
فاش نیوز - فکر میکردیم قطعنامه پذیرفته شده و جنگ هم تمام ...
حتی خیلی از بچهها در روزهای بیست و هشت و بیست و نهم تیرماه با تماسی که با خانوادههاشان داشتند، میگفتند، حالا که جنگ تمام شده، تا چند روز دیگر ما را هم میفرستند شهرستان و .....
حتی یکی از رفقا را دیدیم که در شب جمعه با لباس شیک پاسداری وارد جهاد کرمان که محل استقرار گردان بود شد. ایشان بعدها تعریف میکرد، در شیراز که بودم، میخواستم برای خودم لباس راحتی بخرم. درست همان روز قطعنامه پذیرفته شد و من با خود گفتم، حالا که جنگ تمام شده دیگر نیازی نیست... این عزیز میگفت بعد از چند سالی آمدم منطقه و .....
آری، و فردا سرنوشت...اسارت را رقم میزند و مبارزه دیگری در قلب دشمن ...
و البته عزیزانی که با ما در اسارت بودند و به رحمت خدا پیوستند که روحشان شاد و یادشان گرامی؛ و با آرزوی سلامتی برای آزادگان سرافراز که هنوز که هنوز است آثار اسارت بر ابدان و روحشان جلوهگری پنهان فقط برای خود و خانوادهشان دارد ...
آری، فردا اسیری و انتقال به بصره و سه شب و سه روز در بصره؛ که این مدت از آن ۲۶ ماه اسارت در اردوگاه سختتر بود و ....
و اگر از ما میپرسیدند در این مدت، کجا بر شما سخت گذشت، همه میگفتند، بصره، بصره، بصره ...
و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ......
|| علیرضا ضابطی سیستان