
فاش نیوز- شهید "منصور آبسواران"، فرزند محمد، در بیستوششم تیرماه سال ۱۳۴۵ در روستای حشمتیه از توابع شهرستان خمین متولد شد. او از دوران نوجوانی با نماز، روزه و آموزههای دینی مأنوس بود و در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، با شور نوجوانانه در راهپیماییها شرکت میکرد. منصور از سال ۱۳۵۹ به جبهه رفت و پس از سالها حضور در دفاع مقدس، بهعنوان پاسدار افتخاری و فرمانده دسته در لشکر مهندسی رزمی ۴۲ قدر خدمت کرد. این رزمنده مؤمن سرانجام در سیویکم تیرماه سال ۱۳۶۷، همزمان با تک دشمن در منطقه شلمچه، بر اثر سقوط در آبگرفتگی به شهادت رسید؛ در حالی که همسرش ششماهه باردار بود و تنها دخترش هرگز پدر را ندید.
زندگی در محیط ساده و صمیمی روستا، روحیهای بیآلایش، مسئولیتپذیر و مردمدوست در او پرورش داد. منصور از کودکی به اطرافیان خود احترام میگذاشت و در انجام کارهای خانه و کمک به خانواده مشارکت میکرد.

منصور دوره ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه روستا با موفقیت پشت سر گذاشت. دوران نوجوانی او با روزهای پرالتهاب انقلاب اسلامی همزمان بود. هنگامی که موج انقلاب سراسر کشور را فرا گرفته بود، منصور دانشآموز دوره راهنمایی بود؛ اما با وجود سن کم، در فعالیتها و راهپیماییهای انقلابی حضور پیدا میکرد.
او با مشتهای کوچک خود شعارهای انقلابی سر میداد و آزادی و استقلال را فریاد میکشید. حضور او در آن روزها نشان میداد که روحیه انقلابی و احساس مسئولیت اجتماعی، تنها به بزرگسالان محدود نبود؛ بلکه نوجوانانی مانند منصور نیز با درک شرایط جامعه، در مسیر نهضت اسلامی قرار گرفته بودند.
شهید آبسواران از نوجوانی به نماز و عبادت علاقهمند بود و تلاش میکرد زندگی خود را با آداب اسلامی هماهنگ کند. بنا بر روایت مادر بزرگوارش، درستکاری، نوعدوستی و ایمان قوی از ویژگیهای برجسته اخلاقی او بود.
او حتی پیش از رسیدن به سن بلوغ، بدون آنکه خانواده او را مجبور کند، نماز میخواند و روزه میگرفت. این رفتارها نشاندهنده علاقه قلبی و باور درونی او به دین و شعائر اسلامی بود.
یکی از نمونههای نوعدوستی منصور، ماجرایی است که هنگام انجام کار در خانه، همسایهای برای انجام کار بنایی به کمک نیاز پیدا کرد. منصور کار خود را رها کرد و برای یاری همسایه رفت. کمک به دیگران برای او تنها یک توصیه اخلاقی نبود، بلکه بخشی از رفتار روزمرهاش به شمار میرفت.
شهید منصور آبسواران از سال ۱۳۵۹، در نخستین سالهای جنگ تحمیلی، راهی جبهه شد. او حدود دو سال با عضویت بسیجی در مناطق عملیاتی حضور داشت و پس از رسیدن به سن مشمولیت، خدمت خود را در جایگاه سرباز ادامه داد.
منصور که جبهه را عرصه انجام وظیفه و دفاع از اسلام و میهن میدانست، سالهای جوانی خود را در مناطق جنگی سپری کرد. او در سال ۱۳۶۶ به عضویت رسمی درآمد و تا سال ۱۳۶۷، یعنی زمان شهادت، در جبهه حضور داشت.
در طول این سالها، روحیه دینی و انقلابی او همچنان پابرجا بود. منصور به برادر کوچکتر خود که در آن زمان سرباز بود، همواره سفارش میکرد: «همیشه نمازت را اول وقت بخوان.» این توصیه، بازتابی از باور عمیق او به نماز و اهمیت پایبندی به وظایف دینی بود.
شهید منصور آبسواران حدود دو سال پیش از شهادت ازدواج کرده بود. زندگی مشترک او اگرچه کوتاه بود، اما بر پایه ایمان، محبت و مسئولیتپذیری شکل گرفت.
در زمان شهادت منصور، همسرش ششماهه باردار بود و چشمانتظار تولد تنها دخترشان به سر میبرد. خبر شهادت، پیش از آنکه دختر خانواده فرصت دیدار پدر را پیدا کند، به همسر شهید رسید. این دختر، یادگار پدری شد که سالهای جوانی خود را در راه دفاع از کشور گذراند و سرانجام در میدان نبرد به شهادت رسید.
شهید منصور آبسواران در لشکر مهندسی رزمی ۴۲ قدر بهعنوان پاسدار افتخاری و فرمانده دسته خدمت میکرد. حضور در این جایگاه، بیانگر اعتماد به توانایی، تجربه و روحیه مسئولیتپذیری او بود.
او پس از سالها حضور مستمر در جبهه، تجربه و توان لازم برای هدایت نیروها را به دست آورده بود و وظایف خود را با جدیت دنبال میکرد. برای منصور، فرماندهی تنها یک عنوان نظامی نبود؛ بلکه مسئولیتی برای حفاظت از نیروها و انجام دقیق مأموریتهای محوله به شمار میرفت.
سرانجام در سیویکم تیرماه سال ۱۳۶۷، همزمان با تک دشمن در منطقه عملیاتی شلمچه، حادثهای تلخ برای شهید منصور آبسواران رقم خورد. او بر اثر سقوط در آبگرفتگی به شهادت رسید و به جمع شهدای دفاع مقدس پیوست.
شهادت منصور پایان زندگی جوانی بود که از کودکی با ایمان، نوعدوستی و مسئولیتپذیری رشد کرده بود؛ در نوجوانی برای پیروزی انقلاب اسلامی شعار داده بود و در سالهای جوانی، جبهههای نبرد را برای دفاع از میهن برگزیده بود.
پیکر مطهر شهید به زادگاهش بازگردانده شد و در حشمتیه شهرستان خمین به خاک سپرده شد. امروز آرامگاه او یادآور جوانی است که خانه و خانواده را دوست داشت، اما برای دفاع از آرمانهای خود، سالها از آسایش و زندگی شخصی گذشت.
شهید منصور آبسواران در کنار شجاعت و حضور مستمر در جبهه، الگویی از ایمان و عمل به شمار میرفت. نماز اول وقت، کمک به همسایگان، احترام به خانواده و احساس مسئولیت نسبت به میهن، بخشهایی از شخصیت او بود که در خاطرات خانواده و نزدیکانش باقی مانده است.
او در شلمچه به شهادت رسید، اما سفارشهای دینی، رفتارهای انسانی و فداکاریهایش در خانواده و زادگاهش ماندگار شد. دخترش، که در زمان شهادت پدر هنوز به دنیا نیامده بود، یادگار مردی شد که زندگی کوتاه خود را در مسیر ایمان، خدمت و دفاع از وطن سپری کرد.