
بسمالله الرحمن الرحیم؛ شنیدن حقیقت، مسئولیتآور است. بیتفاوتی به آن، تاوان دارد. شما در قبال شنیدن و یا مواجهه با یک حقیقت، باید دچار یک حالت، احساس و یا کنش شوی... البته که احساس اولیه هم کافی نیست. شما نمیتوانی حقیقت را گوش کنی و بعد سوتزنان از کنارش عبور کنی...
حقیقت غیور است. بیتفاوتی تو را تاب نمیآورد. برایت کمین میکند. یک روز قطعاً تو را به خودش سخت دچار میکند. همانگونه که دل اگر در برابر ذکر خداوند متعال بیتفاوت باشد، سیاه شده و دچار قساوت میشود... یعنی وقتی در نماز، ذکر خدا را بر زبانت جاری میکنی، دلت باید به آن روی بیاورد.. ذکر باید وارد قلبت شود، وگرنه قلبت بعد از مدتی، قساوت میگیرد، تیره و سیاه میشود؛.. و این یعنی اینکه روح و جانت و حتی جسم و تن تو عادت میکند به نادیده گرفتن ذکر خداوند ذوالجلال والاکرام...
حق، حقیقت، الله، و دین، همه در یک رسته معنایی قرار دارند.. بیتفاوتی و بیتوجهی به همه اینها، بعد از مواجهه و روبرویی با آنها، یقیناً تاوان دارد، و «عذاب» را موجب میشود؛ همان عذابی که در مورد پیشینیان مغرور و بی تفاوت مداوماً نازل شده و آنان را به هلاکت و بداقبالی و رنج و غم همیشگی رسانده است.
توجه داشته باشیم، همانگونه که خداوند در قرآن میفرماید: «و من اعرض عن ذکری فان له معیشتا ضنکا»؛ (کسانی که از یاد من اعراض میکنند، دچار یک زندگی پر از رنج و ملال میشوند)؛ اینجا عذاب همان زندگیِ سراسر رنج و درد است.
اما از منش خداوند مهربان در قرآن کریم اینگونه برداشت میشود که به اقوام مختلف مادامی که پیامبر و کتابی برایشان ارسال و نازل نشده بود، کاری نداشته است؛ اما وقتی «بینه» برای اقوام ارسال میشد، هرگونه اعراض و یا مخالفتی را با «عذاب» پاسخ میداد...
||محمدرضا سابقی