تاریخ : 1405,شنبه 20 تير18:00
کد خبر : 125720 - سرویس خبری : شهدا

گزارش سفر به مشهد مقدس برای شرکت در تشییع رهبر شهید

سفری با پای دل


سفری با پای دل

مگر نه اینکه شهید زنده است...؟ دلمان طاقت ماندن در تهران بدون او را نداشت. آقا از تهران می‌رود... به کاروان عزاداران و مشایعت‌کنندگان شهر مقدس قم نرسیدیم و به دنبال دلمان رفتیم و دل به جاده سپردیم....

فاش نیوز - سه‌شنبه ۱۶ تیر برای بدرقه آقای شهید به همراه یک ملت داغدار به تشییع رهبر عزیزمان رفتیم آقای شهید ما برای همیشه تهران را در میان بغض و آه گریه و شیون ترک کردند، به خانه آمدیم؛ اما دلمان آرام نگرفت.

 هنوز آقا هستند. مگر نه اینکه شهید زنده است...؟ دلمان طاقت ماندن در تهران بدون او را نداشت. آقا از تهران می‌رود... به کاروان عزاداران و مشایعت‌کنندگان شهر مقدس قم نرسیدیم و به دنبال دلمان رفتیم و دل به جاده سپردیم.

راهی مشهد شدیم شاید امام رضا علیه‌السلام مرهمی بر دل داغدارمان باشد. جاده‌ای که بارها رفته بودیم هوای دیگری داشت... موکب‌های عزاداری در مسیر جاده، عکس‌های آقای شهید و بیرق‌های سیاه، هوای غم را بیشتر می‌کرد. موکب‌هایی که مردم با هرچه در توان داشتند برپا کرده بودند با نان‌های محلی و سبزی‌های آماده شده توسط بانوان و غذاهای خانگی همه بوی همدلی یک ملت را داشت.

 یک ملت داغدار، چند ماه از شهادت آقا می‌گذرد و تازه فرصت عزاداری برای آقای شهید فراهم شده است و هر کس با هرچه در توان دارد آمده است تا برای بزرگداشت این غم عظیم مشترک خدمت کند؛ خدمتی از جنس عشق ...
 برای اسکان و پذیرایی از عزاداران خانه‌ها و مدارس و موکب‌های مردمی را آماده کرده بودند. وارد هر شهری می‌شدیم با استقبال عزاداران مواجه می‌شدیم. خدای من این ملت مبعوث‌شده چه زیبا رسم عاشقی را به‌جا می‌آورند.
 پیرزنی نشسته در کنار سماور زغالی و با استکان و لیوان‌های خانه خودش پذیرایی می‌کند. خانم‌هایی که دور هم جمع شده‌اند؛ بعضی سبزی پاک می‌کنند و بعضی دیگر نان می‌پزند و دیگران مشغول آشپزی هستند و مردانی که به استقبال عزاداران می‌روند و هر آنچه فراهم شده را به مسافران و زائران هدیه می‌کنند.

 این جاده و این راه رنگ‌وبوی دیگری به خود گرفته... شب تا صبح را بدون خستگی در جاده راندیم، تا صبح به مشهد رسیدیم. مشهد هم انگار رنگ عشقی دوباره را به خود گرفته بود. به‌محض ورود، دوستانی که نتوانسته بودند خود را برسانند به مراسم برایمان محل اسکان فراهم کردند و راحت‌تر از همیشه بدون هیچ زحمتی در یک هتل مستقر شدیم.

 برای زیارت به حرم امام رضا علیه‌السلام رفتیم. پرچم‌های عزا در حرم برافراشته بود و مردم عزادار به سرسلامتی امام رئوف آمده بودند. حرم مهیای میهمانی عزیز می‌شد که با دلی پر از رنج روزگار اما آرام و مطمئن برای ماندنی ابدی به آنجا می‌آمد.

 درب‌های حرم بسته بود و زیارت از صحن‌ها برایمان میسر بود. مردم از شهرها و کشورهای مختلف با دردست‌داشتن پرچم‌های خون‌خواهی به استقبال رهبر عزیز آمده بودند. فردا ساعت ۸ صبح قرار شد بر پیکر مجاهد بزرگ انقلاب نماز خوانده شود. خیل کثیری از مردم آمده بودند تا شب را در صحن‌های متبرک بمانند و تا صبح به نیابت از آقای شهید رازونیاز و مناجات کنند.

خبر رسید که به‌خاطر طولانی‌شدن مراسم تشییع در کربلا نماز به ساعت ۱۴ موکول شده است. به محل اقامتمان برگشتیم تا تجدید قوایی کنیم و دوباره به حرم برگشتیم. انگار این تأخیر در مراسم برای جاماندگان فرصتی فراهم کرده بود که خودشان را به مراسم برسانند. خیابان‌های اطراف حرم مملو از جمعیت عزادار بود که به سمت حرم در حرکت بودند؛ حرکتی میلیونی.

 با سختی در صحن پیامبر اعظم خودمان را جا دادیم. بر ازدحام مردم هر لحظه افزوده می‌شد و همه منتظر بودند. مانیتورهای بزرگ، جمعیت خیابان‌ها را نشان می‌داد که غیرقابل‌وصف بود.

 ساعت از ۱۴ گذشت و خبری از آمدن کاروان نورانی پیکرهای مطهر رهبر شهید و خانواده‌اش نبود. ساعت‌ها گذشت تا کاروان به خیابان امام رضا علیه‌السلام رسید و ما همچنان در حرم منتظر بودیم.

 نماز مغرب و عشا با سختی و فشردگی به جماعت خوانده شد. از ساعت ۲۱ اعلام کردند که کاروان شهدا وارد حرم شده است؛ ولی ازدحام جمعیت ورودشان به صحن را غیرممکن کرده بود. بلندگوها از مردم می‌خواستند که راه را باز کنند و راه همچنان بسته بود و بر خلاف همیشه که آستان قدس رضوی برنامه‌هایش بانظم پیش می‌رود، این‌بار نظمی در کار نبود و برنامه‌ریزی‌هایشان به‌هم‌ریخته بود. مردم مشتاق آخرین دیدار و وداع با رهبر خود بودند و از انتظار خسته شده بودند.

 مداحان مداحی می‌کردند تا زمان بگذرد. شعار می‌دادند و باز هم منتظران منقلب بودند. به‌ناگاه با صدای الصلوة مؤذن، سکوت بر جان‌ها مسلط شد و نماز بر پیکر رهبر شهید اقامه شد.

 برای ما امکان دیدن مراسم از نزدیک میسر نبود و به صفحه نمایشگرها بسنده کردیم. پس از ساعت‌ها عزاداری، پیکر رهبر عزیزمان در حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شد و عزیز ملت ایران در جوار جد بزرگوارشان آرام گرفتند.

با دلی پر از آه و درد به امید زیارتی دوباره مشهد را به مقصد شهری که آقای شهیدش در آن نفس کشیده بود ترک کردیم....

|| به قلم مهنار نظری (همسر جانباز)

|| عکس‌ها از محسن الله‌دادی(جانباز نخاعی)