
فاش نیوز - بهنام خداوند ایثار و شهادت؛ رفاقتهای خاکریز، هرگز پیر نمیشوند..
ایوای که یارانم، گلهای بهارانم
رفتند از این خانه، رفتند غریبانه...
گاهی شبها که دفتر خاطرات دلم را ورق میزنم بوی خاک خیسِ شلمچه، نسیم اروند، سکوت فکه و زمزمههای عاشقانه سنگرها دوباره جان میگیرد انگار هنوز صدای خندههای بیریای بچهها در گوشم میپیچد؛ همان خندههایی که فردایش شاید یکی از صاحبانش آسمانی میشد و دیگر به سنگر باز نمیگشت.
و چه زود گذشت آن روزهای ناب... روزهایی که دلها بیریا بود، دستها به هم گره خورده بود و رفاقتها رنگ اخلاص داشت.
آن روزها، برای هم جان میدادیم؛ نه از روی تعارف، بلکه از سر ایمان و عشق.
برادری را نه بر زبان که در میدان مین، زیر آتش خمپاره و در لحظههای سرنوشت معنا می کردیم.
سالها از دفاع مقدس هشتساله گذشته است؛ اما برای ما جنگ هیچگاه تمام نشد. هنوز هم هر صبح با خاطره شهیدی بیدار میشویم و هر شب با یاد عزیزی سر بر بالین میگذاریم.
بسیاری از یارانمان جام وصال نوشیدند و لباس سرخ شهادت بر تن کردند. خوشا به حالشان که معاملهای چنین زیبا با خدا داشتند. اما ما ماندیم... با دلی پر از حسرت، با جسمی خسته از زخمهای سالهای آتش و خون و با خاطراتی که هرگز کهنه نمیشوند.
دلمان به همرزمان جامانده خوش بود؛ به آنان که یادگار آن روزهای نورانی بودند و هستند. اما امروز، آنان نیز یکی پس از دیگری، با تنهای رنجور و جسمهایی که هنوز ترکش و جانبازی را به دوش میکشند، آرامآرام بار سفر میبندند و به قافله یاران شهیدشان میپیوندند. و چه زیباست که همین مردان، با وجود دردهای بیامان، هنوز بیش از آنکه نگران خود باشند، دلواپس سلامتی همرزمانشان هستند. هنوز اگر تلفنی به هم میزنند، نخستین جملهشان این است که «برادر! دعا میکنم خدا شفایت بدهد.»
این همان رفاقتی است که در هیچ مکتبی جز مکتب عاشورایی دفاع مقدس نمیتوان یافت؛ رفاقتی که با گذر زمان فرسوده نمیشود؛ بافاصله از بین نمیرود و حتی مرگ نیز توان گسستن آن را ندارد.
خدایا...، یاران شهیدمان را با سالار شهیدان محشور فرما؛ لباس عافیت بر تن یادگاران دفاع مقدس بپوشان و به ما نیز توفیق بده که تا آخرین نفس، امانتدار راه، آرمان و رفاقتهای آسمانی آنان باشیم.
آه... که چه سخت است ماندن، وقتی هر روز یکی از بهترین رفیقان سالهای آتش و خون، بیصدا کولهبارش را برمیدارد و راهی دیار باقی میشود..
خدایا، تا هستند، سلامتی، عزت و آرامش را نصیب یادگاران دفاع مقدس بگردان و آنگاه که موعد دیدار فرا رسید، ما را نیز شرمنده رفاقتهای خداییمان مگردان...
و در پایان، حقیقت این است که دفاع مقدس برای ما هرگز به پایان نرسیده است! تا وقتی نام شهیدی بر زبان جاری میشود، تا وقتی جانبازی با دردهای سالیان، صبورانه نفس میکشد، تا وقتی آزادهای خاطرات اسارت را در سینه دارد، آن حماسه زنده است و پرچمش بر زمین نخواهد ماند.
خدایا... ، به حرمت خون پاک شهیدان، بر تن همه یادگاران دفاع مقدس جامه عافیت بپوشان، دردهایشان را مرهم باش، دلهایشان را آرام گردان و سایه وجودشان را بر سر این ملت مستدام بدار... و اگر روزی موعد کوچ ما نیز فرا رسید و لایق بودیم، دستمان را در دست همان یاران آسمانی بگذار؛ یارانی که روزی در خاکریزهای ایمان، برادرانه در کنارشان جنگیدیم و امروز، سالهاست چشمانتظار دیدار دوبارهشان هستیم.
سلام و درود خدا بر شهیدان، بر جانبازان، بر آزادگان و بر همه مردانی که رفاقت را با ایثار معنا کردند.
«اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً، واحشرنا مع محمدٍ و آل محمد و تمامی شهدای گرانقدر»
|| علیرضا ضابطی سیستان