تاریخ : 1405,پنجشنبه 01 مرداد16:00
کد خبر : 125849 - سرویس خبری : مقاله و یادداشت

نانوشته‌های کارنامه زعامت پیشوای شهید انقلاب


نانوشته‌های کارنامه زعامت پیشوای شهید انقلاب

محمدرضا زائری
فاش نیوز - در مرور کارنامه رهبری انقلاب و بررسی دوران زعامت پیشوای شهید، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، همه به طور طبیعی رویدادهای محقق‌شده و ابعاد مشهود و محسوس را نگاه می‌کنند و جنبه‌های مثبت را می‌ستایند و مورد تجلیل و تقدیر قرار می‌دهند؛ در حالی که این کارنامه خطوط سفید و نانوشته‌هایی دارد که شاید اهمیتشان از امور محقق‌شده و رخ‌داده بسیار بیشتر باشد!
دندانم که درد می‌کرد، خوب شد... استخوانم که شکسته بود، جوش خورد... بدهکار بودم و خدا پولی رساند، خدا را شکر!
آری، همه با چشم سر و گوش تن، محسوسات و ملموسات را درک می‌کنند و برای همین داشته‌ها و یافته‌ها را سپاس می‌گویند؛ اما وقتی در روز قیامت پرده‌ها کنار برود و حقیقت‌ها آشکار شوند، درخواهیم یافت بسا چیزها که می‌خواسته‌ایم و نشده و خداوند در دنیا به ما نداده، بیش از داشته‌ها جای شکر دارد! از همین روی گفته‌اند بزرگ‌ترین نعمت‌های روز قیامت که دل مومن را شاد می‌کند، بابت چیزهایی است که نداشته و در دنیا به او داده نشده؛ چون آنجا با چشم باطن‌بین می‌بیند که اگر مثلاً فلان روز، در میان سختی اتوبوس‌سواری و دربه‌دری متروگردی‌اش، خدا به او ماشین داده بود، چه تصادف هولناکی می‌کرد!

آنجاست که خدا را به خاطر نداده‌هایش شکر می‌کند و پیشانی سپاس و خاکساری بر درگاه او می‌ساید!
آنان که معرفت حقیقی دارند، خداوند را برای داده‌ها و نداده‌هایش حمد و ثنا و شکر‌و‌سپاس می‌گویند؛ چون می‌دانند که همه از مهر و لطف و عنایت و حکمت بوده است!
خواننده‌های عادی فقط خطوط سیاه کتاب را می‌بینند و کلمات و عبارات مکتوب را می‌خوانند، اما خوانندگان حرفه‌ای‌تر و هوشمندتر، سفیدی‌های میان خطوط را هم می‌بینند و از آن چیزهایی می‌فهمند و درک می‌کنند که خواننده‌ای مبتدی هیچ‌گاه درنخواهد یافت!

کاش در کنار خواندن کلمات واضح و ساده‌ای که همه می‌توانند بخوانند، ما با فکری عمیق و اندیشه‌ای ژرف، نانوشته‌ها را بخوانیم!
در مرور کارنامه رهبری انقلاب و بررسی دوران زعامت پیشوای شهید، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، همه به طور طبیعی رویدادهای محقق‌شده و ابعاد مشهود و محسوس را نگاه می‌کنند و جنبه‌های مثبت را می‌ستایند و مورد تجلیل و تقدیر قرار می‌دهند؛ در حالی که این کارنامه خطوط سفید و نانوشته‌هایی دارد که شاید اهمیت‌شان از امور محقق‌شده و رخ‌داده بسیار بیشتر باشد!

