازی به نوشتن و گفتن نیست...
سه روز حضور بی وقفه مردم در مصلی... راه رفتن ها در خیابان و گریه کردن ها... شب بیداری ها برای بدرقه آقایشان... و جمعیت امروز خیابان دماوند تامیدان آزادی... خود،... گویای عشق بی بدیل امت مسلمان ایران به رهبر شهیدشان بود!...
پس از ماه ها انتظار... برای بدرقه و تشییع رهبری شهید، ... بالاخره امروز پانزدهم تیر ماه... چشم انتظاری مردم به پایان رسید و همگی از سراسر ایران، پس از دو روز وداع با پیکر رهبر شهیدشان... او را بر شانه هایی از عشق و ارادت و همت و با چشمانی اشکبار، به سوی آرامگاه ابدی اش در جوار مضجع نورانی سلطان خراسان مشایعت و بدرقه نمودند.
آقای ما امروز... در میان سیلی از جمعیت عزاداران و خونخواهانش و در میان شیون های دل های سوخته و در میان فریادهای از ته دل ناشی از فراق و هجران مردم و انتقام برافراشته شده، به گونه ای تشییع شد که دهان دشمن و دوست از این بدرقه باز ماند و دوربین های داخلی و خارجی از این حضور پرشکوه وفادارانه مردم، در حیرت!...
شور و حال امروز مردم ایران که همه برای تشییع آقا در تهران گرد هم جمع شده بودند،... نمونه ای از یک اربعین دیگر بود!... فقط بجای عراق، داشت در خیابان های تهران رقم می خورد!...
همان شور و حال... همان موکب های عشق ورزی و ارادت و پذیرایی از زوار... و همان عظمت بی تکرار!...
صدای مداحی ها از هر گوشه ای بلند بود و ... مردم با سر و لباس خاکی، با صورت های خیس از اشک و ملتهب در آفتاب داغ تیر ماه... بلند شعار می دادند و شمر و یزید زمانه شان را لعنت می کردند!...
غوغایی غیر قابل توصیف در خیابان های تهران برپا بود و جای سوزن انداختن نبود و به سختی میشد قدم، از قدم برداشت...
تشییع آقا، تصویری تکرارنشدنی را در تاریخ ایران و جهان ثبت کرد... چرا که این ذبح عظیمی که ایران، تقدیم اسلام و جبهه حق نمود،... نمی توانست تشییعی از این کم شکوه تر داشته باشد!... تشییعی که صاحب عزایش مهدی فاطمه عجل الله باشد،... باید هم متفاوت باشد!...
آقاجان!... جمعیت امروز به عشق شما و به یاد شما " ای ایران" را دسته جمعی می خواندند و راهپیمایی می کردند و بر سر و سینه می زدند!...
مداحی زیبای "باید برخاست" را با تعصبی ملی و عشقی میهنی می خواندند و اشک می ریختند و به سمت پیکر شما می دویدند...
دلمان از جای خالی تان می سوزد... اما چون می خواهید مجاور طبیب قلب هایمان شوید و همجوار امام رضا جانمان،... خیلی هم دلمان تنگ نیست!
هر وقت که دلمان برایتان تنگ شد،... هزینه اش یک بلیط مشهد می شود که هم زیارت آقا را نصیبمان می کند ... هم زیارت شما را...
از اینکه دیگر از خستگی های دنیا، نمی رنجید... خیلی خوشحالیم و یک شعر را بدرقه راهتان می کنیم آقا!...
انچنان نقش توام در دل و جان، جای گرفت
که اگر سر برود، از دل و از جان نرود!...
|| گزارش و تصاویر از
شهیدگمنام