
دفاعپرس، رژیم پهلوی تنها سلسله دستنشاندهای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همهجانبه آنها برخوردار بود؛ به همین دلیل با سلسلههای پیش از خود تفاوتهای اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک میکند؛ چرا که این انقلاب نجاتبخش نهفقط با یک رژیم دستنشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راههای شناخت رژیم پهلوی مطالعه کتابهایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمدهاند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخشهایی از آن را در ادامه میخوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده و پرده از حقایقی برمیدارد که میتواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.
سازمان و آموزش ساواک
ساواک دارای دو وظیفه اطلاعات (خارجی) و امنیت (داخلی) بود و در واقع ترکیبی بود از «سیا» و «F.B.I»، که هیئت مستشاری آمریکا در یک سازمان گنجانید. سازمان مرکزی ساواک به ترتیب عبارت بود از رئیس ساواک، قائم مقام ساواک، رئیس سازمان اطلاعات خارجی مدیر کل معاون مدیر کل رئیس اداره رئیس بخش رئیس دایره رئیس شعبه. بازرسی ساواک رئیس آن سرتیپ انصاری بود. این سازمان طبق آیین نامهای که توسط چند متخصص بازرسی نوشته شد و به تصویب من رسید از ادارات کل ساواکها و نمایندگیهای خارج از کشور بازرسی میکرد انجام بازرسی وظیفه خود انصاری بود و لذا دو کارمند بیشتر نداشت و هیچگاه کمک هم نخواست او طبعاً برای بازرسی ساواکها و نمایندگیهای خارج از کشور مسافرت زیاد داشت.
طبق آیین نامه، جزئیات مورد بازرسی او قرار میگرفت و لذا برای بازرسی از یک ساواک استان حدود ۲۰ روز وقت صرف میکرد. گزارشاتش خیلی مفصل بود ولی، چون دقیق و ماده بندی شده بود ماده به ماده قرائت میکرد و دستورات لازم را صادر میکردم او این دستورات را ابلاغ مینمود و انجام آن را خواستار میشد و انجام هم به من گزارش میشد انصاری در ساواکها و نمایندگیها شکایات را نیز میپذیرفت که دستور میدادم به قسمت شکایات تحویل شود.
قسمت رسیدگی به شکایات رئیس این سازمان سرتیپ زالتاش بود که فوقالعاده به کار خود علاقه داشت برای شکایات صندوقی تعبیه کرده بود که کنار درب ورودی و دور از انظار بود تا کارمندان ساواک با خیال راحت ولو از رئیس خود شکایت داشته باشند از آن استفاده کنند. کلید صندوق نزد زالتاش بود و همه روزه موقع ورود به ساواک صندوق را باز میکرد و شکایات را جمعآوری و به ترتیب تاریخ رسیدگی مینمود. او همیشه باید با شاکی ملاقات میکرد تا از کنه مطلب مطلع شود.
هفتهای یکبار نزد من میآمد و خلاصه شکایات و نتایج رسیدگی و پیشنهاد خود را قرائت میکرد. اکثراً پیشنهادها صحیح بود و تصویب میشد. مصوبه را به قسمت مربوطه ابلاغ میکرد و اجرای آن را میخواست و نتیجه را از کارمند شاکی سؤال میکرد تا زمانیکه کارمند تشکر کند و تحقق خواستهاش را اعلام دارد. در مورد خواستههای غیر قانونی هم با کارمند صحبت میکرد و او را قانع مینمود این ترتیب برای این اتخاذ شده بود که کارمندان ساواک هیچگاه نارضایتی را در خود نگه ندارند که موجب عواقب سوء شود.
سازماندهی اداری ساواک مانند هر سازمان اطلاعاتی و غیر اطلاعاتی، نظامی و غیر نظامی، طبق مقررات مصوبه کارگزینی آن سازمان مشخص میگردید. هر کارگزینی دارای ۱۳ یا ۱۴ وظیفه است که تکلیف هر کارمند را از زمان استخدام تا بازنشستگی، معین میکند. تشکیل ساواک در سال ۱۳۳۵ این رویه وجود داشت و تا انحلال ادامه یافت. استخدام در مورد افراد غیر نظامی بود. رسم بر این بود که فرد مورد نظر توسط یکی از کارمندان ساواک معرفی شود، لذا هیچگاه مراجعه اشخاص برای استخدام پذیرفته نمیشد. همه کارمندان موجود میتوانستند معرف باشند و لذا هیچگونه کمبودی در معرفی احساس نمیشد، بلکه اضافه هم میآمد، چون همه پرسنل میخواستند که خویشاوندان یا دوستان خود را وارد ساواک کنند.
کارگزینی اسامی را در دفتری مینوشت و هر موقع فردی برای استخدام مورد نیاز بود از روی لیست و به ترتیب تقدم احضار میشد. در ۶MI رویه استخدام این است که فرد باید ۲ معرف داشته باشد و مقام هیچ یک از معرفها کمتر از رئیس اداره نباشد. این رویه را من نتوانستم در ساواک اعمال کنم، ولی در دفتر ویژه اطلاعات بدین ترتیب عمل مینمودم که هرگاه قرار میشد فردی به دفتر منتقل شود کلیه افسران دفتر در اتاق کنفرانس جمع میشدند و از روی کتابچه اسامی افسران که در اختیارشان بود فقط از بین سرگردها و سرهنگ دومها، سه نفر را انتخاب میکردند. افسری تعیین میشد که کلیه سوابق کارگزینی و ضد اطلاعاتی این سه نفر را بررسی نماید و حداقل از پنج افسر که آنها را میشناسند تحقیق کند و نتیجه تحقیقات را روی فرم چاپی مخصوص بنویسد و ترتیب تقدم این سه نفر را مشخص نماید. سپس نام این سه نفر به فرمانده نیروی زمینی داده میشد که هر کدام را موافق بود به دفتر منتقل کند.
مسئول تحقیقات سیاسی و غیر سیاسی طبق فرم مصوبه اداره کل چهارم بود. هرگاه فرد بیایراد بود به کارگزینی معرفی میشد کارگزینی هم وظایفی داشت از نظر سطح تحصیلی باید مدرک تحصیلی به کارگزینی داده میشد و از نظر هوش و ذکاوت فرد آزمایش میشد. در کارگزینی وقتی پرونده فرد کامل میشد برای استخدام باید به تصویب رئیس ساواک میرسید که در زمان من به تصویب قائم مقام میرسید و توسط من امضاء میشد.
ساواک نوع دیگری کارمند هم داشت که مأمور میگفتند. این افراد یا افسر بودند و یا درجهدار ارتش در این مورد نیز اداره کل چهارم پرونده فرد را مانند استخدام بررسی میکرد و نتیجه تحقیقات را به کارگزینی میداد اگر نتیجه خوب بود از ارتش تقاضا میشد که فرد به ساواک مأمور گردد. البته برای اینکه نتیجه زحمات به هدر نرود، قبل از تحقیقات شفاهاً از ارتش سؤال میشد و زمانیکه موافقت ارتش جلب میگردید اداره کل چهارم تحقیقات را شروع میکرد و نتیجه را به کارگزینی میداد و تقاضا میشد و افسر یا درجهدار به ساواک مأمور میگردید.
کلیه موارد فوق که در زمینه مسائل اداری ساواک نوشته شد از روزی که به ساواک رفتم تا زمانیکه آنجا بودم بدون استثناء تحت امر من بود و رئیس ساواک هیچ گونه دخالتی در امور اداری ساواک نداشت. دستورات را من صادر میکردم احکام را من امضاء مینمودم و سنگینی کار ساواک هم همین کارهای اداری بود که روزانه حداقل ۳ ـ ۴ ساعت وقت احتیاج داشت. حوزه مسئولیت و دخالت رئیس ساواک در این زمان فقط امور عملیاتی بود و اگر تقاضایی برای ترفیع یا شغل افراد داشت به من مراجعه میکرد.
زیر دستان زمانی که وارد ساواک شدم اداره کل پنجم بیشتر به موزه اشیاء عتیقه شباهت داشت تا به سازمان فنی ساواک وسایل آن ۲ - ۳ ضبط صوت اسقاط ۳-۴ میکروفن ۵-۶ دوربین و امثال آن بود. این وسایل هم کهنه بود و هم یک هزارم نیاز ساواک را نیز برطرف نمیکرد. متوجه شدم که یکی از راههای سوء استفاده سرتیپ علوی کیا در همینجا بوده او در بودجه سالی حدود ۵ میلیون تومان برای وسایل فنی پیش بینی میکرد و چیزی حدود ۱۰ هزار تومان هزینه میکرد. این یکی از اقلام سوء استفادههای علوی کیا بود. طی مدتی که در ساواک بودم، اداره کل پنجم را واقعاً به سازمان فنی ساواک تبدیل کردم پرسنل کامل شد برخی واحدهای فنی در حدی که بتواند پاسخگوی نیاز ساواک باشد توسعه داده شد. سطح آموزش فنی ارتقاء یافت. وسایل فنی در حد نیاز مرکز و استانها و نمایندگیهای خارج از کشور تهیه شد و همیشه وسایل نیز به عنوان ذخیره در اداره کل پنجم نگهداری میشد.