
فاش نیوز - «... قطعنامه را هم که امام قبول کرد، بهخاطر این فشارها نبود. قبول قطعنامه از طرف امام، بهخاطر فهرست مشکلاتی بود که مسئولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشور مقابلِ رویِ او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمیکِشد و نمیتواند جنگ را بااینهمه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. پذیرش قطعنامه، بهخاطر ترس نبود؛ بهخاطر هجوم دشمن نبود؛ بهخاطر تهدید آمریکا نبود؛ بهخاطر این نبود که آمریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند. چون آمریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت میکرد. وانگهی؛ اگر همه دنیا در امر جنگ دخالت میکردند، امام رضواناللَّه علیه، کسی نبود که رو برگرداند. بر نمیگشت! آن، یک مسئله داخلی بود؛ مسئله دیگری بود.
در تمام عمر دهساله حیات مبارک امام رضواناللَّه تعالی علیه، پس از پیروزی انقلاب، یکلحظه اتّفاق نیفتاد که او بهخاطر سنگینیِ بارِ تهدیدِ دشمن، در هر بُعدی از ابعاد، دچار تردید شود. این، یعنی همان برخورداری از روحیه حسینی...»
این جملات بخشی از بیانات امام شهید حضرت آیتاللهالعظمی سید علی حسینی خامنهای در اجتماع پرشکوه زائران مرقد امام خمینی (ره) به تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۷۵ و در سالگرد رحلت آن امام راحل بود.
همه نیروهای جبهه استکبار به میدان آمدند
در ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷، قطعنامه شماره ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل درباره پایاندادن به جنگ ایران و عراق بهطور رسمی توسط دولت جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شد. قطعنامه فوق حدود یک سال قبل از سوی شورای امنیت صادر شده بود.
این در شرایطی بود در طی یک سال از صدور قطعنامه ۵۹۸ تا پذیرش آن از سوی ایران، جبهه متحد استکبار با تمام قوا وارد میدان گردید تا جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم نماید. از یکسوی جدیدترین هواپیماهای جنگی فرانسوی و موشکهای آن در اختیار صدام گذارده شد، موشکهای زمینبهزمین اسکاد بی شوروی تقویت گردید تا بتواند همه شهرهای ایران از جمله تهران را هدف قرار دهد، برخی از کشورهای عربی، حمایت و پشتیبانی خود از صدام را به حداکثر رسانده و بالاخره اینکه نیروهای آمریکایی و ناوهای جنگی ایالات متحده بهطور علنی در حمایت از صدام وارد جنگ با ایران شدند، از جمله:
در فروردین ۱۳۶۷، ارتش آمریکا ناوهای سهند و سبلان نیروی دریایی ارتش را هدف قرار داد و همزمان با حمله ارتش بعث به فاو، سکوهای نفتی رشادت، سلمان و مبارک حمله کرد و موقعیت نیروهای بعثی را مساعد نمود و بالاخره در ۱۲ تیرماه با شلیک عمدی به هواپیمای مسافربری ایران بر فراز خلیجفارس و بهشهادترساندن ۲۹۰ مسافر آن هواپیما، هشدار شدیدی درباره ادامه جنگ به ایران داد.
حضرت امام در میانه این خیل تهدیدات علنی و عملی دشمن غدّار و نوکران منطقهای او، برای حفظ جان مسلمین و مصلحت نظام و کشور و انقلاب و خصوصاً وقتی مسئولین دولتی آمار ظرفیتهای نظامی و اقتصادی کشور را مقابل ایشان گذاردند (آمارهایی که تنها بخشی از پتانسیل و استعدادهای کشور را شامل میگردید!) با بذل آبروی گرانقدر خویش، قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفتند.
گزارشهای عجیب دولت
حضرت امام در نامهای به تاریخ ۲۵ تیرماه ۱۳۶۷ با اشاره به نامه دوم تیرماه فرمانده سپاه پاسداران و همچنین گزارشهای مسئولین دولتی بخشی از مشکلات نظامی و اقتصادی دولت را چنین ذکر کردهاند:
«... فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم؛ ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در طول پنج سال به دست میآوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابلهبهمثل را داشته باشیم و بعد از پایان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰ تانک و ۳۰۰۰ توپ و ۳۰۰ هواپیمای جنگی و ۳۰۰ بالگَرد و قدرت ساختن مقدار قابلتوجهی از سلاحهای [مختلف] که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است داشته باشیم، میتوان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم. وی میگوید قابلذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفتبرابر و ارتش به دوبرابر و نیم افزایش پیدا کند. او آورده است البته آمریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم والا موفق نخواهیم بود...
حضرت امام در نامه خود اضافه کردند:
«... این فرمانده، مهمترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه بهموقع بودجه و امکانات دانسته و آورده است که بعید به نظر میرسد دولت و ستاد فرماندهی کل قوا بتوانند به تعهد خود عمل کنند... آقای نخستوزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کردهاند، مسئولین جنگ میگویند تنها سلاحهایی را که در شکستهای اخیر از دست دادهایم، بهاندازه تمام بودجه است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولین سیاسی میگویند ازآنجاکه مردم فهمیدهاند پیروزی سریعی به دست نمیآید، شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است...»