اگر حتی فقط به صورت گذرا «نشده‌های» دوران رهبری ایشان را تصور کنیم، می‌فهمیم که چه شاهکارهایی در حراست کشور و هدایت امت و رهبری انقلاب رخ داده است؛ در جریان جنگ خلیج فارس و حمله آمریکا به عراق و افغانستان، برخی از چهره‌های برجسته و شاخص سیاسی و مسئولان کشور به طور جدی معتقد بودند که باید وارد میدان شد و از این فرصت برای انتقام و مجازات دشمن استفاده کرد! کافی است یک لحظه تصور کنیم که رهبر حکیم انقلاب به راه آنان می‌رفت و نظر ایشان را می‌پذیرفت و کشور را درگیر فتنه و آشوبی دامن‌گیر و بی‌پایان می‌ساخت!
خدا می‌داند چه عذاب بزرگ و مصیبت سنگینی بر ایران فرود می‌آمد و چه گرفتاری‌ها و بلاهایی کشور را دربر می‌گرفت... لیکن با حکمت و هوشمندی رهبر شهید، کشتی نظام و کشور از آن گرداب هولناک و طوفان سهمگین عبور کرد و به سلامت از دریای آن شب موج‌خیز گذشت!
ما همواره شکایت داشتیم که چرا ایشان حرمت احکام امام راحل(ره) را نگه داشته و پیرمردهای منصوب امام را حفظ کرده، اما فقط کافی است تصور کنیم ایشان به آنها جایگاه‌ها و موقعیت‌های جدی‌تری می‌بخشید و مثلاً قوه قضائیه را به دست آقای خلخالی می‌سپرد!
کافی است یک لحظه تصور کنیم که آن رهبر شهید، از نظر جناحی و سیاسی به یک گروه خاص گرایش می‌یافت و در مراحل مختلف اداره کشور و سطوح گوناگون حکمرانی، یک جبهه گسترده را از حضور فعال و جدی در صحنه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حذف می‌کرد!
کافی است تصور کنیم اگر ایشان درکی از هنر و ادبیات و رسانه نداشت، یا اگر به جوانان و نوجوانان دلبسته نبود و به آنان اعتماد نمی‌کرد، آن وقت چه سرنوشت متفاوتی در عرصه‌های گوناگون حکمرانی و تاریخ معاصر ایران رقم می‌خورد!
می‌شد او چنان ذوق ادبی لطیفی نداشته باشد، می‌شد او چنان هوش سرشاری نداشته باشد، می‌شد او چنان آشنایی دقیقی به مسائل نخبگان نیابد و از تسلط کامل به مراکز علمی کشور بهره‌مند نباشد.
می‌شد تجربه حضور نزدیک در جبهه را نداشته باشد و آن رابطه نزدیک و عمیق با فرماندهان ارتش و سپاه را پیدا نکند، می‌شد آن فرصت تجربه و حضور میدانی و عملی در ساحت کار اجرایی و مدیریتی را نیابد و آن‌قدر دقیق با مسائل و مشکلات و فرصت‌ها و تهدیدهای نظام اداری کشور آشنا نشود.
او معصوم نبود و نباید او را مدح و ستایش فوق‌بشری و غیرطبیعی کرد، اما باید انصاف داشت و درخشش بی‌نظیر این مقطع تاریخی را دید و مهم‌تر از آن باید اندیشید و فهمید که چه تهدیدها و خطراتی با ذکاوت و درایت او از سر کشور و مردم دفع شده است.
حتماً در دوران او نقطه‌های قابل انتقاد بوده است، چرا که او انسان بود و انسان‌ها -جز اولیای خدا- از اشتباهات نوع بشر معصوم نیستند، اما انسانی بود حکیم و پرهیزگار! انسان بود، اما دلسوز و مهربان! انسان بود، اما هوشیار و فهیم!
باری، در مجادله‌ای از یک دوست منتقد پرسیدم: به‌راستی، اگر هیچ‌کدام از این مشکلات در نظام و کشور نبود و همه‌چیز به مطلوب‌ترین شکل و رویایی‌ترین شیوه ممکن پیش می‌رفت، آیا دیگر دلیلی برای انتظار امام زمان(علیه‌السلام) داشتیم؟
 
|| محمدرضا زائری