این در حالی بود که تنها یک ماه بعد، با عهدشکنی صدام در مورد آتشبس و هجوم ارتش او و منافقین از دو جبهه جنوبی و غربی، سیل حضور مردم به جبههها سرازیر شد که از هر محاسبهای خارج بود و با همان امکانات در مقابل دو ارتش تا دندان مسلح ایستادند و آنها را با ذلت و خواری از کشور بیرون کردند.
اگرچه خواست امام و مردم و اغلب مسئولان کشور این نبود و میخواستند با تنبیه متجاوز درسی تاریخی به او بدهند تا دیگر نهتنها او بلکه هیچ نیروی متجاوز دیگری جرئت تجاوز و تعرض به خاک ایران را حتی به ذهن خویش راه ندهد، اما همچنان که در پیام ۲۵ تیرماه ۱۳۶۷ حضرت امام به جلسه رؤسای قوا ذکر شده بود، مجموعه شرایط پیشآمده باعث گردید که همان قطعنامه نیمبند ۵۹۸ را بپذیرند.
چنانکه در پیامشان به همین مناسبت نوشتند: «... اما در موردقبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن میدیدم... قبول این مسئله برای من، از زهر کشندهتر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او، این جرعه را نوشیدم. در شرایط کنونی، آنچه موجب این امر شد، تکلیف الهیام بود.»
نامه صدام به ایران: شما پیروز شدید
اما علیرغم همه کاستیها، در ادامه اجرای قطعنامه ۵۹۸، سرانجام سازمان ملل، صدام را آغازگر جنگ معرفی کرد و او ناگزیر همه نیروهایش را از مناطق اشغال شده بیرون کشید و به مرزهای بینالمللی بازگرداند، خط مرزی تالوگ بر اروندرود را بر اساس قرارداد الجزایر به رسمیت شناخت، تبادل اسرا را انجام داد و.... و بهاینترتیب برای نخستینبار جنگی در این سرزمین پایان یافت بدون آنکه حتی ریگی از خاک آن ربوده شود. صدام در پنجمین و آخرین نامه خود برای مسئولین وقت ایران به تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۶۹ اعتراف کرد: «... همه آنچه را که میخواستید و بر آن تکیه میکردید، تحقق یافت...»
اما حضرت امام درهمان هنگامه دفاع مقدس افق بلندتری را میدیدند که در پیام خود نوشتند: «... جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمیشناسد و ما باید در جنگ اعتقادیمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان بهراه اندازیم. انشاءالله ملت بزرگ ایران با پشتیبانی مادی و معنوی خود از انقلاب، سختیهای جنگ را به شیرینی شکست دشمنان خدا در دنیا جبران میکند و چه شیرینی بالاتر از اینکه ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر آمریکا فرود آمده است...»
برای یکلحظه هم پشیمان نیستیم
پس از گذشت ۳۷ سال از آن پیام مهم و راهبُردی، جانشین به حق آن امام بزرگوار، حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای در اوج درگیری با دو قدرت اتمی دنیا و پس از بهشهادترسیدن برخی از مهمترین و شجاعترین فرماندهان نظامی و همچنین دانشمندان متعهد و سایر مردم، فرمودند:
«... رژیم صهیونیستی اشتباه بزرگی کرد، خطای بزرگی کرد، غلطی کرد و عواقب آن، او را بیچاره خواهد کرد، به توفیق الهی. ملّت ایران از خون شهدای گرانقدر نخواهد گذشت، از تجاوز به آسمان کشورش صرفنظر نخواهد کرد...»
و حقیقتاً رزمندگان اسلام، رژیم صهیونیستی را بیچاره کردند تا آمریکا ناگزیر به طور مستقیم وارد جنگ شد. امام خامنهای در سومین پیام تلویزیونی خود در پایان جنگ و دفاع مقدس ۱۲ روزه تأکید کردند: «... رژیم آمریکا وارد جنگ مستقیم شد، چون احساس کرد که اگر وارد نشود، رژیم صهیونیستی بهکلی نابود خواهد شد.... اینجا هم جمهوری اسلامی پیروز شد و متقابلاً جمهوری اسلامی سیلی سختی به گونه آمریکا نواخت... اینکه جمهوری اسلامی دسترسی داشته باشد به مراکز مهمّ آمریکا در منطقه و هر وقت مقتضی دانست علیه آنها اقدام بکند، این حادثه کوچکی نیست، حادثه بزرگی است، در آینده هم این حادثه قابلتکرار است؛ درصورتیکه تعرّضی صورت بگیرد، هزینه دشمن و هزینه متعرّض قطعاً هزینه بالایی خواهد بود...».
گویی این بیانات رهبر شهید انقلاب در ادامه همان پیام ۳۷ سال پیش حضرت امام خمینی رحمهالله علیه بود. همچنان که انگار این پیام امام، همواره فرا راه انقلاب و نظام اسلامی قرار دارد که در مقابل وسوسه خناسان به تاریخ ۳ اسفند ۱۳۶۷، نوشتند:
«... ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کردهایم که ما برای ادای تکلیف جنگیدهایم و نتیجه فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند... نباید برای رضایت چند لیبرال خودفروخته در اظهارنظرها و ابراز عقیدهها بهگونهای غلط عمل کنیم که حزبالله عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولیاش عدول میکند...».
|| دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان